چطور مترجم عربی شدم

خاطرات مترجم : با موضوع چطور مترجم عربی شدم

از اینکه بسیاری از وقتم در معجم ها و فرهنگ لغات برای پیدا کردن کلمه ای سپری می شد، احساس خستگی و درماندگی می کردم؛ کلمه ای در زمینه تاریخ یا معماری بناهای تاریخی، که گاه آن کلمه را می یافتم و گاه تلاش هایم هیچ فایده ای نداشت و به هنگام خواب این کابوس لغت ها بودند که از هر طرف به من حمله ور می شدند.

متآسفانه و شایدم خوشبختانه من مسئول بخش ترجمه در یک شرکت گردشگری در شهری (که دانستن نام آن فایده ای ندارد) بودم و چیزی که مهم است اینکه در آن شرکت در بخش ترجمه دستی بالای دست من نبود _ هر چند من معتقدم که در داستان دست بالای دست بودن فواید بسیاری است_ به طوری که در ظن همکارانم من در سطح بالایی از این زبان قرار داشتم و دارای مهارت فوق العاده ای در ترجمه متون سخت به عربی و توصیف آثار باستانی برای گردشگران عرب زبانان بودم.

اما در حقیقت من به خودم و نقاط ضعف و قوت خود آگاه بودم و از این هیچگاه به خاطر تعریفات و تمجیدات دیگران، به خود مغرور نشدم؛ ولی خب این دلیلی نمی شد که من اعتماد به نفس خود را در مقابل آن ها پایین بیارم چرا که من همه ی تلاش خودم را می کردم تا مسئولیتی که بر گردن بود را با توسل به راه های مختلف انجام بدهم؛ با خواندن متن های مختلف، سرک کشیدن به سایت های گردشگری و طرح دوستی ریختن با اعراب در فیسبوک و کمک گرفتن از آن ها. فرهنگ لغت هم که دیگر مانند یک یار همیشگی با من بود.

چطور مترجم عربی شدم و مشغول کار

وقتی من به این مجموعه پیوستم، زمانی از گرفتن مدرک لیسانسم نگذشته بود؛ و رشته ای که من در دانشگاه تحصیل کرده بودم زبان عربی(زبان و ادبیات عربی) بود و نه ترجمه. این رشته شامل دروس مختلفی مثل متون ادبی قدیم و جدید، صرف و نحو و … می شد که مربوط به بخش دیگری از این زبان گسترده بود.  هر چند می دانم که بین این دو رشته مزایای دو طرفه ای وجود دارد ولی هیچ کدام را نمی توان جای دیگری قرار داد.

مطمئنا به ذهن هر انسان عاقلی این سوال پیش می آید : چرا پس وارد بخش ترجمه شدی؟ به نظر من که جواب اصلا سخت نیست بلکه کاملا مشخص است ( و باید بگویم من به هیچ کس اجازه این حرف که تو انسان جاعل و شایسته سرزنشی، را نمی دهم). همان طور که همه واقفیم دوره جوانی ما با همزمان با دوره ای استثنائی شده که نه هیچ راه گریزی از ان وجود دارد و نه هیچ راه مشخصی برای پیشرفت؛ و من این شغل را انتخاب کردم چون در آن زمان هیچ کاری را مربوط تر به دروسی که که چهار سال آن هارا از برکرده بودم، نیافتم.

اما الان خدا را شاکرم چون که بعد از دو سال فعالیت در این زمینه، تجارب بسیاری در ترجمه متون مختلف در زمینه گردشگری و آثار باستانی و جاذبه ها و پزشکی و … کسب کردم و الان دیگر هیچ ترسی از کلمات جدید و تازه ندارم و ان ها را معماهایی می دانم که از کشف جواب آن ها بسیار خوشحال می شوم و کابوس ها دیگر سراغی از من نمی گیرند. خوشحالم  از اینکه من مانند پلی برای انتقال اطلاعات و ربط دادن افراد به یکدیگر تلاش می کنم.

 و در نهایت تجربه چیزی هایی به آدمی می بخشد که در هیچ مسیر دیگری قابل دسترس نیستند.

زهرا هاشم بیکی     

دیگر خاطرات مترجمان

احمق فرض شدن

رییس دقیق

لطفا رای دهید
[Total: 1 Average: 5]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *