post

هوش مترجم : در ابتدای بحث، این سؤال را میتوان مطرح کرد که چگونه مترجم  میتواند از کارش لذت ببرد، درحالی که از میزان کیفیت ترجمه کم نکند؟

یا اینکه مترجم چگونه می تواند متن را سریع تر ترجمه کرده و از آن لذت ببرد؛ ضمن اینکه شهرت بالایی بعنوان ” یک مترجم خوب” را نیز کسب می کند؟

هوش مترجم باعث بالارفتن کیفیت و سرعت ترجمه و کاهش زمان و هزینه برای مشتری میشود.

براساس این فرض مشترک که اگر سرعت ترجمه بالا باشد، اشتباهات زیادی در آن رخ میدهد و اگر روند ترجمه به آرامی انجام شود، میتوان متن درست و قابل اعتمادی را ارائه داد؛ در نگاه اول، به نظر می رسد که تمایل به انجام ترجمه سریع و قابل اعتماد با هم مغایرت دارند. یک مترجم قابل اعتماد نباید با ترجمه سریع دچار اشتباهات اساسی شود؛ چرا که افزایش سرعت ترجمه به چارچوب اصلی کار لطمه می زند و از طرفی، ترجمه به تمرکز و دقت بالایی نیاز دارد که طبیعتآ زمان بر است.

مثالی برای بابردن سرعت 

فعالیتهای “قدیمی” و “آشنا”، به ویژه عادتهای روزانه ، را میتوان به سرعت و با اطمینان انجام داد؛ چرا که به انجام آنها عادت کرده ایم. برای مثال هر روز صبح مسواک می زنید، کفشهای تان را می پوشید، کلیدها و کیف پولتان را برمیدارید، ماشین را روشن کرده و به سر کار می روید.

همه این کارها را در مدت دو دقیقه انجام می دهید؛ بدون اینکه چیزی را فراموش کنید؛ کفشها را اشتباه نمی پوشید یا قاشق و چنگال را بجای کلید بر نمی دارید چون هر روز این کارها را تکرار کرده اید قبل از اینکه بدن شما یاد بگیرد که چه کاری را چگونه انجام دهد. توازنهای مهمی بین این “حافظه بدنی” و ترجمه وجود دارد. مترجمان باتجربه سریع عمل می کنند زیرا بارها ترجمه های مختلف را تکرار کرده اند و غالبآ به نظر می رسد که انگشتان دست آنها ترجمه را انجام می دهند؛ نه “مغز” آنها.

آنها یک ساختار منبع آشنا به زبان شناسایی می کنند و قبل از متوقف شدن انگشتان شان بر روی صفحه کلید، بطور خودکار و بدون تفکر آگاهانه یا تحلیل منطقی، به آن منبع در حافظه شان مراجعه کرده و معادل یابی می کنند. در اینجا این سؤال مطرح میشود که آیا این مفسران همزمان به کلمات متن فکر می کنند؟

منبع غنی از واژگان

هر مفسر یا مترجم بایستی از یک منبع غنی از واژگان برای معادل یابی و تفسیر کلمات، بویژه در حافظه، کمک بگیرد. با این حال، حتی “معمولی ترین” ترجمه را نمیتوان دشوارتر از پوشیدن کفشها و یا مسواک زدن دانست. ترجمه یک رفتار هوشمندانه است؛ حتی اگر کم آگاهانه یا تحلیلی به نظر برسد. همچنین، فرایندی بسیار پیچیده است که به تحلیل چندلایه ای سریع در زمینه های معنایی، ساختار نحوی، جامعه شناسی، روانشناسی پاسخ-خواننده یا شنونده، و تفاوتهای فرهنگی نیاز دارد.

علاوه بر این، ترجمه همچون دیگر کاربردهای زبانی، همواره خلاق و جدید است. حتی مترجمان با فرمولی ترین متون منبع همچون گزارشات هواشناسی، بارها با موقعیتهای جدید و حل مسائل غیرمنتظره روبرو میشوند. ویلیام اچ. کالوین در کتابش با عنوان “مغزها چگونه فکر می کنند؟” می نویسد: به نظر پیاژه، هوش چیزی است که از آن درصورتی استفاده می کنیم که چیزی را ندانیم یا روش انجام کاری را بلد نباشیم.

اگر در پی یافتن پاسخ درست برای گزینه های چندجانبه در یک زندگی خوب هستید، بسیار هوشمندانه عمل می کنید اما باید بیشتر باهوش باشید؛ از یک جنبه خلاق استفاده کنید که به موجب آن چیز جدیدی را اختراع می کنید. این امر باعث میشود تا عنصر جدیدِ توانایی برخورد و مقابله با نیازها را بدست آورید، زمانی که پاسخ “درستی” برای آنها ندارید.

پارس68 اولین موسسه خدمات ترجمه است که هوش مترجم را در الویت استخدام های خود قرار می دهد.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *