خشونت در ورزش

امروزه، خشونت در وقایع ورزشی به صورت نگرانی عمده ای بین مجریان، سازماندهندگان، شرکت کنندگان و جامعه عمومی ورزشی درآمده است. امروزه ورزش منبع عمده ای از خلاقیت دوباره شده است که افراد زیادی را از قشرهای مختلف جامعه گرد هم می آورد. به قطع یقین وقایع ورزشی باعث به وجود آمدن هیجانات میشوند و این به طور بالقوه خشونت ایجاد میکند. جدا از این ما میتوانیم خشونت را در جنبه های اجتماعی آن در ریشه فشارهای اجتماعی که در جامعه تا حد خاصی وجود دارند ببینیم.

کلمه خشونت از کلمه لاتین violentus گرفته شده است که به معنای نیروی فیزیکی است که برای صدمه زدن یا زخمی کردن فرد یا چیزی به کار گرفته میشود. پدیده مشابهی در موقعیتهای گروهی را می توان خشونت جمعی نامید.

خشونت به عنوان تهدیدی برای جامعه و زیرسیستمهای آن در نظر گرفته میشود که شرایطی از تهدید، ترس، و تغییر الگوی رایج روابط را ایجاد میکند. به عبارت دیگر، خشونت در ورزش هنجارها و قوانین مسابقه را شکسته و جان و مال افراد را تهدید میکند به نحوی که برای فردی که تاثیر پذیرفته قابل پیش بینی نباشد.

خشونت بازیکن:

وقایعی مانند ضربه دیرهنگام یا غیرقانونی در فوتبال، حمله های فیزیکی ترساننده در هاکی و پرتاب چوب بیس بال و غیره.

خشونت تماشاگر:

به معنای خشونت گروهی عده ای از افراد به یک واحد برای رفتارهای خشن است که عواقب خطرناکی در پی دارد. طبیعت خشونت ممکن است متفاوت باشد، ضربه فردی یا جسمی داشته باشد، به اموال آسیب برساند یا هر دوی این آسیب ها را به نسبت موقعیت در بر داشته باشد.

با اینکه خشونت جوانب مختلفی دارد تمرکز کنونی ما بر خشونت تماشاچی یا خشونت جمعیست که در گفتمان اجتماعی پدیدارتر و خطرناکتر است.

جامعه شناسان ورزشی با وقایع روزافزونی از خشونت بازیکنان و تماشاچی ها دست به گریبان هستند و مفاهیمی از علت و چگونگی رخداد این وقایع رشد میدهند.

نایل اسملسر که در این محدوده پیشگام بوده است چارچوبی تئوریک از آنچه که ریشه خشونت جمعی را در کل و در این چارچوب اجتماعی در ورزش شکل میدهد ارائه داده است.

ساختهای تئوریک

اسملسر در نظر دارد که دسته های شورشی، ایجاد ترس، و انقلابی در این موارد مشترک و هماهنگند:

  1. آنها در موقعیت خاصی جمع میشوند.
  2. آنها در مناطق مرکزی خاصی جمع میشوند.
  3. آنها در بین گروه های اجتماعی خاصی بیشتر اتفاق می افتند.

با در نظر داشتن این ساختارها، اسملسر تئوری رفتار جمعی که به فهم نیروهایی که باعث برانگیختن افراد یا برانگیختن بخشی که به عمل جمعی به سبکی خشن منجر میشود چه شورشی شهری و چه خشونتی در وقایع ورزشی باشد ارائه داده است.

براساس نظر اسملسر شش عامل تعیین کننده برای خشونت جمعی وجود دارد:

  1. ایجاد ساختمند
  2. فشارهای ساختمند
  3. رشد باوری خشن
  4. عاملی پیش بینی کننده
  5. تغییر شرکت کنندگان در یک عمل
  6. اجرا و کنترلی اجتماعی

اسملسر بر این نکته تاکید دارد که هر کدام از این عوامل تعیین کننده باید به ترتیب خاصی اتفاق بیفتند تا منجر به شورشی خشن یا رخداد خشونت شوند.

به عنوان مثال ایجاد ساختمند باید در وهله اول اتفاق بیفتد و سپس باقی عوامل به ترتیب ارزشهای خود را بروز دهند. این علت نام این تئوری است، تئوری ارزشهای ترتیبی.

  1. ایجاد ساختمند: اولین شرط لازم برای شورشهای خشن ایجاد ساختمند است که افرادی با ویژگیهای متفاوت و خاص در تعداد زیاد دور هم جمع میشوند.
  2. فشارهای ساختمند: این به شرایط فشارهایی برمیگردد که در جوامع بزرگتر وجود دارد و بنابراین به یک اجتماع انتقال داده میشود.
  3. فشارهای معمول شکلی از خشم، ناامیدی، و محدودیت گروهی به خود میگیرند.
  4. رشد باوری خشن: باور شرکت کنندگان را وادار به عمل کردن میکند.
  5. به عنوان مثال، اگر گروهی از تماشاچی ها اعتقاد داشته باشند که تصمیمی جدی شدیدا غیرمنصانه است و این افراد قبلا نیز در جامعه بی انصافی را تجربه کرده باشند تصمیم به اعمال نیرویی آنی برای خشونت میگیرند.
  6. عاملی آنی: به واقعه یا عملی خاص اشاره میکند که اعتقاد عمومی را تائید، اهمیت آن را برجسته، و عملی جمعی را باعث میشود.
  7. اعمال/وقایع آنی معمولا شامل عملی خشن توسط یک بازیکن و تصمیماتی نه چندان مطلوب از جانب داوران میشوند.
  8. تغییر شرکت کنندگان در یک عمل: به در دسترس بودن افراد در نقطه (صحنه) واقعه آنی برای عمل بر میگردد.
  9. این تغییر شامل حضور رهبران جمعیت و دنبال کنندگان تماشاگر، وضعیت جمعیت، و محیط فیزیکی اطراف میشود.
  10. اجرا و کنترلی اجتماعی: به غیاب یا حضور نسبی ابزار فشار برمیگردد.

مطالعات در زمینه های مختلفی بر روی شرایطی که باعث ایجاد خشونت در وقایع ورزشی میشوند صورت پذیرفته است. اطلاعات نشان میدهند که تمایل به خشونت جمعی در شرایط زیر بیشتر میشود:

الف. انتظارات بالا از برد تیم.

ب. وابستگی شدید به تیمها/افراد

ت. سطوح بالا از تنش و هیجان به خاطر اهمیت رقابت

ث. اعمال خشن بین تیمها و افراد در برابر هم

ج. داورهای مسابقه سهل انگار، بی انصاف، غیرکاردان تلقی شوند.

چ. افراد قانونگذار سهل انگار و غیرکاردان پنداشته شوند.

جوانب اجتماعی خشونت

مطالعه رفتار جمعی و خشونت توجه تئوریست ها، جامعه شناسها، و روانشناسان بسیاری را به خود جلب نموده و فقط تعریف روانی رفتارهای جمعی در روزهای اخیر پذیرفته شده است. به تدریج فرآیندهای اجتماعی متغیر با موقعیتهای اجتماعی خاص رشد یافتند که میتوانستند بهتر خشونت و رفتارجمعی را در مسابقات قهرمانی توضیح دهند. در نتیجه چهار جنبه اجتماعی خشونت ارائه شده است که هر کدام تاکید ویژه ای دارند که به توضیح ریشه رفتار جمعی و خشونت کمک میکند.

  • جنبه واگیر: این جنبه در نظر دارد که با هیجان، احساس، و تحریک متقابل، احتمال بیشتری وجود دارد که افراد بدون انگیزه و فکر قبلی تحت تاثیر حالتی مشترک عمل کنند. اگر این امر تشدید شود منجر به رفتارهای دسته ای و فراگیر اجتماعی شده که به شورش خشن شرکت کنندگان می انجامد.
  • جنبه همگرایی: این جنبه بر این نظر است که اگر افراد با عقاید و احساسات یکسان در موقعیتی دور هم جمع شوند میتوانند براحتی برای انجام برخی اعمال ناگهانی تحریک شوند. این نظر معمولا با فرضیه یاس-خشونت همراه میشود که یاس قابل تشخیص یکسانی را در بین افراد پیش بینی میکند که میتواند منجر به رفتار خشن در موقعیتی پرازدحام شود.
  • جنبه هنجار ضروری: معمولا یک دسته گروهی متشکل از افراد مختلف می باشد. بحث شده است که در یک دسته از افراد مختلف، درکی مشترک از رفتار انتظار رفته باعث تحریک انواع خاصی از رفتار شده و موانعی بر سر آنها که با هنجار ها مخالف میکنند (از هنجارها فاصله میگیرند) ایجاد میکند. این نظر به نام جنبه هنجار ضروری رفتار جمعی شناخته شده است. بنابراین رفتار جمعی از طریق تعامل اجتماعی و شروع هنجارهای اجتماعی که به موقعیت خاصی برمیگردند گسترش می یابد.
  • ارزش – جنبه اضافه: روش دیگری برای مطالعه ورزش و رفتار جمعی ارزش اضافه شده بر خشونت جمعی توسط اسملسر (1962) است. او بحث میکند که برخی از عوامل تعیین کننده در مواقع اجتماعی باید قبل از اینکه خشونت جمعی خاصی اتفاق بیفتد آماده باشند.

در تئوری او، احتمال خشونت هنگامی افزایش می یابد که برخی عوامل تعیین کننده با هم همراه شوند و بر تنش موقعیتی که در حال اتفاق افتادن است بیفزایند یعنی سلسله خاصی از اتفاقات برای اتفاق افتادن شورش های خشن ضروریست. به عنوان مثال، ایجاد ساختمند باید ابتدا اتفاق بیفتد و سپس با فشارهای ساختمند، رشد باوری خشن، عاملی آنی، تغییر شرکت کنندگان در یک عمل، و اجرا و کنترل اجتماعی ادامه یابد.

جامعه شناسان و روانشناسان ورزشی شناخته شده در سطح جهانی ویژگیهای مشترک خاص افرادی که در خشونت سهیم میشوند را تعیین کرده اند.

  1. درجه پایین تحصیل و هوش
  2. قابلیت پیشنهادپذیری بالا
  3. بی مسئولیتی
  4. حس قدرت
  5. تعیین قوی و آشنایی پنداری
  6. احساسی گری

تاریخ قدیمی هندی پر از مدارکی در جهت خشونت جمعیست که در طول اتفاقات تاریخی اتفاق افتاده است. به لحاظ سنتی، جوامع، نژادها، گروه های قومی و غیره از حمایت افراد خود در کشتی، شمشیر بازی، طناب کشی، تیراندازی و غیره بهره می بردند که منجر به خشونت جمعی به خاطر شکست دادن شرکت کنندگان یا قضاوتهای داوران میشد. با این حال، به نظر میرسد که با وجود این دلایل دلیل اصلی احتمالا وجود رقابتهایی بوده است که در این رفتارهای خشن رنگی خاص به خود میگرفتند. تفاوت فاحش بین خشونت قدیم و جدید دخیل شدن و اعمال افراد است.

در روزگاران جدید در بین هندیها ورزش مانند دیگر کشورها حرفه دنبال نمیشود. برای هندی ها ورزش منبع از خلاقیت است و افراد به ندرت نگرانی فردی را تحلیل میکنندو این مسئله باعث کاهش اتفاقات خشن جمعی جدی در مقایسه با دیگر کشورها میشود. با این حال، خشونت جمعی در ورزش در هند به نوعی اتفاق می افتد.

گروه های قومی در هند جدید به خاطر رشد کلی کشور در سرتاسر آن پخش شده اند و متنوع اند. حتی هنگامی که مخاطبان با تیمی همزادپنداری میکنند و خود را جزئی از آن می پندارند این نگرانی چندان در افراد جدی نیست. مخاطبان جدی و خشن در هند فقط در بخش های خاصی مانند فوتبال در بنگال غربی، هاکی در هند شمالی، کریکت، کوکو، کبدی در هند غربی دیده میشوند. مخاطبان هندی معمولا جدی نیستند و رقابتهای عادلانه را بدون هر گونه درگیری ذهنی دنبال می کنند. مخاطبان معمولا به خاطر فقدان دانش در مورد تکنیکها و قوانین بازی به سمت خشونت جمعی کشیده میشوند. در برخی مواقع، برخی شانسهای مایوس شده ممکن است باعث بروز احساسات در بین تماشاچی ها شده و آنها را به سمت قوانین گفته شده گمراه کند.

وضعیت اجتماعی-اقتصادی هند در زمانهایی باعث بروز خشونت میشود. هنگامی که تیم های بخشی مربوط به بخشهای خصوصی یا عمومی ضد کلوپ های محلی با منابع مالی ضعیف مبارزه میکنند، حامیان این گونه کلوپ ها در برابر تیم های بخشی خشن میشوند. آنها با تیم هایی که وضعیت اجتماعی-اقتصادی ضعیفی دارند همزادپنداری میکنند زیرا این مسئله را در نظر دارند که تیم ها با موقعیت اجتماعی بالاتر از امکانات و منافع بیشتری برخورداند.

منطقه گرایی میتواند یکی از دلایل خشونت در ورزشهای هندی باشد. احساسات قوی تماشاچی ها در مورد تیم ها و تضاد آنها با تیم های خارجی گاهی منجر به خشونت میشود. ورزشهای حرفه ای در مناطق مخالف رنگ خاص منطقه ای به مخاطبان بخشیده است. تماشاچی های بنگالی نمیتوانند باخت تیم خود را در فوتبال تحمل کنند، همین وضع در مورد کریکت در بمبئی، هاکی در پنجاب و کشتی در دهلی و هاریانا اتفاق می افتد. مخطابان در این زمینه ها بدون ارزیابی عملکرد تیم های منطقه خود را حمایت میکنند یا زیر سوال میبرند.

در برخی موارد مذهب نیز نقشی مهم در خلق خشونت ایفا میکند. مواردی در مورد مسابقات بین دانشگاهی هنگامی که مسابقه ها بین تیم هایی با مذاهب مختلف اتفاق افتاده است دیده شده است. برخی اتفاقات خشونت آمیز در مدت مسابقات کریکت بین هند و پاکستان و حتی در فینالهای هاکی در طول Asiad’82 دیده شده است. با اینکه مذهب و همزادپنداری با آن خیلی در جهان ورزش هند پررنگ نیست مسئله گرایش مذهبی در بین مردم همیشه موقعیت را دستخوش خود قرار داده است.

پس از دوران استقلال هند ورزشها هماهنگ با آگاهی ورزشی پیشرفت کرده اند. از سویی خشونت در وقایع ورزشی توجه کمیته های ورزشی را طوری به خود جلب کرده است که موقعیتهای چالش زا همراه با توجه و مراقبت بوده اند. مروری بر آنچه در گذشته در این مسیر اتفاق افتاده است دلایل زیر را برای خشونت در موقعیتهای ورزشی هند نشان میدهد:

  1. رقابتهای شخصی بازیکنان هر تیم

در این موقعیت بازیکنان از تیم های مختلف مشکلات شخصی دارند که ممکن است به خاطر منافع شخصی یا برتری طلبی باشد. این مسئله منجر به رقابت بین تیم ها و بازیکنان میشود که در نهایت به تاثیر شدید مخاطب منجر میشود. این مثالها در طول مسابقات لیگ فوتبال در کلکته، مسابقات هاکی در پنجاب، کشتی در هاریانا و دهلی بسیار اتفاق افتاده است.

  1. داوری ناکارآمد

بارها سازمان دهندگان داوری هایی برای ریاست بر مسابقات انجام داده اند که راه درستی را به نسبت سطح مسابقه پیش نگرفته است. اینگونه موقعیتها باعث شرمساری بازیکنان و تماشاچیان و در نهایت منجر به برانگیخته شدن احساسات و نشان دادن خشونت میشوند.

  1. روابط بازیکن و تصمیم گیرندگان

جالب است که ورزشهای هندی هیچ پایانه ای برای تصمیم گیرندگان و بازیکنان ندارند تا به آنها شانسی برای بسط درک مشترکشان بدهند. بیشتر اوقات، روابط بازیکنان با تصمیم گیرندگان تحت فشار است و در نهایت منجر به پیامدهای نامطلوب میشود.

  1. عدم توانایی در سازمان دهی

این جنبه احتیاج به مراقبت ویژه دارد زیرا سازماندهندگان برای پیش بینی اجرای مناسب شرکت کنندگان توانایی لازم را ندارند و اینگونه پیش بینی ها بر جاه طلبی تماشاچیان تاثیر میگذارد. جمعیتی که بیش از حد جاه طلب شده باشد هنگامی که نمیتواند انتظارات خود را برآورده کند موقعیت به لحاظ احساسی سنگین میشود. همچنین سازمان دهندگان نمیتوانند با تماشاچیان به تناسب موقعیت اجتماعی و البته سطح هزینه صرف شده برای تماشای مسابقه به خوبی برخورد کنند. مواردی در مورد ناتوانانی سازماندهندگان در مورد ناتوانایی برای سازماندهی مسابقه اصلی به خاطر دلیل خاصی گزارش شده است. این نکته را باید در نظر داشت که سازماندهندگان ورزشی نمیتوانند خشونت را پیش بینی کنند و فقط بعد از اینکه اتفاقی افتاد واکنش نشان میدهند. این ممکن است دلیل پیش بینی نکردن و انجام ندادن چینش امنیتی مناسب باشد.

درمانها: شکی اندک وجود دارد که خشونت در بین جمعیت و بازیکنان با نرخی هشداردهنده و اندازه های شدید رو به افزایش است و باید این پدیده را برای حفظ شکوه ورزش به شکلی درست کنترل کرد.

  1. همکاری بین تصمیم گیرندگان و بازیکنان: درک بین بازیکنان و تصمیم گیرندگان فقط باید در پی انجام قوانین باشد با این حال اعتمادی برای یکسوسازی طرفین باید در نظر گرفته شود. بازی عادلانه و عملکرد بهتر باید هدف مشترک هر دو طرف باشد.
  2. آموزش مناسب تماشاچیان: قوانین مسابقه و بازیها باید قبل از انجام بازی طوری که تماشاچیان تکنیک های درست و قضاوت و حقوق آن را بدانند عمومی سازی شود. تماشاچیان ناآگاه خطرناک ترند زیرا ظرفیت کمتری برای ارزیابی موقعیتهای حساس ورزشی دارند.
  3. سازمان دهی مناسب: مدیران و سازمان دهندگان باید مسئولیت اجرای مناسب مسابقه را توسط مهیا کردن وسایل لازم برای بازیکنان و تماشاچیان بپذیرند.
  4. تحریم ها: تحریم های شدید ممکن است باعث انحراف این مسئله شوند که بازیکنان، تصمیم گیرندگان، سازمان دهندگان، و تماشاچیان یکسان هستند. هیچ آسان گیری نباید استفاده شود و با همه باید به طور یکسان در خطوط مشابه و به دور از سابقه هر فرد رفتار شود. هر کس باید مسئول اجرای نظم در و بیرون از زمین بازی شود.

به طور خلاصه، میتوان بر اساس اتفاقات گذشته نتیجه گرفت که خشونت در ورزش هند معمولا فازی گذرا دارد که به طور آنی اتفاق می افتد و خودش آرام میگیرد. بنای پایه ای اجتماع هند و طبیعت مردم هندی که به فلسفه “ببخش و فراموش کن” اعتقاد دارند نقشی مهم در کنترل کردن این مشکل پیشرونده در ورزش هند ایفا میکند.

لطفا رای دهید
[Total: 0 Average: 0]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *