چشم انداز و اهداف مدیریت ریسک در درون زیرساخت های مناسب مدیریت ریسک کسب و کار چیست ؟
هنگامی که چشم انداز مدیریت ریسک و اهداف و مقاصد (از جمله ریسک پذیری و تحمل ریسک )، به طور بند بند بیان می شود،  مدیریت، قابلیت های مورد نیاز را برای اجرای زیرساخت های مدیریت ریسک کسب و کار، تعریف می کند و چشم انداز و دستیابی به اهداف و مقاصد مورد نظر تصدیق می شود. توانایی ها با ترکیب مناسبی از سیاست ها، فرآیندها، شایستگی ها، گزارش ها، روش ها و فن آوری بوجود می آیند.
از آنجا که شرکتها اهداف، استراتژی، ساختار، فرهنگ، ریسک پذیری و امکانات مالی مختلف دارند هیچ دو روش برای اجرای زیرساخت مدیریت ریسک کسب و کار مانند هم نیستند. بنابراین، قابلیت های مختلف حمایت از زیرساخت های مدیریت ریسک کسب و کار  برای یک شرکت ممکن است بین شرکت ها فرق کند.
ما توصیه می کنیم سازماندهی پروسه تعریف قابلیت مدیریت ریسک در سه مرحله  باشد. مرحله  اول پایه و اساس می باشد. مرحله  دوم قابلیت را برای ریسکهای بحرانی می سازد. مرحله سوم قابلیتهای موجود در مدیریت ریسک، را افزایش می دهد. این سه مرحله  یک نقشه راه پیشنهادی هشت مرحله برای پرداختن به مولفه های چارچوب مدیریت ریسک کسب وکار COSO می باشد که به شرح زیر می باشد:

به عنوان مثال، همانطور که در سوال 96 بحث شده است، مرحله پایه شامل مرحله، “اتخاذ زبان مشترک” می باشد. چندین عنصر مختلف ممکن است در هنگام تدوین یک زبان مشترک برای مدیریت ریسک مورد توجه قرار بگیرد ، از جمله یک مدل ریسک، واژه نامه ، مدیریت ریسک  ، یک طرح طبقه بندی شده پروسه و دیگر چارچوب های مربوطه. این عناصر یک زبان مشترک را پیشنهاد می دهد که همه چیز را در نظر نمی گیرد به همان سان که چیزهای دیگر وجود دارد ممکن است سازگاری با زبان مشترک را تسهیل ببخشند.

همین فرایند مشابه برای هفت گام دیگر نیز بکار می رود. هر عنصر بالقوه وابسته به گام های خاص نیازی به اجرا شدن ندارد.  عناصر پیشنهادشده در این نشریه گویا می باشد و برای ارائه یک نقطه شروع برای مدیریت در نظر گرفته شده است. مدیریت تنها نیاز به انتخاب این عناصر در ساخت و افزایش قابلیت های مدیریت ریسک دارد. در حالی که مولفه های  COSO چارچوب ارزیابی لازم برای ارزیابی اثربخشی زیرساخت مدیریت ریسک کسب و کار را تدارک دیده و در برگیرنده قابلیت های مدیریت ریسک می باشد، سه مرحله  و هشت مرحله ذکر شده در بالا نقشه راه برای مدیریت می باشدکه چگونه می تواند از نقطه A به نقطه B برود.
سه مرحله برای بهبود زیرساخت مدیریت ریسک کسب و کار و قابلیت های مدیریت ریسک به طور خلاصه در زیر معرفی شده است:
* چیدن پایه: هر سازمان نیاز به تنظیم یک پایه با اتخاذ یک زبان مشترک و ایجاد نظارت موثر و اعمال قوه دارد. همانطور که مدیریت مختصات تلاش های خود را دارد ، یک زبان مشترک برای برقراری ارتباط مورد نیاز است. سازمان هایی که یک زبان مشترک را با یک فرآیند ارزیابی ریسک شرکت، ترکیب می کنند گواهی دادند که بحث موثرتری در بالاترین سطوح سازمان، به خصوص در طول فرآیند استراتژی دارند. این بحث منجر به درک بهتر از ریسک شده و منجر به پاسخدهی به موقع و متمرکز به ریسک است. با توجه به نظارت و اعمال قوه، هیئت مدیره از طریق مدیر عامل شرکت باید درکی از ریسکهای کلیدی داشته باشد، که به  مدیریت و اثربخشی کارایی منجر می شود.آنها باید جویای این باشند که آیا هیچ شکاف قابل توجهی در توانایی مدیریت ریسک وجود دارد و اینکه آیا مراحل پرس و جو صورت گرفته منجر به بستن شکاف می شود. هدف نهایی فرایند نظارت ارائه تضمین به هیئت مدیره و مدیر عامل شرکت می باشد تا فعالیت های کارآفرینی و فعالیت های کنترلی سازمان به طور منطقی در تعادل می باشد به طوری که هیچ یک از آنها به طور نامتناسبی قوی تر از دیگری نمی باشد.
* قابلیتهای ساخت: تنظیم پایه و اساس در جای برخی از عناصر زیرساخت های مدیریت ریسک کسب و کار نیاز به ساخت قابلیتهای بهبود یافته مداوم در اطراف مدیریت ریسکهای اولویت دار دارند.

هدف طراحی و پیاده سازی قابلیتهای به خوبی تعریف شده و تکراری برای ارزیابی، مدیریت و نظارت بر ریسک و قرار دادن این قابلیتهای در پهنه شرکت می باشد. سه مرحله “ایجاد قابلیتها”  مربوط به فرایند اجرای وظایف خاص راجع به مدیریت ریسک می باشد. این سه مرحله عبارتند از، اول، ارزیابی ریسک و ایجاد پاسخ، به دنبال آن قابلیت طراحی و پیاده سازی و به اوج رساندن قابلیت به طور مداوم اوج یافته می باشد که همه آنها با یک چرخه بی پایان برای بهبود کارایی مدیریت ریسک در طول زمان بکار می رود. توسعه فرآیندها و ابزار برای شناسایی، یافتن منابع و سنجش ریسک باعث ایجاد اطمینانی می شود که همه حوادث بالقوه آینده را شناسایی و ریسکهای  مرتبط با آن را ارزیابی می کند و یک اساس و پایه  برای خطرجویی به همراه دانش و ارزیابی و تدوین پاسخ مناسب با ریسک طراحی می کند. هنگامی که پاسخ مناسب با ریسک  انتخاب می شود، قابلیتها،  طراحی و پیاده سازی برای اجرای آن صورت می گیرد. این قابلیت شامل فعالیت های کنترلی، اطلاعات و ارتباطات و نظارت بر مولفه ها، همانطور که در چارچوب COSO توضیح داده شده است. پس از اجرا، قابلیتهای مدیریت ریسک به طور مداوم با گذشت زمان بهبود می یابد. بحران برای تمام این وظایف جمع شده و تجزیه و تحلیل اطلاعات برای تصمیم گیری صورت می گیرد. فرایندهای معمول راه را برای تعریف، سازماندهی و گزارش اطلاعات و پهنه شرکت هموار می کند. آنها یک فرآیند سیستماتیک برای اجرای زیرساخت های پیشرفته را برای مدیریت ریسک کسب و کار سازمانی مهیا می کند.
* افزایش قابلیت: در این مرحله افزایش قابلیت های موجود مدیریت ریسک بهبود می یابد و مدیریت ریسک سازمانی با فرایند استراتژی ادغام می شود. آن شامل سه مرحله شامل: تعیین ریسک شرکت، بهبود کارایی  شرکت و ایجاد مزیت رقابتی پایدار می باشد. این مراحل منجر به قابلیت های پیشرفته تر که همان تکنولوژی جدید می باشد. به عنوان مثال، اندازه گیری کارایی تعدیل شده همراه با ریسک در موسسات مالی سطح جهانی بازگشایی شده و به عنوان “بهترین کیفیت” برای مدیریت بازار و ریسکهای معتبر می باشد. روش شناسی های  سنجش VaR (ارزش در ریسک ) و EaR (سود در ریسک ) به وسیله شرکتهای صنفی بزرگ پذیرفته شده و همانند یک تنظیم کننده می باشد.
به طور فزاینده، این و قابلیت های دیگر به عنوان یک ارزش برای تخصیص سرمایه و اندازه گیری کارایی بر اساس ریسکهای ذاتی در نمونه کارها کسب و کار دیده می شود. آنها قابلیت مدیریت ریسک را با تقویت پیوند با تحمل ریسک تعریف نموده و ارزیابی کارایی کسب و کار را بهبود می بخشند.

به عنوان یک قاعده کلی، بلوغ بیشتر قابلیت یک سازمان از  نظر مهارت ها، روش شناسی های حمایتی و پردازش و تکنولوژی بکار رفته با مدیریت ریسک اثر بیشتری بر سازمان در اجرای مدیریت ریسک کسب و کار دارد.

سه مرحله شرح داده شده بالا برای ساخت قابلیتهای مدیریت ریسک برای ارائه راهنمایی کلی در تعیین توالی مناسب مراحل در طول روند اجرای مدیریت ریسک کسب و کار توصیف شده است.

به عنوان مثال، در هنگام طراحی یک راه حل برای مدیریت ریسک کسب و کار شروع کار با تنظیم کردن اساس و پایه می باشد. بعد از تنظیم پایه و اساس، سپس قابلیتهایی در اطراف ریسکهای  اولویت دار، با تاکید بر بسته شدن شکاف معنی دار و سپس، تمرکز بر پیشرفتهای انتخاب شده ساخته می شود.
مفهوم توالی به طور موثر قابلیت مدیریت ریسک را بر اساس مبنا برای اجرای پیشرفت های بعدی به رسمیت می شناسد. “خیلی دور، خیلی سریع” یک داستان کم و بیش آشنا در مورد مدیریت ریسک است. مدل کاری و فرهنگی سازمان، بلوغ نسبی قابلیت های مدیریت ریسک آن، درجه تمرکز یا عدم تمرکز، ریسک پذیری آن، مقایسه پروفیل ریسک مربوط به واحدهای کسب و کار مختلف درون سازمان و عوامل دیگر باید هنگام تصمیم گیری وزن شود تا  زمانی که قابلیتها برای ساخت و تقویت، تصمیم گیری شود به همان سان راه حل های مدیریت ریسک کسب و کارپیاده سازی شود. مدیریت بیشتر، قابلیت در مکان، هم ترازی سیاست های مدیریت ریسک، فرآیندها، افراد، فن آوری و دانش، و در حالت بزرگتر درجه ادغام با فرآیندهای استراتژیک و عملیاتی را بهبود می بخشد.

لطفا رای دهید
[Total: 0 Average: 0]

One thought on “چشم انداز و اهداف مدیریت ریسک در درون زیرساخت های مناسب مدیریت ریسک کسب و کار چیست ؟

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *