پیشرفتهای آموزشی برای بچه ها، از خانواده های فقیر یا خانواده های غنی، و از اکثریت های قومی، یا برخی خانواده های اقلیت های قومی حاصل می شود. اقلیتهای قومی با وضعیت پایین در مدرسه ما همچنان در گروه دستاوردهای پایین قرار می گیرند و در گروههای پیشرفت تحصیلی بالا، نسبتا کمتر قرار می گیرند.

ما باید به نتایج آموزشی مشابه برای همه بچه ها دست یابیم. ناتوانی در انجام این، مانع از دست یابی گروههای ویژه ای به نتایج اساسی و اولیه و خدمات توزیع شده توسط جامعه می گردد.- حقوق، آزادی، عزت نفس، قدرت، فرصتها، درآمد، و ثروت. آموزش یک نهاد اجتماعی است، که دست یابی به فرصتها و منابع مهم را کنترل می کند.

دیدگاههای غیر سنتی ضروری

مثبت  گرایی، تا اواخر 1970 ارتودکسی غالب در مدیریت آموزشی بود.  مثبت گرایی دیدگاهی از آگاهی به صورت هدفمند، مطلقا درست و مستقل از شرایط دیگر مانند زمان، شرایط، جوامع، فرهنگها ، عموم، و جغرافیا می باشد. عقیده دیگر مثبت گرایی، تجربه گرایی است، که ادعا می کند دانش جهان تنها می تواند از طریق حس کردن و از طریق تجربه حاصل شود. این دید گاه از علوم به عنوان تجربه گرایی منطقی یا مثبت گرایی منطقی شناخته می شود. از  این رو فیلسوفان مثبت گرایی را توسعه داده اند،- دیدگاهی که بیان می کند هر بحثی در مورد علوم اجتماعی یا طبیعی باید از فرضیات تجربی مشتق شود تا به صورت علمی پذیرفته شود. در نگاه ساده، مثبت گرایی یک دیدگاه جهانی است که تمامی دانش جهان از تجربه و مشاهده حسی برای ما حاصل می شود. 

رویکرد اثبات گرایی برای تحقیق از چند عملکرد تشکیل شده است: a) مشاهده و شرح داده ادراکی ما از جهان از طریق حواس.  B) توسعه تئوری های استنباط شده از چنین مشاهدات و شرح داده ادراکی، c)  آزمایش فرضیه های ناشی مشتق شده از تئوریها و d) بررسی فرضیه هایی که سپس استفاده شده اند تا تئوریهای مشتق شده از مشاهدات و شرح داده ادراکی را بازبینی نمایند. این روش از یک مدل تجربی علوم به وجود آمده که مشاهده و توضیح، ایجاد تئوری، و فرضیه ، آزمودن و بازبینی را شامل می شود. روش های کمی استفاده کننده از نمونه های بزرگ با هدف استنتاج آماری ، روش غالب استفاده شده بودند. روش اثبات گرایی برای تولید دانش ، تا اواخر 1970 بر تحقیقات مدیریت آموزشی چیره بود.

در آن زمان، مخالفتهایی با توجه به ارتودوکسی غالب(ثبت گرایی) شروع به آشکار شدن کرد. نمونه های جایگزین شروع به آشکار شدن نمودند و ادامه یافتند تا در دهه 1980 تصحیح شدند. این دیدگاه غیر سنتی نوظهور تحت عنوان کلی روش های  ذهنیت و تفسیرگرا آمدند. دیدگاه ذهن گرایی و تفسیرگرایی به دیدگاهی اشاره می کند که به درون(باطن) ذهن بیشتر از تجربه بیرونی اشاره می کند و با ایده آلیسم فلسفی و ، اخیرا به پدیده شناسی و هستی گرایی در ارتباط است. دیدگاه ذهن گرایی و تفسیرگرایی در اوایل کار محققان مانند  T.B. Green filed در کانادا ؛ با کار نئو-مارکسیستی و  تئوریهای بحرانی ماند Richard Bates و دیگران. و در اوایل کار پست مدرنیست هایی مانند Jacques Derrida، Michel Fouault و Francois Lyotard. نشان داده شده است. محققان در این شیوه تلاش کرده اند تا  محدوده دانش سنتی را که مدیریت آموزشی را تعریف می کند، گسترش دهند.

این دیدگاههای غیر سنتی به تحقیقاتی در اخلاق و ارزشها توسط محققانی مانند Christopher Hodgkinson, Jackie Stefkovich, Joan Shapiro, Lynn Beck, and Jerry Starratte؛ جنسیت، قومیت/ نژاد و طبقه با چنین محققانی مانند Carol Gilligan, Sonia Nieto, Lisa Delpit, Charol Shakeshaft, Margaret Grogan, Cryss Brunner, Marylin Tallerico, Beverly Irby, Genevieve Brown, Linda Skrla, Flora Ida Ortiz, Caterine Marshall, Kofi Lomotey, Barbara Kackson, Diana Pounder, Norma Mertz, Cynthia Dillard,  and Gretchen Rossman    و  تئوری انتقادی و پست مدرنیسم با تحلیل گرانی مانند

T.B Greenfield, Henry Girous, Richard Bates, Peter Mclaren, William Foster, Fenwick English, Colleen Capper, Spencer Maxcy, James Scheurich, Michael Dantly, Cornel West, Michelle Young, Colleen Larson, Gary Anderson, Carolyn Shields, Patti Lather, and Paulo Friere. 

باعث شده است.

دیدگاه ذهنیت گرایی به محبوبیت بیشتر روش های تحقیق کیفی تحت عناوین گوناگون منجر شد: مانند روش های کیفی، مطالعه علمی اقوام، مشاهده مشارکتی، مطالعات موردی، کار میدانی، و پرس و جوی طبیعی. این روش ها در تلاش هستند تا بفهمند…

No votes yet.
Please wait...

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *