post

Pharmacologic Advances in Canine and Feline Reproduction

پیشرفت دارویی در تولید مثل سگ و گربه

سگهایی که کوچکتر از 10 سال هستند حاوی 2 % مشمول بودن هستند، به همراه افزایش 6 % به ازای هر سال، بنابراین در سن 10 سالگی حدود 24 % از سگها به pyometra[1] میتلا هستند. مدیریت estrogen )هورمون زنانه) به منظور از بین بردن حاملگی نیز با یک افزایش بروز pyometra در سگها همراه بود. حیوانات می توانند ترشح واژن چرکی[2]، استفراغ[3]، بی میلی[4]، ادرار زیاد[5]، عطش بیش از حد[6]،بیحالی[7]، نفخ ورید های شکمی[8]، شکافتگی رحم(شکم)[9] و یا دمای بدن غیر عادی را ممکن است به عنوان نتیجه نشان دهند. وخیم شدن سریع، عفونت و مرگ ممکن است اتفاق بیافتد اگر درمان در طول بیماری به موقع ارائه نشود.

Pyometra به صورت معمولی در شانس آسیب شناسی تحریک شده در غشا داخلی رحم از ارائه  Progesterone [10] در طول سیکلهای گرمایی پیاپی، به صورت ثانویه میباشد. Pyometra در گربه ها کمتر شایع است. به احتمال زیاد به این دلیل است که در حقیقت آنها تخمک ها را با محدودیت بیشتر ارائه Progesterone تحریک می کنند. با این حال pyometra در گربه های با جمعیت های ملکه[11] دست نخورده شایع تر است.

Progesterone منجر به هیپرپلازی[12] غشای دورن رحم، تجمعات مایعات خواب آور، متوقف کردن فعالیت های گلبول سفید خون و کاهش فعالیت های درون غشایی می شود. کاهش انقباض پذيرى و تجمع مایعات به افزایش عفونت باکتریال که به طور معمول به باکتریهای روده وایسته است کمک می کند. Escherichia coli[13] رایج ترین جدا کننده است و به طور معمول تنها جدا کننده است. سایر جدا کننده ها شامل streptococcus spp ، staphylococcus spp، proteus، kelebsiella، serratia، pseudomonas، enterococcus و salmonella می باشد.

درمان pyometra

درمان این بیماری معمولا شامل جذب آب وریدی(تزریق وریدی) و شروع درمان آنتیبیوتیکی می باشد. در حالت ایده آل، کشت و حساسیت[14] باید قبل از شروع درمان تجربی آنتی بیوتیکی انجام شود. اکثر جدا کننده های Escherichia coli یافت شده در pyometra به صورت یکسان جداسازی شده در ادرار حیوان یا خون یافت شده اند و الگوهای حساسیت یکسانی را به اشتراک می گذارند. باکتری E. coli جدا کننده یافت شده در pyometra ممکن است در برابر 2 یا چند آنتی بیوتیک مقاوم باشند. در حالت ایده آل، یک فلورو-کینولون[15] (انروفلوکساسین، ماربوفلوکساسین) در ترکیب با یک پنی سیلین طیف گسترده (Timentin) و یا آمپی سیلین ممکن است به صورت حاد اداره شود. فلوروکینولون به بافت رحم در غلظت بیشتر از آن از پلاسما نفوذ می کند. آنتی بیوتیک های جایگزین که باکتری E. coli را تحت پوشش قرار می دهند شامل؛ آمینوگلیکوزیدها، سولفامتوکسازول تری متوپریم، آموکسی سیلین-کلاونیک، سفالوسپورین های نسل سوم و کلرامفنیکل.

پس از تثبیت بیمار با اصلاح افت فشار خون و کم آبی بدن، ovariohysterectomy [16] پس از آن باید انجام شود. پس از کشت و نتایج آسیب پذیری، آنتی بیوتیک باید برای جداسازی خاص و بیمار متناسب شود، و درمان تا 3 هفته ادامه یابد.

pyometra باز

pyometra باز (در حال تخلیه) دارای نشانه های پیش بینی کننده بسیار مطلوب تری نسبت به pyometra بسته شده است. سگ و گربه ماده  با پتانسیل پرورش متناسب(کمتر از 5 سال، سالم) که ovariohysterectomy را برای آنها کاهش می دهد می تواند عوامل جدید و تکنیک هایی که با تلاشهای موفقی مواجه شده است ارائه کند.بروز پروستاگلاندین[17] طبیعی (PGF-2A) به علت luteolysis و تخلیه محتویات رحم در pyometra باز تجویز میشود، اما نباید در pyometra بسته به دلیل پتانسیل پارگی رحم استفاده شود. PGE (میزوپروستول[18]) می تواند به صورت درون واژینالی تجویز شود (1-3 HG / kg به ازای هر 12-24 ساعت) در تلاش برای استراحت دادن به دهانه رحم قبل از تجویز PGF-2A. پروستاگلاندین مصنوعی در بیماران وابسته به خانواده سگ تا به امروز، از جمله cloprostenol و alfaprostol استفاده شده است. پروستاگلاندین مصنوعی برای عضله صاف رحم اختصاصی تر است، و منجر به عوارض جانبی مشاهده شده کمتری میشود(تهوع، اسهال، دل درد، نفس نفس زدن). پروستاگلاندین انقباضات رحمی را تحریک میکند و استراحت دهانه  رحم را تغییر میدهد، که باعث تخلیه و زهکشی محتویات چرکی رحم می شود. دوز پروستاگلندین به مواد دارویی استفاده شده بستگی دارد. کمترین دوز موثر باید استفاده شود؛ این در تمام موارد مشخص نشده است. PGF-2A در 0.1 میلی گرم / کیلوگرم SC به ازای هر 12 ساعت به مدت 48 ساعت ، پس از آن در 0.2 میلی گرم / کیلوگرم SC به ازای هر 12 ساعت برای اثر بخش بودن تجویز شده است. Cloprostenol 1 تا 3 JTG / kg  به ازای هر 12 تا 24 ساعت تجویز می شود. درمان ممکن است برای 7 تا 10 روز لازم باشد. عوارض جانبی بعد از دوز اولیه می تواند بی قراری، نفس نفس زدن، استفراغ، افزایش ضربان قلب، تب، و دفع مدفوع باشد. برای پاک کردن رحم از مواد آلوده، تجویز پروستاگلاندین باید تا زمانی که مایعات غیر طبیعی در سونوگرافی داخل حفره رحم دیده  می شود ادامه یابد. پروژسترون باید به <2 نانوگرم / میلی لیتر کاهش یابد.

antiprogestins

اخیرا، [19]antiprogestins در درمان pyometra ارزیابی شده است. در دسترس بودن داروهای مبتنی بر antiprogestin در برخی از کشورها برای pyometraهایی که در آن ovariohysterectomy تنها راه حل است به طور کامل رویکرد بالینی پیدا کرده است. Aglepristone  (Alizine)، یک داروی antiprogestin، به عنوان یک روش درمان pyometra باز در سگ و گربه مورد بررسی قرار گرفت. یک دوز 10 میلی گرم / کیلوگرم در روزهای 1، 2 و 7 در ترکیب با آنتی بیوتیک در درمان 21 سگ و 4گربه موفق بوده است که فقط با 1 مورد رخداد مجدد در طی یک دوره 14 ماهه از مشاهدات مواجه بوده است. هیچ عوارض جانبی مشاهده نشد و 2 سگ به صورت موفقی پرورش یافتند. اگرچه در دسترس بودن و هزینه بالا این عوامل استفاده فعلی این عوامل را در ایالات متحده محدود می کند، با گذشت زمان آنها ممکن است به یک ابزار ارزشمند در درمان pyometra تبدیل شوند.

به طور معمول درمان دارویی حیوانات برای pyometra دارای احتمال زیادی از رخداد مجدد می باشد (70٪ در 2 سال)، نشان می دهد که ovariohysterectomy به صورت روش درمان انتخابی باقی می ماند.

پیگیری حیوانات پس از درمان حاد مهم است زیرا یک ارتباط بین pyometra ، proteinurea و توسعه آسیب حاد گلومرولی در سگ وجود دارد. اگر چه مطالعه بیشتر در این وابستگی  نیاز است تا انجام شود، ممکن است  جلوگیری از آنتی بیوتیک ها که ممکن است به آسیب بیشتر کلیه کمک کند عاقلانه باشد(آمینوگلیکوزیدها، سولفانامیدها).

زایمان سخت

زایمان سخت[20] از کلمه یونانی ” dys” به معنی “دشوار ، دردناک، و یا غیر طبیعی” و “tokos” به معنی تولد گرفته شده است. زایمان سخت در حدود 5 درصد از سگها و 3 تا 5.8 درصد از گربه های ماده رخ می دهد. اکثر زایمانهای سخت به عوامل مادری وابسته است، همراهی سکون اولیه و ثانویه شایع ترین علل مادرانه و جنین بزرگتر از اندازه، مرگ، و یا وضعیت غیر طبیعی بودن به احتمال زیاد علل جنین می باشد. کمک های دامپزشکی باید با هر یک از عوامل زیر اعمال شود: 1) تقلا زمانی که انتظار می رود آغاز نشده است، 2) مرحله 2 تقلا بیش از 1 ساعت بدون هیچ نتیجه ای طول می کشد ؛ 3)> بیش از 1 تا 2 ساعت بین تحویل ها سپری شده است. 4) سد و یا نوزادان نشانه هایی از پریشانی را نشان می دهد ، از جمله تولد نوزاد مرده؛ 5) ترشح سبز و سیاه بدون تحویل فوری؛ یا 6) یک خونریزی قابل توجه از واژن. تحویل باید بین 12 تا 24 ساعت از شروع کار مرحله اول رخ دهد.

از آنجا که به دلایل متعدد زایمان سخت در سگ یا گربه وجود دارد و نیاز به مداخله جراحی بسیاراست، تمرکز برای این گونه تداخلات به دارو درمانی متمایل خواهد شد. دامپزشک ابتدا باید تعیین کند که علت زایمان سخت انسداد نباشد. اگر درمان دارویی به طور نادرست اعمال شود پارگی رحم ممکن است رخ دهد. دستکاری و خارج کردن با کمک دست ممکن است تمام دلایلی باشد که منجر به این نتایج میشود. با این حال، دستکاری مامایی اغلب کاربرد محدودی در حیوانات کوچک دارد. در همه موارد سخت زایی، نظارت بر ضربان قلب رحم (tocodynamometry) و جنین (سونوگرافی داپلر[21] یا امواج فراصوت[22]) به بهترین ارزیابی کیفیت کار ، درجه استرس جنین، و پاسخ به درمان های پزشکی کمک می کند.

تجویز گلوکونات کلسیم

عوامل Ecbolic گلوکونات کلسیم و اکسی توسین مصنوعی، داروها را به عنوان انتخابی برای درمان باقی می گذارد. به طور کلی، اگر فاصله زمانی بین نوزادان بیش از 60 دقیقه باشد، و یا ناکارآمدی رحم با tocodynamometry مستند شود، تجویز گلوکونات کلسیم باید اول آغاز شود. غلظت کلسیم سرم ممکن است برای ارزیابی دقیق در طول ناکارآمدی اولیه مشکل باشد، مگر اینکه کلسیم یونیزه بتواند تشخیصی را اندازه گیری کند. با وجود normocalcemia در بسیاری از بیماران، گلوکونات کلسیم معمولا در بهبود تون myometrial (حجم سخت زایی) تجویز می­شود. گلوکونات کلسیم 10٪ معمولا در سگ در یکی از موارد IV (0.2 میلی لیتر / کیلوگرم) و یا SC (1 میلی لیتر / 4.5 کیلوگرم) هر 4 تا 6 ساعت مورد استفاده قرار می گیرد. گلوکونات کلسیم 10٪ نیز می تواند به گربه داده شود (0.5-1.0 میلی لیتر در هر گربه به صورت SC یا IV).

کلسیم داخل وریدی باید به آرامی در طول 10 تا 20 دقیقه با کنترل هر دو مورد تنفس و قلب تزریق شود. اگر خروج جنین با تزریق گلوکونات کلسیم رخ ندهد، ممکن است اکسی توسین پس از آن تجویز شود. اگر این مورد نتواند به خروج جنین پس از 30 دقیقه منجر شود، مداخله جراحی ممکن است مورد اشاره قرار گیرد.

اکسی توسین[23] می تواند از طریق راه های مختلف (داخل وریدی، زیر پوستی و عضلانی) تجویز شود. داده های اخیر نشان می دهد که تجویز ایده آل از اکسی توسین تکرار دوزهای کوچک به جای دوزهای بزرگ یک باره است. با استفاده از یک tocodynamometer، اشاره میکند که دوزهای زیادی از اکسی توسین (5 U) تولید کزاز رحم می کند، در حالی که در دوزهای کوچکتر (0.25 U) تولید انقباضات موثر گزارش شده است. از این رو پیشنهاد شده که دوز اولیه0.1 U  به صورت IM یا SC داده شود و به تدریج هر 30 تا 40 دقیقه به دوز حداکثر 5 U افزایش یابد. این روش همراهی اثرات جانبی مخرب اکسی توسین را کاهش می دهد (پارگی رحم، جدا شدن تخمدان[24]، مرگ جنین ، تاخیر خون شاهرگ مادر، و افت فشار خون) و از اختلال بیش از حد از جریان خون به جنین و تخمدان جلوگیری میکند.

اگرچه دوزهای کوچک افزایشی اکسی توسین می تواند نتیجه را برای dystocia بهبود دهد، تنها یک سوم از بیماران وابسته به خانواده سگ به اکسی توسین واکنش نشان میدهند، نشان می دهد که کاهش کلسیم نیز نقش عمده­ای ایفا می کند. هیپوگلیسمی نیز ممکن است به ناکارآمدی[25] اولیه (عمدتا نژاد toy) کمک کند و باید به دقت نظارت شود. در بیماران وابسته به خانواده سگ، کاهش قند خون[26] می تواند به دلیل غلظت کورتیزول بالا رخ دهد، بنابراین گلوکز نباید تجویز شود مگر اینکه کم بودن قند خون مستند باشد.

در گربه ها، درمان های پزشکی برای dystocia کمتر موفق است اما ممکن است تلاش شود. دوز 0.5 تا 2 میلی لیتر از گلوکونات کلسیم (10٪) را می توان به آرامی به صورت SC یا IV با نظارت اجرا کرد. اکسی توسین پس از آن ممکن است در 0.10-0.25 U SC یا IM تجویز شود. اگر این با شکست مواجه شود، 0.25 میلی لیتر دکستروز (50٪) رقیق شده به 2.0 میلی لیتر در آب استریل یا محلول نمک را می توان با تزریق داخل وریدی آهسته تجویز کرد. شکست کار موثر برای شروع یکی از نشانه های مداخله جراحی به احتمال زیاد است.

تشنج بارداری[27]

تشنج بارداری معمولا یک نتیجه مستقیم از هیپوکلسمی است. در بیماران وابسته به خانواده سگ، یک غلظت کلسیم تام سرم کمتر از 6.5 mg / dL و یا کلسیم یونیزه کمتر از 2.4تا3.2 mg / dL یا کمتر از 0.8 mmol/L (بر اساس کلسیم یونیزه سرم در سگ در 55 درصد از کلسیم تام سرم) تشخیص را تایید می کند. در موسسه ما محدوده نرمال مرجع کلسیم تام سرم سگ ها 9.7 تا 11.5 mg / dl است، اما بسته به آزمایشگاهی که استفاده می شود تغییر می کند(8.7-12.0 میلی گرم / دسی لیتر). کاهش قند خون زایمان به عنوان بیماری تهدید کننده زندگی در نظر گرفته شده است که به طور معمول در حدود 2 تا 4 هفته پس از whelping (وضع حمل) دیده شده است، اما می تواند در دوره پیش از زایمان [28]رخ دهد.

تشنج بارداری در درجه اول در اصلاح نژاد گونه های کوچکتر با سگهای با وضع حمل بزرگ[29] دیده می شود. درخواست شیردهی سنگین در اینجا باعث عدم تعادل در ذخیره های کلسیم است که نمی تواند با مصرف کلسیم در رژیم غذایی جبران شود. در سگ، کاهش قند خون دارای یک اثر تحریکی بر روی اعصاب و سلول های عضلانی می باشد. سگ ممکن است در ابتدا خارش صورت، نفس نفس، و یا بی قراری توسعه دهد که ممکن است به لرزش ، پرش، تشنج، هیپرترمی، tachycardia ، پرادراری، پرنوشی و استفراغ پیشرفت کند. تغییرات رفتاری نیز ممکن است رخ دهد (ناله، ترشح بزاق، پرخاشگری، ازدیاد حساسیت، سردرگمی). کاهش قند خون، مسمومیت، صرع، متریت، و ورم پستان را باید از بین برد.

در گربه های مبتلا، تشنج بارداری معمولا کمتر رخ می دهد. آن ممکن است در پرستاری گربه ماده large litters رخ دهد، هر چند که آن در 3-17 روز قبل از زایمان گربه ماده گزارش شده است. گربه ماده ممکن است با بی حالی ، بی اشتهایی، لرزش، کم آبی، fasiculations عضلانی، ضعف، رنگ پریدگی، هیپوترمی، برادیکاردی، تنگی نفس، و  یا تاکی پنه در به صورت حاد از خود نشان دهد. تشخیص بر مبنای غلظت غیر طبیعی کم کلسیم تام سرم کمتر از6.0 میلی گرم / دسی لیتر است، در ترکیب با علائم بالینی وتاریخچه بیمار. محدوده نرمال مرجع کلسیم تام سرم گربه 9الی10.9 mg / dl است، اما بسته به آزمایشگاهی که استفاده میشود تغییر می کند( 8.7-11.7 میلی گرم / دسی لیتر). غلظت کلسیم سرم گربه یونیزه شده (1.27 و 0.77 mmol/L) را می توان به دست آورد، اما ممکن نیست که تشخیص داد.

علائم و تاریخچه بالینی

تشخیص معمولا بر اساس علائم و تاریخچه بالینی ، و همچنین پاسخ به مکمل کلسیم است به این دلیل که غلظت کلسیم یونیزه شده سرم ممکن است درجه هیپوکلسمی را منعکس نکند. غلظت کلسیم با غلظت پروتئین های سرم، وضعیت اسید و باز، و دیگر تغییرات الکترولیت در نوسان است. قند خون پایین نیز ممکن است به صورت همزمان توسعه یابد. آلکالوز هیپوکلسمی را تشدید می کند، بنابراین شدت علائم بالینی ممکن است با غلظت کلسیم سرم بستگی نداشته باشد.

اگر حیوانات تشنج داشته باشند، دیازپام (1-5 میلی گرم وریدی) ممکن است سریعا تجویز شود. برای هیپوکلسمی حاد، 10٪ گلوکونات کلسیم ممکن است با دوز 0.22-0.44 میلی لیتر / کیلوگرم به آرامی به صورت IV، بیش از 10 تا 30 دقیقه تجویز شود. بهبود عصبی سریع باید در حدود 15 دقیقه رخ دهد. نوار قلب باید برای نظارت بر ضربان قلب یا کوتاهی QT استفاده شود. اگر این اتفاق بیافتد، پس از آن نرخ باید آهسته و یا متوقف شود. هیپوگلیسمی، هیپرترمی، و یا edema مغزی باید در صورت لزوم درمان شود. کورتیکواستروئیدها به ای دلیل که آنها کلسیم سوز [30]هستند منع مصرف دارند.

هنگامی که علائم تهدید کننده حیات کنترل می شود، کلسیم را می توان به مایعات داخل وریدی اضافه کرد و به عنوان یک تزریق تجویز شود. در گربه های ماده، 60 تا 90 mg/kg/d کلسیم عنصری (یا 2.5 mL/kg هر 6-8 ساعت از گلوکونات کلسیم10٪) می تواند تجویز شود. در سگ، دوز 5 تا 15 mg/kg/h از عنصر کلسیم (یا 0.5الی 1.5 میلی لیتر / کیلوگرم / ساعت گلوکونات کلسیم) ممکن است به صورت FV ادامه یابد. تعیین دوز بر مبنای عنصر کلسیم است (گلوکونات کلسیم 10٪ شامل 9.3 میلیگرم کلسیم عنصری در هر میلی لیتر، و کلرید کلسیم 27٪ شامل 27.2 میلی گرم کلسیم عنصری در هر میلی لیتر). در هنگام پایداری، دوز کلسیم گلوکونات (نه کلسیم کلرید) را می توان در همان حجم نرمال سالین (0.9٪) رقیق شده و به صورت SC 3 بار در روز تجویزشود.

کلسیم سرم باید یک بار تا دو بار در روز تحت نظارت قرار گیرد و دوز مورد نیاز تنظیم شود. کلسیم خوراکی می تواند پس از آن به گربه با دوز 50 تا 100 mg/kg/d (کلسیم عنصری) 3 تا 4 بار در روز تقسیم شده و یا به سگ در 25 تا 50 mg/kg/d (کلسیم عنصری) داده شود. اگر علائم از بین نرفت و / یا غلظت سرمی کلسیم موفق به افزایش نشد، ویتامین D  (10،000-20،000 U / D)مکمل ممکن است لازم باشد. به این دلیل است که معمولا توصیه می شود که مکمل های خوراکی را برای 1 ماه پس از زایمان ادامه یابد. قرص کربنات کلسیم حاوی 260-600 میلی گرم کلسیم عنصری در هر قرص بسته به تولید کننده می باشد. برای هیپوکلسمی شدید، بچه گربه یا توله سگ باید از مادر به مدت حداقل 12 تا 24 ساعت گرفته شده و با یک رژیم غذایی شیر جایگزین تغذیه شود و یا از شیر گرفته شود اگر به اندازه کافی سن داشته باشد.

برای از شیر گرفتن، کابرگولین ممکن است در 5 fig/kg یک بار در روز به مدت 5 روز تجویز شود.

زایمان زودرس

زمان تخمک گذاری برای تعیین دقیق موعد مقرر ضروری است، در غیر این صورت تعیین زایمان زودرس می تواند مشکل باشد. در اواسط تا اواخر بارداری، فعالیت رحم را می توان با tocodynamometry  (Whelpwise) برای هشدار به مالک یا دامپزشک به مشکلات با خطر بالا در بیماران، تحت نظارت قرار داد (سابقه از دست دادن بارداری با هیچ علتی مشخص می شود). سطح پروژسترون[31] نیز می تواند بررسی شود، اما شتاب را می تواند ازبین ببرد. در سگ، غلظت بیش از 2 نانوگرم بر میلی لیتر پلاسما برای حفظ بارداری مورد نیاز است. مقادیر معمول بیش از 20 نانوگرم / میلی لیتر رایج است. اگر سطح بین 5 و 10 نانوگرم / میلی لیتر باشد، پس از آن نظارت ممکن است لازم باشد. برای حفظ بارداری اگر سطح به 2 تا 5 نانوگرم / میلی لیتر کاهش پیدا کند مکمل ممکن است لازم باشد.

مصرف مکمل هرگز نباید در سه ماهه اول به دلیل خطرات ناشی از جنین دختر مردانه (دوجنسه) انجام شود. مکمل را می توان با پروژسترون در روغن انجام شود(2-3 میلی گرم / کیلوگرم در هر 24-48 ساعت به صورت IM برای حفظ یک سطح پروژسترون سرم از 10 نانوگرم / میلی لیتر). این مهم است که 2 تا 3 روز قبل از زایمان برای جلوگیری از نگهداری بیش از حد طولانی جنین، درمان را ادامه ندهیم.

اگر زایمان زودرس تشخیص داده شود، درمان [32]tocolytic قابل انجام هستند، با هدف قرار دادن انقباضات رحمی. تربوتالین، آگونیست j82، تنها محصولی است که برای زایمان زودرس در حیوانات استفاده می شود. شکل تزریقی تربوتالین را می توان در 0.005 mg/lb یا 0.01 mg/kg به ازای هر 6 ساعت در سگ و گربه تجویز می شود. دوز باید با نظارت دقیق عوارض جانبی قلبی عروقی برای اثر گذاری تعیین عیار شود. واکنش های جانبی به تربوتالین ممکن است آریتم های قلبی و عروقی، edema ریوی و هیپوکالمی باشد.

در انسان، عوامل tocolytic شامل betamimetics (تربوتالین)، مسدود کننده های کانال کلسیم (نیفدیپین)، آنتاگونیست گیرنده های اکسی توسین (atosiban)، مسدود کننده های کانال کلسیم (نیفدیپین)، آنتاگونیست گیرنده های اکسی توسین (atosiban)، سولفات منیزیم، antiinflammatories nonste-roidal (ایندومتاسین) و مهارکننده های phosphodies-terase (سیلدنافیل) می باشد. یک مقاله از پایگاه کوکران از بررسی سیستماتیک 2005 نشان می دهد که مسدود کننده های کانال کلسیم (نیفدیپین) با پیامد نوزادان بهتر و عوارض مادرانه کمتر پس از betamimetics[33] در انسان همراه بوده است. مادران دریافت کننده تربوتالین دارای ضربان قلب به طور قابل توجهی بالاتر هستند، و نوزادان احتمال بیشتری نسبت به شیوع بالاتر خونریزی داخل بطنی مبتلا هستند. فهمیده شد که ایندومتاسین با بروز افزایشی خونریزی داخل جمجمه و اختلال عملکرد کلیه همراه است. Atosiban اثرات جانبی کمتری از طرف مادر نسبت به betamimetics دارد، اما از نظر اثر بخشی یا نتایج tocolytic نوزاد نسبت به betamimetics یا دارونما[34] برتر نیست.

هر دو مورد سیلدنافیل واژینال و خوراکی (ویاگرا) اخیرا در بیماران انسانی باردار برای بهبود جریان خون شریان رحمی، تحریک رشد داخل رحمی، و جلوگیری از زایمان زودرس مورد بررسی قرار گرفت. نتایج، تا به امروز، هیچ اثری از تراتوژنیک مشاهده شده در موش، موش صحرایی، سگ و یا در انسان باردار دریافت کننده سیلدنافیل برای افزایش فشار خون ریوی را نشان می دهد. سیلدنافیل وزن جنین را در موش صحرایی افزایش داده است. سیلدنافیل واژنی جریان خون شریان رحمی در زنان باردار را افزایش داده است، و هنگامی که در ترکیب با استرادیول واژنی استفاده شود، جریان خون در ناحیه واژن و ضخامت آندومتر در تمام بیماران بهبود می یابد. اگر چه مطالعات در داروهای دامپزشکی برای این استفاده انجام نشده است، هر دو مورد سیلدنافیل و نیفدیپین ممکن است اثر بخشی مانند عوامل tocolytic در بیماران وابسته به خانواده سگ داشته باشد و برای فهمیدن جالب خواهد بود.

استفاده درمانی دارو در بارداری

استفاده از دارو در یک حیوان باردار یا شیرده باید به دقت در برابر خطرات سنجیده شود. اگر چه بسیاری از داروها می توانند در جنین در حال رشد مضر باشند، به خصوص در اوایل حاملگی که جوانه اندامهای حرکتی در حال شکل گیری و اندام زایی در حال وقوع است، خطرات نباید دست بالا در نظر گرفته شوند. عوامل دارویی بسیاری برای کمک به تعیین جنین و قرار گرفتن جنین در معرض داروها وجود دارند از جمله وزن مولکولی ، pH محلول، درجه یونیزاسیون، حلالیت چربی، پروتئین، جریان خون جفت و اندازه سطح جفت. به طور کلی، یک سیر تکاملی در یک انعطاف پذیری شگفت انگیز از جنین و تخمدان نسبت به سموم محیطی منجر شده است. برای اثرات مضری که رخ می دهد، میزان مواجهه جنین به داروها و یا سموم نه تنها باید در یک زمان حاملگی خاص رخ دهد بلکه باید با در نظر گرفتن غلظت آستانه مواجه شود. در بارداری انسان در سه ماهه اول در معرض قرار گرفتن با عوامل تراتوژن[35] ، <10٪ از در معرض قرار گرفتن در فرزندان غیر طبیعی نتیجه می شود.

ارزیابی ریسک تراتوژن

بسیاری از داروها در معرض ارزیابی ریسک تراتوژن برای انسان قرار گرفته اند. طبقه بندی FDA از داروهای مورد استفاده در دوران بارداری بر مبنای بسیاری از عوامل هستند(جدول 2). داده ها در اینجا در درجه اول از مطالعات اپیدمیولوژیک انسانی یا در شرایط آزمایشگاهی و یا در موش آزمایشگاهی یا موش صحرایی جمع آوری شده است. اگر چه برون یابی داده ها از این دسته به گونه سگ و گربه تا حدودی محدود است،آما آن مبناهایی را به منظور طبقه بندی دارو ها که باید در بسیاری از گونه ها به دلیل اثرات مستقیم [36]fetotoxic منع مصرف شوند فراهم می کند.

در حیوانات باردار و شیرده، شایع ترین داروهای تجویز شده و یا اغلب مورد نیاز شامل آنتی بیوتیک ها، ضد ویروس، anthelminthics، ضدقارچ، بیهوشی، و واکسن می باشد. از آنجا که ممکن است در طول دوران بارداری و شیردهی بسیاری از داروها استفاده شود، فقط دسته بندی های فوق از داروها در زیر پرداخته خواهد شد. اطلاعات دیگر در مورد داروهایی که به ندرت در دوران بارداری و شیردهی استفاده میشود را می توان در Briggs و همکاران جستجو کرد. از آنجا که شیر مادر دارای خواص تغذیه ای و ایمنی بسیاری نسبت به از جایگزین های شیر دارد، از شیر گرفتن حیوانات، برای درمان گربه یا سگ ، مگر زمانی که داروها دارای خطر بالقوه بالا به جنین یا litter هستند توصیه نمی شود و کاملا ضروری می باشد.

درمان ضد میکروبی در دوران بارداری

آنتی بیوتیک معمولترین نوع داروهای تجویز شده در دوران بارداری است. اکثر آنتی بیوتیک ها در رده B هستند، به این معنی است که آنها احتمالا امن هستند(جدول 3). آموکسی سیلین، آمپی سیلین، آموکسی سیلین / کلاولانیک اسید، سفالکسین، cefadroxil، کلیندامایسین، اریترومایسین، و آزیترومایسین ایمن در نظر گرفته شده اند. مترونیدازول نباید در اوایل حاملگی استفاده شود، اما می تواند در کوتاه مدت (مدت نزدیک به آن) استفاده شود. آنتی بیوتیک های در رده C (نگرانی های ناشناخته و یا بالقوه) شامل کلرامفنیکل، کلاریترومایسین، سیپروفلوکساسین (یا انروفلوکساسین)، جنتامایسین، ایمی پنم، پیریمتامین، ریفامپین و تری متوپریم / سول-famethoxazole  (TMS) در اوایل حاملگی می باشند. دسته بندی داروها D (منع مصرف مگر اینکه مزایا به مراتب سنگینتر از خطرات باشد) شامل آمیکاسین، تتراسایکلین، داکسی سایکلین و TMS، اگر کوتاه مدت[37] باشد.

عفونت های باکتریایی در دوران بارداری و شیردهی سگ شامل هستند، اما محدود نمی شوند به، بروسلا کنیس SPP، اورئوس SPP ، استرپتوکوک SPP، مایکوپلاسما، اوره آپلاسما SPP و SPP Chlamydophilia. این مهم است که آنتی بیوتیک تجویز شده به سگ شیرده یا باردار یا گربه به دقت انتخاب شود به طوری که عوارض جانبی از قبیل تغییر رنگ دائمی دندان و نقص اسکلتی (تتراسایکلین)، اختلال در توسعه غضروف (فلوروکینولون)، جلوگیری از مغز استخوان و یا اختلالات خود ایمنی (سولفانامیدها)، و یا اسهال شدید (کلیندامایسین) در جنین و یا نوزاد توسعه نیابد. در برخی موارد (ذاتی یا مقاومت اکتسابی)، مزایای استفاده از آنتی بیوتیک های بالا ممکن است خطرات نوزاد را سنگین تر کند. از آنجا که آنتی بیوتیک های متعدد و ارگانیسم هایی که ممکن است به پوشش نیاز داشته باشند ، نتایج کشت و حساسیت باید برای انتخاب آنتی بیوتیک استفاده شود. آنتی بیوتیک های فردی و خطرات بارداری و شیردهی آنها در جدول 3 ارائه شده است.

Brucella cants

Brucella canis تب مواج، و یا سقط جنین شایع ترین علت سقط عفونی در سگ است، و درمان آن در بهترین شرایط دشوار در نظر گرفته شده است. نرخ بررسی آلودگی سرمی از 1٪ تا 6٪ در بسیاری از مناطق ایالات متحده است، اما ممکن است در مناطق جنوبی بسیار بالاتر باشد. در پرو و ​​مکزیک، نرخ گزارش شده تا 25٪ در سگها میباشد. B. canis  یک Gram-negative (گرم منفی) coc-cobacillus داخل سلولی است که توسط استنشاق، بلع دهان، یا تماس با جنین یا جنین پس از سقط جنین غشاء / مرده زایی جنین آلوده گسترش می یابد. انتقال مقاربتی و یا انتقال از طریق دستگاه تناسلی، فیستول دهانی، یا ملتحمه MU-COSA نیز رخ می دهد. سقط جنین بین 45 و 59 روز پس از حاملگی رخ می دهد. B. canis  در تولید مثل بزرگ در لانه سگ که در آن تماس با ترشحات عفونی یا بافت جنینی رخ می دهد شایع تر است. از آنجا که هیچ درمان دائمی برای B. canis  وجود ندارد، حیوانات آلوده باید از بارداری حذف شوند. عفونت بر هر دو مورد زنان و مردان تاثیر می گذارد. مردان ممکن است پروستاتیت مزمن و ورم بیضه / اپیدیدیمیت، که می تواند برای ریختن باکتری برای ماه ادامه یابد را توسعه دهد. اگر چه برخی از سگ ها ممکن است

جدول3. آنتی بیوتیک استفاده شده در دوران بارداری و شیردهی
داروگونه هانتایجارائه به انسانشیردهی *Riskf
Amikacin

(Amikin)

موش آزمایشگاهی و صحراییسمیت در موش صحرایی باردار و جنین، هیچ شواهدی از اختلال باروری و یا تراتوژن مشاهده نشده است.هیچ گزارشی مرتبط با آمیکاسین به نقص مادرزادی در انسان، هشت سمیت عصبی گزارش شده است.غلظت های پایین در شیر، جذب خوراکی محدود است.D
Amoxicillin

(Amoxitabs)

موش آزمایشگاهی و صحراییهیچ عوارض جانبی در تا 10x در دوز انسانی مشاهده نشده استهیچ مدرکی برای حمایت از آسیب جنین و یا اثرات باروری وجود ندارد.در شیر در غلظت های کم دفع می شود.B
Ampicillin

(Polyflex)

موش آزمایشگاهی و صحرایی خرگوش، خوکچه هندی. خوکهیچ عوارض جانبی در تا 10x در دوز انسانی مشاهده نشده است، انقباضات رحمی با انفوزیون وریدی IVدر خوکچه هندی کاهش می یابد.هیچ مدرکی برای حمایت از آسیب جنین و یا اثرات باروری وجود ندارد.در شیر در غلظت های کم دفع می شود.B
Azithromycin

(Zithromax)

موش آزمایشگاهی و صحراییهیچ عوارض جانبی در دوزهای سمی به مادر را ندارد.اطلاعات محدود در دسترس است.تجمع در شیر به دلیل نگه داشتن یونها.B
Chloramphenicol

(Viceton)

موش آزمایشگاهی و صحراییانحرافات کروموزومی در موش آزمایشگاهی، نه در موش صحراییبدون نقص های مادرزادی، اما فروپاشی قلبی عروقی در نوزادان در معرض مشاهده شده است.ترشح شده در شیر، باعث امتناع از نوشیدن، GI ناراحت، استفراغ.C
Ciprofloxacin

(Cipro)

سگ، موش آزمایشگاهی و صحراییهیچ عوارض embryotoxic، به جز ضایعات دائمی به غضروف در مفاصل تحمل کننده وزن.آسیب جنین به اثبات نرسیده ولی دارو های امن تری در دسترس هستند ، بهتر است که جلوگیری شوند.ترشح شده در شیر در غلظت های بالا. خطر آرتروپاتی در نوزادان.C
Clavamox

(amox/clay)

خوک و موش آزمایشگاهی و صحراییهیچ عوارض جانبی جنین گزارش نشده است.بر اساس تحقیقات زیادی بدون خطرات جانبی تراتوژن نشان می دهد.در شیر در غلظت های کم دفع می شود.B
Clindamycin

( Antirobe)

موش آزمایشگاهی و صحراییهیچ عوارض در جنین در دوزهای تا 2X دوز انسان.بدون نقص هنگام تولد در تحقیقات نظارتی اشاره شده است.در شیر دفع می شود با حداقل یک مورد گزارش از مدفوع خونیB
Cefazolin

(Ancef)

موش آزمایشگاهی و صحراییهیچ عوارض جانبی در 25 X دوز انسانهیچ عوارض جانبی جنین اشاره نشده است.در شیر در غلظت های کم دفع می شودB
Cefotaxime )Claforan)موش آزمایشگاهی و صحراییهیچ شواهدی از اختلال باروری و یا عوارض جانبی وجود ندارد.هیچ عوارض جانبی جنین در غلظت های پایین در جنین زودرس و دیررس در 20 X دوز انسان وجود ندارد.در شیر دفع می شود.B
Cefpodoxime

(Simplicef)

 موش صحرایی و خرگوشهیچ شواهدی از اختلال باروری و یا عوارض جانبی وجود ندارد.هیچ گزارشی از اثرات سوء بر جنین در تا 2 X دوز انسان مشاهده نشده است.به شیر در غلظت های کم دفع می شود.B
Cephalexin

(Keflex)

موش آزمایشگاهی و صحراییهیچ شواهدی از اختلال باروری و یا عوارض جانبی تا 500 میلی گرم / کیلوگرم وجود ندارد.هیچ عوارض جانبی در سه ماهه دوم و سوم مشاهده نشده است. مطالعه بسته خطرات شکاف کام را نشان می دهد ، نقص قلبی و عروقی در طول در معرض قرار گرفتن سه ماهه اول.به شیر در غلظت های کم دفع می شود.B
Doxycycline (Vibramycin)موش آزمایشگاهی و صحراییتوسعه اختلال جنین، ناهنجاریهای جفت، به تعویق افتادن تمایز در استخوان های بلند .عوارض جانبی در جنین انسان نسبت به دندان ها، استخوان، نقص مادرزادی و سمیت کبدی مادر.در شیر در غلظتی که ممکن است در رنگ آمیزی دندان و به تاخیر افتادن رشد استخوان نتیجه شود دفع شود.C

[1] تجمع چرک در رحم.

[2] Purulent vaginal dischrge

[3] vomiting

[4] Inappetence

[5] Polyuria

[6] Polydispsia

[7] lethargy

[8] Abdominal distension

[9] Uterine rupture

[10] هورمون مربوط به قبل از دوره حاملگی

[11] Intact queen populations

[12] افزایش غیر طبیعی در حجم یک بافت یا اندام ناشی از شکل گیری و رشد سلول های طبیعی

[13] باکتری E. coli (اشرشیاکلی) یکی از انواع مختلفی از باکتری ها که به طور معمول ساکن روده انسان و حیوانات است.

[14] یک مطالعه میکروسکوپی از کشت ادرار برای تعیین حضور باکتری های بیماری زا در بیماران مبتلا به عفونت دستگاه ادراری مشکوک انجام می شود. culture and sensitivity (C&S)

[15] fluoro-quinolone

[16] عمل جراحی برای برداشتن یک یا هر دو تخمدان و رحم.

[17] توسط بدن تولید شده و مسئول ویژگی های التهاب، مانند تورم، درد، سفتی، قرمزی و گرمی است.

[18] misoprostol

[19] ماده ای است که شکل گیری عوامل بارداری را مهار میکند.

[20] Dystocia

[21] Doppler

[22] ultrasound

[23] Oxytocin

[24] placental

[25] inertia

[26] hyperglycemia

[27] Eclampsia

[28] prepartum

[29] large litters

[30] calciuric

[31] Progesterone هورمون مربوط به قبل از دوره حاملگی

[32] تعویق افتادن زایمان زودرس

[33] تحریک کننده، تقلید و یا اشاره به گیرنده های آدرنرژیک بتا از سیستم عصبی سمپاتیک.

[34] placebo

[35] باعث ناهنجاری مادرزادی یا نقائص هنگام تولد.

[36] مربوط به هر چیزی سمی به جنین.

[37] near term

مطالب مفید

باکتری باسیلوس

باسیلوس thuringiensisis

لطفا رای دهید
[Total: 1 Average: 1]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *