
یک لحظه تصور کنید: بوی جوهر کتابی که تازه چاپ شده و به دست شما رسیده است ، حس غرور عجیبی است که در خود حس میکنیم. حسی از جنس افتخار. این تصویر، رویای خیلی از دانشجویان، پژوهشگران و متخصصان است. چاپ کتاب باعث افزایش اعتبار شما میشود و رزومه شما را قوی میکند اما بهتر است که متن زیر را بخوانید.
من اینجا هستم تا از دو اشتباه مهلک برایتان بگویم؛ اشتباهاتی که خودم سالها انجام دادم و بهای بزرگی پرداخت کردم و فرصت هایی را از دست دادم. این داستان من است، اما ممکن است فردا داستان شما هم باشد.
مهمترین نکات در چاپ کتاب چیست؟
خاطرهای از شتاب و پشیمانی
سال ۱۳۹۴ بود. ترم آخر کارشناسی ارشد را میگذراندم و مثل بسیاری از همدورهایها، به دنبال این بودم که یک رزومه عالی و پروپیمان درست کنم. یک “کتاب” میخواستم؛ بهر جور که شده. با یکی از ناشران آشنا شدم که قول داد در ازای مبلغی نه چندان کم، پایاننامه من را – بدون هیچ تغییر محتوایی خاصی – در قالب یک کتاب چاپ کند و در مدت یک ماه همه این مراحل را بگذراند و کتاب چاپ شده من را تحویل دهد.
وسوسه شدم. پول را کامل پرداخت کردم. یک ماه که نه حدود 4 ماه بعد کتابها را تحویل گرفتم. آن روز، احساس غروری زیادی میکردم. رزومه را به سرعت آپدیت کردم و کتابم را با خود به همه جا میبردم. یکسال گذشت، در مصاحبهای برای یک موقعیت تحقیقاتی بسیار خوب وعالی، مصاحبهکننده فردی با سابقه و استاد بینظیری بود کتاب مرا روی میز گذاشت و پرسید: «آقای فلانی، این کتاب را خودتان نوشتهاید؟»
قلبم به تپش افتاد. با غرور زیادی گفتم: «بله.». احساس کردم چقدر من شخص قوی هستم که کتاب من را در دست دارد
اوکتاب را ورق زد و گفت: «صفحه 46، پاراگراف سوم. این جمله دقیقاً عین جملهای است که من پنج سال پیش در مقالهام در فلان مجله نوشتهام. و این نمودار صفحه 78، بدون ذکر منبع است. چه توضیحی دارید؟»
دنیا برای چند ثانیه دور سرم چرخید. آن استاد با ادب اما مقتدرهمه اعتماد به نفس من را نابود کرد: «این کتاب، نه یک اثر علمی، که یک دزدی ادبی سازمانیافته است. شما با چاپ عین پایاننامه، بدون اینکه به درستی از منابعی که استفاده کردید نام ببرید و جملاتی که عینا استفاده میکنید بگویید از کیست، اعتبار علمی خود را برای همیشه خدشهدار کردهاید.»
آن روز، نه تنها آن موقعیت شغلی، بلکه اعتبارم را از دست دادم. پس این را از شما میخواهم که اگر پایان نامه خود را به کتاب تبدیل میکنید حتما منابع آن را مشخص کنید. شاید خیلی وقتها کسی متوجه نشه و یا براش مهم نباشه اما این یک عرف بین الملل است. هیچ اشکالی نداره از جملات و نمودارهای دیگر اساتید استفاده کنید اما حتما باید ذکر کنید.چگونه یک پایاننامه تبدیل به یک کتاب پرفروش شد؟
اشتباه مهلک اول: عجله برای دیدن نام خود روی جلد، به قیمت نابودی “اعتبار”
این اولین و کشندهترین اشتباه است: چاپ بدون محتوا یا با محتوای دستدوم.
- بر اساس نیاز خود کتاب چاپ کنید. اگر به دنبال اعتبار علمی هستید محتوای با کیفیت و دست اولی را برای کتاب خود تهیه کنید. اگر میدانید که خیلی کتاب شما خوانده نمیشود میتوانید از مزالب اشخاص دیگر به صورت گردآوری استفاده کنید.
- به هیچ عنوان سعی نکنید که مطالب یک کتاب دیگر را عینا به نام خود چاپ کنید .
- اصلا سعی نکنید مطالب بی کیفیت و فاقد جذابیت و سطح پاین را چاپ کنید.
اشتباه مهلک دوم: انتخاب ناشر بر اساس قیمت، نه بر اساس “اعتبار”
دومین اشتباه، که مکمل اشتباه اول است، انتخاب ناشران زرد یا فاقد صلاحیت است.
- بسیاری از ناشران با هزینه های پایین کتاب شما را به چاپ میرسانند که اشتباه میباشد.
- چرا مهلک است؟ حتی اگر شما بهترین و اصیلترین کتاب دنیا را نوشته باشید، اگر توسط یک ناشرضعیف چاپ شود، ارزش علمی کمتر میشود. نام ناشرینی که در چاپ کردن کتاب همیشه ضعف هایی داشته اند و با نویسندگان به مشکل خورده اند مانند یک لیست سیاه نزد مخاطبان میمانند.
- راه نجات: تحقیق کنید. به سراغ ناشرین معتبر بروید و هزینه چاپ کتاب را همان ابتدا تعیین کنید. مرحله به مرحله از روند چاپ کتاب خود مطلع باشد و از ناشر بخواهید مجوز و فیپا و اعلام وصول کتاب را حتما به شما بدهد.
- مراحل چاپ کتاب ارزان چیست؟
جمعبندی: به جای کمیت، به دنبال “اعتبار” باشید
رزومهی قدرتمند، رزومهای نیست که پر از عنوانهای توخالی باشد. رزومهی قدرتمند، روایتی از اعتبار، تخصص و دقت شما میباشد..یک مقاله چاپ شده و یا یک کتاب چاپ شده مرتبط به رشته تحصیلی و تخصصی شما بهتر از 10 جلد کتاب نامرتبط است.
بعد از آن ماجرای تلخ، سراغ انباری رفتم و کتاب را برداشتم.ابتدا کتاب را اصلاح کردم و بخش هایی که نیاز به ذکر منبع داشت را اصلاح کردم. جمله بندی را از نوع خشک و کلاسیک به یک متن ساده تر تبدیل کردم و سپس مجدد آن را چاپ کردم.
در کتاب بعدی خودم زمان بیشتری گذاشتم ، تحقیق کردم و کتابی جدید نوشتم که حاصل تجربیات واقعی و مطالعات عمیق خودم بود. این بار با خیالی راحت تر کتابم را چاپ کردم .
امروز، آن کتاب نه تنها در رزومه من است، بلکه روی میز کارم و در کتابخانههای کتابفروشی ها است. تفاوتش در این است
پس عجله نکنید. بگذارید اولین کتاب شما، نه یک اشتباه، که یک اثر ماندگار باشد.