post

 در این مقاله مهمترین اصطلاحات فوتبال به همراه ترجمه بیان شده

Advantage آوانتاژ

دستور ادامه بازی توسط داور در هنگام ایجاد خطا را گویند در واقع  داور این اختیار را دارد در صورتی که  در هنگام  حمله تیم خطایی به نفع آنها اتفاق بیفتد خواستار ادامه بازی می شود تا تیم حمله کننده موقعیت خوب خود را از دست ندهد

Attack  حمله

حمله هجوم یا حرکت به سمت دروازه حریف

AFC  ای اف سی

کنفدراسیون فوتبال آسیا

Away: خارج
خارج از خانه. بیرون از خانه.

Back: دفاع

بازیکنی که وظیفه اصلی آن حفاظت از دروازه برای جلوگیری از گل خوردن می باشد.

Bycicle kick

این یکی از اصطلاحات فوتبال است که اگر بازیکنی شوت برگردان بزند به او گفته میشود.

در ایران به  شوت قیچی برگردان یا برگردان یا قیچی گفته می شود.

Blind Side: سمت کور

منطقه کور. فضایی از زمین که توسط مدافعین پوشش داده نشده  و حواسشان به آن منطقه نیست

 

Box:    چهارگوش.
محوطه جریمه -هجده قدم –قسمتی از زمین که در جلوی دروازه قراردارد و دروازه بان می تواند در این محوطه توپ را با دست بگیرد

Caps: تعدادی بازیهای ملی

تعداد بازی هایی که توسط بازیکن در تیم ملی کشورش در مسابقات رسمی انجام داده باشد

در قدیم به بازیکنان ملی بابت هر بازی که انجام می دادند یک کلاه به عنوان جایزه اهدا می گردید.

cards: 

همان کارت های زرد و قرمز درفوتبال

 

Carry

پا به توپ حرکت کردن. این یک اصطلاح فوتبال پرکاربرد است.

 

Caution: اخطار

نشان دادن کارت زرد به بازیکن به عنوان تذکر انضباطی

 

Center Back: دفاع وسط

مدافعی که در وسط است را می گویند .حالا اگر از سیستم چهار دفاعی استفاده می کنیم دو مدافعی که در وسط قراردارند را مدافعین وسط می گویند

 

Center Circle: دایره وسط

دایره ای که در وسط زمین کشیده شده است

 

 Center Mark: نقطه مرکز

نقطه ای که در وسط زمین کشیده شده است و هنگام آغاز بازی یا بعد از گل خوردن باید توپ در این نقطه قرار گیرد.

 

CF: مخفف  center forward

مهاجمی که در وسط بازی می کند

 

CFB: مخفف center fullback

 

Challenge: 

تلاش مدافع برای گرفتن توپ از مهاجم

Chest Pass: پاس با سینه

پاسی که بازیکن با سینه به هم تیمی خود ارسال می کند در واقع هنگامی که برای شخصی پاس بلند ارسال می شود و شخص به جای اینکه با توپ را استپ کند با سینه پاس به هم تیمی خود می دهند را گویند.

 

 Chest Reception: استپ سینه

دریافت توپ با سینه و تحت کنترل قراردادن آن را گویند به صورتی که در هنگام دریافت توپ با دست های ما برخورد نکند

Chip: چیپ

هنگامی که توپ روی زمین در حال حرکت است و بازیکن با نوک پا به قسمت زیر توپ ضربه می زند که باعث می شود توپ از بالای سر بازیکن حریف عبور کنند را چیپ گویند.

 

Clear: دفع توپ

مهار یا رد کردن توپ از منطقه خطرناک ( احتمال گل شدن توسط بازیکن حریف ) توسط مدافع را گویند

 .

Head coach  سرمربی

شخصی که مسئول تمرین و آموزش و هدایت تیم داخل زمین فوتبال را گویند

 

Coach: مربی

به همکاران سرمربی را گویند که به سرمربی در رابطه با تمرین تیم ، آنالیز تیم حریف و… کمک می کنند

 

Coaching: مربی گری

به فعایت های که توسط مربی در تمرینات یا در هنگام مسابقه انجام می شود گفته می شود 

Combination Play: بازی ترکیبی یا گروهی

یعنی اینکه بازیکن های پست های مختلف با هم همکاری کنند به طور مثال بازیکنان مدافع در حمله شرکت کنند یا مهاجمین در دفاع شرکت کنند

 

Commit the Defender:

یک حرکت فریب دهنده برای گمراه کردن مدافع است .بازی بدون توپ، با توپ یا پاس دادن که باعث می شود تا مدافع دچار اشتبا شود.

CONCACAF: کونکاکاف

فدراسیون فوتبال آمریکای شمالی، مرکزی و کارائیب – مخفف Confederation of North, Central American and Caribbean Association Football. مسئول اجرا و نظارت بر فوتبال  در آمریکای شمالی،مرکزی و جزایر کارائیب است.
 

 

CONMEBOL: کونمبول

کنفدراسیون فوتبال آمریکای جنوبی. مخفف

 Confederación Sudamericana de Fútbol – انگلیسی: South American Football Confederation.

سازمان یا نهاد اداره ‌کننده فوتبال در آمریکای جنوبی .

 Attacking Third: یک سوم تهاجمی
به یک سوه زمین فوتبال از سمت دروازه حریف را می گویند

 

Away

 در زمین حریف.

 

Back: دفاع

بازیکنی که در نزدیکی دروازه خود است و وظیفه آن جلوگیری از گل زدن تیم حریف می باشد.

 

Contain:  مانع شده (بازداری)

روش یا تاکتیکی برای محدود کردن حرکات حریف

 

Control Dribbling: دریبل کنترلی

هنگامی که بازیکن توپ ارسالی به سمت خود را با یک حرکت کنترل کرده و همزمان دریبل هم انجام می دهد را گویند 

Corner Arc: قوس کرنر

نیم دایره ای که در چهار گوشه زمین  کشیده شده که محدوده قرار گرفتن توپ به هنگام زدن ضربات کرنر را مشخص می کند.

 

Corner Flags: پرچمهای کرنر

به پرچم هایی که در چهار گوشه زمین نصب شده تا محدوده اوت و کرنر را مشخص می کند

 

Counterattack: ضد حمله

هنگامی که توپ از اختیار تیم حمله کننده خارج شود وباعث حمله تیم حریف شود.

 

Cover: پوشش

در واقع به معنی حمایت یا پوشش می باشد . که به دو صورت پوشش هم تیمی یا منطقه می باشد. به عنوان مثال بخشی از زمین فوتبال را در نظر بگیرید که شما مواظب هستید تا مهاجم صاحب توپ نتواند از آنجا به دروازه نزدیک شود

 

Coverage: پوشش

عمل پوشش دهی و حمایت را گویند

 

Create:  خلق موقعیت گل

ایجاد و خلق موقعیت برای به ثمر رساندن گل.

 

Creating Space: ایجاد فضا برای گل زدن

به وجود آوردن فضای مناسب برای خود یا هم تیمی ها را گویند که می توان  با داشتن یا نداشتن توپ این کار را انجام داد.

Cross:  سانتر


ارسال توپ از کناره ها ی زمین به داخل محوطه جریمه حریف گفته می شود. در فارسی به این حرکت “سانتر از کناره ها (جناحین)” گفته می شود.

 

Crossover Run: فرار متقاطع

حرکتی گمراه کننده برای مدافعین که در آن مهاجمین در جهت مخالف یکدیگر حرکت می کنند. تا تشخیص شخص گیرنده پاس  برای مدافع بسیار سخت شود.

 

Cushioning the Ball: کنترل توپ یا استپ با بدن

هنگامی که پاس بلند برای بازیکن ارسال می شود بازیکن با شل کردن اندام خود ( سینه، شکم،ران) و برخورد توپ با آن قسمت سرعت توپ را کاهش داده و در اختیار خود می گیرد.

Danger Zone: منطقه خطر
منطقه محوطه جریمه که در صورت تصاحب توپ توسط مهاجمین باعث موقعیت گلزنی می شود را گویند.


Dangerous Attackers: مهاجمین خطرناک
مهاجم یا مهاجمین که در موقعیت خطرناک ( گل زدن ) باشند را می گویند


Dangerous Play: بازی خطرناک
به عمل یا حرکتی که در صورت برخورد باعث ایجاد صدمه به بازیکن تیم حریف یا خودی شود را بازی خطرناک گویند
 

Deck:
اصطلاحی در انگلیس به معنای اخطار می باشد

Defender: مدافع
دفاع. بازیکنی که وطیفه آن جلوگیری از گل زدن تیم حریف می باشد.

Defending Deep: عمق دفاعی
به منطقه ای که مدافعین میانی بازی می کنند عمق دفاعی گفته می شود.

Defending Third: یک سوم دفاعی

یک سوم زمین فوتبال از سمت دروازه خودی را گویند.


Defensive Midfielder: بازیکن خط میانی دفاعی ( هافبک دفاعی )
بازیکن خط میانی که وظیفه اصلی او دفاع می باشد و در جلوی مدافعین قرار می گیرد.

 

Midfielder

بازیکن خط میانی را گویند . بازیکن خط میانی هم در حمله و هم در دفاع شرکت می کند.


Deliver the Ball: انتقال و تحویل توپ

Depth: عمق
در هنگام دفاع اگر مدافعین به صورت عرضی در کنار هم قرار نگیرند و یک یا دو نفر وسط نزدیکتر به دروازه خودی باشند .
Derby: شهرآورد
دربی یا شهرآورد به مسابقه دو تیم فوتبال که در یک شهر هستند گفته می شود

برای مثال این یکی از اصطلاحات فوتبال است که در کشور بسیار استفاده میشود. می توان بازی ذوب آهن و سپاهان را که هر دو تیم برای اصفهان هستند را دربی اصفهان گفت. همچنین بازی پرسپولیس و استقلال


Deutscher Fussball-Bund: اتحادیه فوتبال آلمان
سازمان فوتبا آلمان که وظیفه برگزاری بوندس لیگا (نام لیگ فوتبال آلمان ) و دیگر بازی های فوتبال و نظارت بر آنها را دارد و در شهر فرانکفورت قراردارد.


Diagonal: قطری / مورب

Direct Attack: حمله مستقیم
حمله ای که در آن  سریع به سمت دروازه حریف پیشروی کرد که در واقع زمان رسیدن به دروازه حریف کم می باشد
Direct Kick: ضربه مستقیم
به خطایی که پشت محوطه جریمه اتفاق افتاده و ضربه زننده توپ می تواند به طور مستقیم با یک ضربه توپ را وارد دروازه کند و گل قبول می باشد

fk یا freekick: ضربه آزاد


Direction: جهت
سو. راه مسیر.
جهت حرکت توپ

 Distribute: توزیع / پخش
بعد از تصاحب توپ توسط دروازه بان یا گلر و ارسال پاس با دست یا پا به هم تیمی ها را می گویند
Drive: حرکت توپ

DMF
مخفف Defensive Midfielder – بازیکن خط میانی دفاعی.

Drag the Ball: کشیدن توپ (استپ توپ با پا )
استپ کردن توپ با پا به این صورت که همزمان با حرکت توپ به سمت بازیکن پا را در زیر توپ گرفته و با حرکت پا رو به عقب سرعت توپ کم شده و توپ را تحت کنترل می گیریم

Dribbling: دریبل زنی
رد کردن توپ از بازیکن حریف.

Drop: انداختن
هنگامی که مربی در تمرینات توپ را روی سر یا پای بازیکن می اندازد را می گویند.

Drop Kick
شوتی که توسط دروازه بان زده می شود به این صورت که توپ که در دست اوست را رها می کند و توپ یک بار به زمین می خورد و توسط دروازه بان شوت می شود.

مهمترین اصطلاحات والیبال

شرکت پارس 68 در زمینه ترجمه تخصصی مقالات و کتب فعالیت دارد . همچنین ترجمه مقاله را مترجمین با تجربه میتوانند به صورت فوری و حرفه ای انجام دهند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.