
فکر کنید در اتاقی پر از کتاب و مقاله روی زمین نشسته اید، و پر از برگه و کاغذ دور بر شماست و فقط صدای کاغذ می آید. این تصویربرای شما باید ۀشنا باشد. شمایی که یک زمانی درگیر نوشتن پایان نامه بودید. حالا کمی بیشتر فکر کنید ، اینکه پاین نامه خود را به یک کتاب تبدیل کردید و در کتابفروشی های سطح شهر و در قفسه این فروشگاه ها قرار دارد و مردم آن را میخرند.
این داستان «یاسمن» است؛ داستانی که ثابت کرد یک پایاننامه میتواند یک کتاب پرفروش و پرخواننده باشد.
جرقه یک ایده در میان انبوه دادهها
یاسمن، دانشجوی کارشناسی ارشد بود که در رشته رشته جامعهشناسی تحصیل میکرد. یاسمن موضوع پایان نامه خود را دوست داشت و از کار کردن روی آن لذت میبرد: «عنوان پایان نامه او: بررسی نقش قصههای عامیانه در شکلگیری هویت فرهنگی زنان در مناطق روستایی ایران». پایاننامه او پر بود از مصاحبههای جذاب وعمیق، خاطرات بی نظیر زنان پیر و جوان، و افسانههای قدیمی که نسل به نسل به آینده رسیده بود.
او در حین تحقیق متوجه چیزی شد: دادههایش خشک و بی روح نبودند. این متن ها خود زندگی بودند. هر مصاحبه یک داستان خواندنی و قصه ای باورنکردنی بود و گویا هر پیرمرد و پیرزن یک قهرمان بودند و غیر این هم نمیشد گفت. قهرمانان واقعی که لحظه به لحظه دردو رنج خود را میگفتند. او هنگام نوشتن پایاننامه دانشگاهی، تمام این جذابیتها را با زبان پیچیده علمی و جداول آماری گفته بود که باعث شده بود این قشنگی ها پنهانشده باشند. اما یک سؤال در ذهنش شکل گرفت: «چه میشد اگر این یافتههای ارزشمند را به زبانی ساده و داستانی تبدیل کنم و مردم عادی، آن را بخوانند و این کتاب را به خود اهالی روستا تقدیم کنم.
تبدیل الماس خام به جواهری درخشان
پس از دفاع موفقیتآمیز و عالی یاسمن از پایاننامه، سریع دست به کار شد.
- تغییر مخاطب: اولین و مهمترین قدم این بود. مخاطب او دیگر استادان دانشگاه و افراد علمی متخصص در آن حوزه نبودند، بلکه مادربزرگها، مادران، دختران جوان ، پسران و مردان و همه قشرهای جامعه بودند و هر کسی که به فرهنگ بومی علاقه داشت عاشق این کتاب میشد.
- تغییر لحن: لحن خشک و آکادمیک کنار گذاشته شده بود. لحن جدید، ساده و صمیمی بود.
- بازسازی ساختار: مقدمه و نتیجه گیری و این جور ساختارهای پایان نامه حذف شد و به صورت یک داستان یکپارچه شد.
- روایتگری: یاسمن خودش را وارد کتاب کرد. از سختیهایی که در سفر به روستاها داشت، از هیجان اولین مصاحبه ای که کرد و از احساساتش هنگام شنیدن این داستانها نوشت. این کار کتاب را بسیار جذاب کرد.
- حذف و اضافه: تمام اصطلاحات تخصصی که در پاورقی نوشته شده بود را حذف کرد وجایگزین مناسبی برای آن انتخاب کرد. در عوض، عکسهایی که خودش از راویان و مناطق گرفته بود وارد کتاب کرد و کتاب را جذاب کرد.
تأثیر چاپ کتاب بر فرصتهای شغلی فارغالتحصیلان دانشگاه رجایی
موفقیتی فراتر از انتظار
کتاب یاسمن با عنوان « صدای فراموش شده زنان» منتشر شد. موفقیت آن شگفتانگیز بود:
- نقدهای مثبت: کتاب نه تنها در میان مردم، بلکه نزد منتقدان ادبی و نویسندگان نیزبسیار تحسین شد.
- ارتباط مجدد نسلها: بسیاری از خوانندگان، کتاب را به مادربزرگهای خود هدیه دادند و این باعث شد گفتوگوهای جدیدی درباره فرهنگ و گذشته در خانوادهها شکل بگیرد. و جوانان بسیاری از این فرهنگ های بومی را با تمام وجود لمس کردند.
- اهدای ارزش: یاسمن بخشی از درآمد کتاب را به برنامههای سوادآموزی زنان و اشتغال در همان مناطق اختصاص داد و و باعث شد روستا معروف شود.
او امروز نه یک دانشجوی فارغالتحصیل، که یک نویسنده شناخته شده است. پایاننامه او که روزی تنها در کتابخانه دانشگاه داشت خاک میخورد، حالا در میان مردمی است که از اول هم باید همانجا میبود.
چطور ایرانیان مقیم خارج از کشور میتوانند به کشور خود کمک کنند؟
درسهایی از یاسمن برای شما
اگر شما هم پایاننامه یا رسالهای دارید که به آن عشق میورزید، به این سؤالها فکر کنید:
- آیا تحقیق شما داستانی برای گفتن دارد یا فقط جنبه علمی دارد؟ اگر جنبه علمی دارد ایا میتوان آن را به زبان ساده تری بیان کرد؟
- مخاطب واقعی کار شما کیست؟ فقط جامعه آکادمیک یا افراد دیگری هم میتوانند از آن بهره ببرند؟
- چگونه میتوانید زبان آن را از علمی به روایی تغییر دهید؟
کار یاسمن به ما یادآوری میکند که دانش نباید درکتابخانه های دانشگاه ها خاک بخورد. گاهی ارزشمندترین ایدهها برای کتاب در همین صفحات پایاننامهها قرار دارد، فقط کافی است جرات دکنید و این محتوا را به کتاب مورد نظر خود تبدیل کنید آنها را از قالب سنتی اکادمی خارج کنیم و به قلب جامعه ببریم.
پس دفعه بعد که پایاننامه خود را انجام دادید و نمره خود را از استاد مربوطه گرفتید.دوباره آن را باز کنید و نگاه دقیق تری بکنید، به آن نه به عنوان یک «تکلیف درسی»، که به چشم یک «الماس جدید» بنگرید، کافیست آن را بتراشید تا درخشش الماس شما چشم همه را نوازش دهد.