نقشه های ریسک چی هستند و چگونه آنها در طول فرایند ارزیابی ریسک استفاده می شوند؟

نقشه برداری از ریسک احتمالا رایج ترین ابزار مورد استفاده توسط شرکت شناسایی و با اولویت بندی ریسکهای مرتبط با فعالیت های کسب و کار می باشد. استفاده موثر از نقشه برداری ریسک  زمانی که آن را با برنامه ریزی کسب و کار یکپارچه بکار می بریم و برای شناسایی مناطق نیاز به تجزیه و تحلیل بیشتر و پاسخ معرض ریسک  خاص مورد استفاده قرار می گیرد. به عنوان مثال، به عنوان یک روش رتبه بندی و اولویت بندی، نقشه برداری ریسک به ویژه در تسهیل گفت و گو مفید می باشد. از دیدگاه تصمیم گیری، آن بیشتر ارشادی است تا یک ابزار عملی.

تکنیک اساسی، برای درک بصری و ساده است. مدیران واحد کسب و کار، ریسکهای  خود را با استفاده از معیارهای از پیش تعیین شده ارزیابی می کنند. اغلب این ارزیابی ها مجموعه ای از اتفاقات احتمالی آینده را  که توسط مدیریت ارشد یا معادل آن مشخص شده ، با وقایع آینده مشخص شده توسط واحد مدیریت نشان گذاری می کنند. هنگامی که حوادث احتمالی آینده که به خوبی تعریف شده، شناسایی شده اند، آنها را بر روی یک شبکه و یا بر روی نقشه با توجه به تأثیر آنها بر دستیابی به اهداف کسب و کار و احتمال وقوع آنها رسم می کنیم.
در زیر تفسیر این ارزیابی بیان شده است:


* تاثیر: مدیریت اهمیت ریسک برای کسب و کار از نظر اثر بر روی دستیابی به اهداف کسب و کار نرخ گذاری می شود. ابزار نقشه برداری ریسک  تا اندازه کافی با توجه به معیارهای دیگر، از جمله تاثیر بالقوه مالی، تاثیر بر اجرای استراتژی های کلیدی و هزینه های بالقوه برای کسب و کار در شرایط زیاندهی سرمایه، درآمد، گردش وجوه  و ارزش ویژه برند انعطاف پذیر می باشد. هر چه اهمیت و تاثیر آن شدیدتر، ریسک بیشتر می شود. وقتی درجه بندی تحت تاثیر قرار می گیرد، افق زمانی یک عاملی است که باید به روشنی تعریف شود. برای مثال، یک شرکت ممکن است معنی داری ریسک را  برای اجرای استراتژی خود در طول سه سال آینده ارزیابی کنند. یکی دیگر ممکن است ریسک را با توجه به یک سال کسب و کار برنامه ریزی کند (در چارچوب زمانی در تعدادی از واحدها مدیران عمل می کنند). اگر افق زمانی واضح نیست و به طور مداوم بیان شده، شرکت کنندگان در این روند اشتباه می کنند. به عنوان مثال، برخی از مسائل، مانند کمبود ظرفیت، می تواند در کوتاه مدت برای یک شرکت تولیدی بسیار شدید باشد. با این حال، بسیاری از ریسک ، از جمله ظرفیت، کمتر در دراز مدت به دلیل انعطاف پذیری بیشتر برای ایجاد تنظیمات خود را نشان می دهد. بنابراین، مدیریت باید افق زمانی را با صراحت تعریف کند. نقشه های مجزای ریسک برای حوادث به احتمال زیاد کوتاه، متوسط ​​و یا طولانی مدت رخ می دهد مناسب می باشند.
* درست نمایی: با استفاده از افق زمانی مشابه که برای تعیین تاثیر استفاده می شود، مدیریت این احتمال را یک رویداد بالقوه مشخص شده، یا دو یا چند رویداد بالقوه، که رخ خواهد داد ارزیابی می کند. هر چه احتمال وقوع بالاتر، درست نمایی بیشتر می شود. هنگامی که درست نمایی برآورد می شود، ارزیاب باید به کیفیت ارزیابی خود توجه کند. فقط چگونه به احتمال زیاد این رویداد پرمخاطره شکل می گیرد؟ اگر از روش های آماری استفاده نشود، پس چگونه شما می دانید که قابلیتهای منتخبتان معقول هستند؟ در حالی که آمار در این مرحله از فرآیند ارزیابی لازم نیست، بیشترین شناخت پرسنل باید در مورد ریسکهای  اولویت دار باشد. در این مرحله، مدیریت اغلب به یک برآورد حجمی ( مخالف با تعداد دقیق می باشد) نگاه می کند. تکنیک های موجود برای اعمال قضاوت “هیئت داوران متخصص” برای به انجام رساندن این ارزیابی برای ریسکهای حیاتی در معرض سنجش دقیق نمی باشد.
نمونه ای از یک نقشه ریسک  در زیر ارائه شده:

نقشه های ریسک چی هستند و چگونه آنها در طول فرایند ارزیابی ریسک استفاده می شوند؟

لطفا رای دهید
[Total: 0 Average: 0]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *