عرق سرد، تپش قلب و یک پوشه پلاستیکی سنگین که توی دستم حسابی عرق کرده بود. این تمام چیزی است که از صبح روز مصاحبه سفارتم یادم مانده. کسانی که مسیر اپلای و مهاجرت را رفتهاند خوب میدانند چه میگویم؛ ماهها برای آزمون آیلتس بکوب درس میخوانی، با استرس منتظر جواب اساتید میمانی، میلیونها تومان خرج ترجمه رسمی و مهر دادگستری میکنی و در نهایت، همهچیز خلاصه میشود در یک جلسه ده دقیقهای با یک افسر ویزا که قرار است به تمام این زحمات نگاه کند.
تا چند روز قبل از مصاحبه، فکر میکردم سختترین بخش کار همان گرفتن نمره زبان و تاییدیه مدارک بوده است. اما وقتی به روزهای آخر رسیدم، تازه با یک غول عجیب و غریب روبرو شدم
کابوسی به اسم کافینت و پرینترهای خسته
ماجرا از این قرار بود که سفارت از من اصل ترجمهها، کپی تمام مدارک هویتی، نامههای مکاتبه با دانشگاه، واچر هتل، بیمهنامه و از همه مهمتر، یک نسخه فیزیکی از پورتفولیوی کاریام را خواسته بود (برای رشتههای هنر و معماری، پورتفولیو رسماً حکم مرگ و زندگی را دارد). به علاوه، چند تا فایل PDF حجیم از منابع زبان و گرامر داشتم که میخواستم برای روزهای اول سفرم پرینت بگیرم تا همراهم باشد.

رفتم سراغ یکی از کافینتهای شلوغ محلهمان. ساعتها معطل شدم تا نوبتم شد. وقتی مسئول آنجا شروع کرد به پرینت گرفتن، دلم میخواست سرم را به دیوار بکوبم. پرینترش روی تمام کپیهای پاسپورت و مدارک خط میانداخت. اما فاجعه اصلی سر پورتفولیوی من رخ داد. پروژههایی که ماهها برای ترکیب رنگشان در نرمافزار وقت گذاشته بودم، روی یک کاغذ معمولی، تیره، کدر و مرده چاپ شدند. وقتی هم به طرف گفتم «آقا این رنگش چرا اینجوریه؟» خیلی راحت جواب داد: «دستگاه همینه مهندس، میخوای نبر ولی باید پولشو بدی!»
جزوات زبانم را هم با یک طلق نازک و فنر پلاستیکی بیکیفیت جوری صحافی کرد که همانجا موقع ورق زدن، دو تا از برگههایش پاره شد.
با یک بغل کاغذ نامرتب، بیکیفیت و استرسی که هزار برابر شده بود برگشتم خانه. احساس میکردم اگر این مدارک را با این سر و شکل جلوی آفیسر سفارت بگذارم، در دلش میگوید: «این آدم حتی نتونسته چهار تا برگه رو درست و حسابی پرینت بگیره، چطور میخواد تو یه کشور دیگه درس بخونه و کار کنه؟»
وقتی جزئیات کوچک، بازی را عوض میکنند
توی یکی از گروههای تلگرامی بچههای اپلای داشتم از این وضعیت غر میزدم و دنبال یک چاپخانه خوب میگشتم که کارش سریع باشد. یکی از بچهها که چند ماه پیش ویزایش را گرفته بود پیام داد: «چرا تو این شلوغیا و ترافیک پا شدی رفتی کافینت؟ من برای وقت سفارتم همه فایلها رو دادم تکثیرکاران، هم تمیز پرینت گرفتن همونجا صحافی کردن فرستادن در خونه.»
راستش اولش اصلا نمیدونستم تکثیرکاران چیه، وقتی سایتشونو چک کردم خیلی حس و حال سفارش آنلاین هم نداشتم، فکر میکردم باز قرار است یک فایل را اشتباه بزنند یا دیر به دستم برسد. ولی واقعاً وقت هم نداشتم کل شهر را دنبال یک چاپخانه تخصصی بگردم. با ناامیدی فایلهای PDF مدارک، نامههای پذیرش و پورتفولیوی عزیزم را روی سایتشان آپلود کردم. برای پورتفولیو کاغذ گلاسه ضخیم انتخاب کردم و برای مدارک هم چاپ لیزری با یک صحافی شیک.
وقتی بسته پیک به دستم رسید، انگار یک سطل آب یخ روی تمام استرسهای آن چند روزم ریختند. همهچیز دقیقاً همانطور بود که یک پرونده رسمی باید باشد. رنگهای پورتفولیو به شدت زنده بودند، خطوط پرینت مدارک کاملاً شفاف بود و دستهبندیها با یک صحافی محکم و مرتب انجام شده بود. جزوات حجیم زبانم هم طوری سیمی شده بودند که خیالم راحت بود تا آخر سفر آخ نمیگویند. برای اولین بار در آن هفته، احساس کردم واقعاً برای مصاحبه آمادهام.
آن روی سکه؛ میز آفیسر سفارت
روز مصاحبه رسید. نوبتم که شد، با اعتمادبهنفس کلاسورم را باز کردم. آفیسر یک نگاهی به سر و وضع مرتب پرونده انداخت. وقتی پورتفولیو را از من گرفت، قشنگ میشد دید که به جای اینکه با کلافگی ورق بزند، دارد با دقت به جزئیات پروژهها نگاه میکند. کیفیت چاپ و مرتب بودن مدارک، باعث شد هیچ سوال اضافهای درباره خوانا نبودن فلان نامه یا تار بودن کپی پاسپورت نپرسد. همهچیز روی غلتک افتاد و آن مصاحبه، به یکی از بهترین تجربههای زندگی من تبدیل شد.

حرف آخر با بچههای درگیر اپلای و زبان
اگر الان درگیر کلاسهای آیلتس هستید، اگر دارید پولهایتان را برای ترجمه مدارک جمع میکنید، یا اگر در قدمهای آخر رزرو وقت سفارت هستید، یک نصیحت دوستانه از من بشنوید: «ارائه فیزیکی» مدارکتان را دستکم نگیرید.
آفیسری که روزانه دهها پرونده آشفته و درهمریخته را میبیند، وقتی با یک پرونده تمیز، خوانا و حرفهای روبرو میشود، ناخودآگاه حس میکند با یک آدم منظم و جدی طرف است. نگذارید زحمات چند سالهتان برای یادگیری زبان انگلیسی، هزینههای سنگین دارالترجمه و شببیداریهایتان، صرفاً به خاطر یک پرینت بد و یک پوشه نامرتب زیر سوال برود. به جزئیات احترام بگذارید، چون گاهی همین برگههای کاغذی، بلیط پرواز شما را امضا میکنند.