post

مترجمان متون ادبی ، نیاز به مطالعه گسترده ای در زمینه داستان و رمان و شعر دارند و همین طور می بایست مقالات مشهور علمی، روزنامه ها و جراید را نیز مطالعه کرده باشند.

ترجمه متون متفاوت، نیاز به دانستن استراتژی های متفاوت دارد و معیار فرایند ترجمه برای تمام متون یکسان نیست. مثلا ترجمه یک شعر، هیچ تشابهی با ترجمه یک سند اداری یا حقوقی ندارد. مثلا شما اگر قصد داشته باشید یک خبر فرهنگی را ترجمه کنید، می بایست از معادلات واژگان ویژه ای استفاده کنید و اگر بخواهید یک خبر هنری را ترجمه کنید معادلات واژگان دیگری را باید به کاربرید. ترجمه متون ادبی نیز به همین صورت است.

تخصص ویژه در ترجمه متون ادبی

معیار خاصی برای ترجمه، به ویژه ترجمه متون ادبی وجود ندارد و هر مترجم می بایست وابسته به قلم خود و سبک و سیاق نوشتن خود متن را ترجمه کند. البته توجه به اصل رعایت امانت را نیز نباید فراموش کرد.

بیشتر بخوانید : مروری بر ترجمه آثار شکسپیر

بیشتربخوانید: ترجمه کتاب های ادبی

مقالات و کتاب های زیادی در مورد ترجمه متون ادبی انجام گرفته اند و اساسا این مقالات و کتاب ها به ترجمه داستان ها و رمان های منظوم ومنثور می پردازند. در هر صورت، داستان و رمان یک بخش اصلی ادبیات است و نیاز است که مترجم تسلط کافی به اصطلاحات و گویش زبان مقصد و بمدا داشته باشد. هر مترجم می بایست تفاوت یک شعر با یک نوشته ادبی را بداند، البته گاهی اوقات درک این تفاوت ها دشوار می شود. در عمل ما در مورد انواع متفاوتی از متون صحبت می کنیم که می بایست درک و فهمیده شوند و پس از آن ترجمه شوند.

حتی اگر از کلمات و ساختارهای جمله ای مشابه استفاده می کنید نیز این اصل فهم و درک اولیه متن را باید رعایت کرده باشید. معمولا استدلال ها و استنتاج های زیادی در زمینه ترجمه انجام گرفته است که به ما کمک می کند ابهامات متن را رفع کنیم و در جهت افزاییش کیفیت فرهنگی و زیبایی شناسی متن بکوشیم. پس از این که متن به صورت قابل قبولی ترجمه شد صد در صد نیاز به ارزیابی و بازنگری دارد. طبق تجربیات ، هر مترجمی می داند که معیارهای مستقلی را برای ارزیابی شعر یا هر کار ادبی دیگر باید لحاظ نماید و متناسب با فرهنگ مخاطب، شعر و قطعه ادبی را ترجمه نماید. مباحثات انجام شده ما را به این نتیجه می رساند که در ترجمه متون ادبی استراتژی های اصلی واساسی را باید رعایت کنیم تا بتوانیم به خوبی متن را به مخاطب انتقال دهیم.

باز بودن دست مترجم در ترجمه متون ادبی

صحبت ها و نظرات زیادی مطرح شده است که بیانگر این است که مترجمان متون ادبی که در زمینه متون ادبی کار می کند، دستشان خیلی باز است و آزادانه می توانند متن را به راحتی ترجمه کنند. البته این نظرات حاکی از آن است که ترجمه اسناد و مدارک و همین طور ترجمه متون تخصصی و علمی و آکادمیک، این طور نیست و حتما باید کاملا دقیق و کلمه به کلمه ترجمه شوند و دست مترجم برای ترجمه این مقالات باز نیست.

این عقیده کاملا اشتباه است و تصوری موهومانه بیش نیست. در اصل کسانی که این نظر را دارند هیچ دانش و اطلاعاتی در زمینه امر ترجمه ندارند و حتی شاید کتاب ادبی نخوانده باشند. تمام منتقدان و مترجمان به این نظریه انتقاد کرده اند و در تلاش هستند که به جامعه مترجم و ادب دوست بفهمانند که ترجمه یک ” هنر ذاتی و گاها اکتسابی ” است که ذات لطیف وظریف خود را در ترجمه متون ادبی نشان می دهد. نه در ترجمه متون علمی یا حقوقی. حتی امروزه برای تعریف شغل مترجمی از واژه ” صنعت ” استفاده می شود و تصور بر این است که صنعت ترجمه، حرفه ای بودن این شغل را بیشتر نشان می دهد.

ترجمه یک اثر هنری

طبق نظرات مختلف، همان طور که خلق صنایع دستی بیانگر روحیات و مقتضیات ذهنی و فکری سازنده آن است، ترجمه یک اثر هنری نیز به همین گونه است. مترجمی که یک متن ادبی خواه منثور و خواه منظوم را ترجمه می کند باید قادر باشد که نرم ها و هنجارها و استراتژی های مختلف را به گونه ای کنار هم بچیند که هم شیوه امانت داری متن رعایت شود هم متن به درستی به خواننده انتقال داده شود و هم ظرایف و لطایف موجود در متن حفظ گردد. تصورات غلط زیادی وجود دارند که طبق این تصورات مترجم با توجه به دایره وسیع واژگان، می تواند طبق نظر و عقیده خود متن را هرگونه که خواست به خواننده القا کند.

اگر از واژه sun به معنای خورشید در متن استفاده می شود، مترجم باید کل متن نظم یا نثر را بخواند تا بفهمد قریحه نویسنده در آن زمان چه بوده که از sun استفاده کرده است. و پس از آن این واژه را ترجمه نماید. زمانی که ما ترجمه یک شعر یا یک نثر ادبی را می نویسیم، باید بدانیم که یک مقاله خبری روزنامه ای را ترجمه نمی کنیم. ما همواره باید چندین گام  از دیکشنری ها و دایره المعارف ها جلوتر باشیم تا بتوانیم معنی اصلی واژه به کار رفته در متن را به دست آوریم و به درستی آن را تفسیر نماییم. با در نظر گرفتن این نقطه نظر می توان نتیجه گرفت که معانی متفاوت هستند و روی متن نوشته ما تاثیرات شایان توجهی می گذارند و می توانند احساسات والقائات و تجربیات و ذهنیات ما را به خواننده انتقال دهند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.