تبریان

تبریان

منابع در مورد تبرها و تبریان از 1533/837 تا 1576/984 بسیار فراوان است، اگرچه هنوز پربار و غنی نیستند.

در سالهای اخیر جزئیاتی در مورد تبریان از al-Nawaqid li bunyan al-rawafid بدست آمد، که در مورد بحث و جدل ضدشیعه میرزا مخدوم شریفی (D.995/1586) بود، کسی که روبرو شدن اش را با تبریان در مجلس شاه طهماسب و موعظه ی خود در شریفی قزوین شرح داده، که یک مقام رتبه بالا در زمان شاه اسماعیل 2  بوده، که سرانجام برافکنده شد و آزاد شد، و سپس از ایران تبعید شد.

او سپس در مکه فوت کرد، جایی که جدال خود را در آنجا کامل کرده بود.

جدال های ضد صفوی

مطالعات در مورد دیگر جدال های ضد صفوی، ممکن است جزئیات بیشتری را نشان دهند، اما مطالعه AN شریفی، بطور ویژه ای مفید است زیرا در مورد اهل سنت است که قدرت آنها در زمانی که تمام صاحبان دفاتر در دولت صفوی، بطور کم و بیش به شیعه اعتقاد داشتند، افزایش یافته بود.

alam ara-yi abbasi اسکندر Beg Munshi ، گزارش شریفی را با جزئیات در مورد جو فرقه ای در دربار شاه اسماعیل 2 (r.984/1576-77)، حمایت می کند، که شاه اسماعیل با شریفی، مسئول ممنوعیت دشنام و لعنت به تشریفات مذهبی بودند و تلاش کردند که تبریان را از بین ببرند.

شریفی و مونشی (Munshi) گزارش کردند که تبریان و نقش آنها در نظارت کردن بر دشنام ها به تشریفات مذهبی، مکمل یکدیگر از نظر زمانی هستند، که یکی از آنها دیگری را خاموش می کند.

شریفی گزارش خودش را در مورد تبریان در جایی به انتها می رساند که در آن زمان، فعالیت هایش، توسط شاه اسماعیل 2، ممنوع شده بود، از شریفی برای مقابله در برابر آنها تشکر می کنیم. Munshi به هر دو واکنش قزلباش ها در مورد تاثیرات کارهای شریفی بر شاه و احتیاطات اولیه بکار برده شده توسط علماء شیعه در سرزنش کردن شاه، تاکید می کند.

شریفی، سرزنش برای نقش خودش را در مورد حوادث در دربار و در قزوین، پذیرفته است و همچنین پیشرفت آنها را به نقش خودش اضافه کرده است.

گزارش سوم 

در گزارش سوم، Jlal-I Munajjim، نویسنده تاریخ عباسی، برخورد شریفی / تبریان را پس از مرگ شاه اسماعیل 2، روایت کرده است، اما متلک ها و شکنجه های تبریان را شرح نداده است.

هنگامی که اثر یا گزارش شریفی را دنبال کرد، بی گناهی او از اتهام اعلام شد، اما تبریان توسط بازداشت کردن او و انداختن او به گودال، مانع آزادی او شدند.

شریفی از مرگ به دست تبریان، اجتناب می کرد، که تنها به این دلیل بود که علما شیعه به مادر او کمک کرده بودند.

گرفتاری و وضعیت شریفی به جاهای دیگر کشیده شده بود، که این می تواند به دلیل رابطه او و خانواده او با علماء شیعه و مقامات استانی صفوی ها باشد، که این تفکر و مفهوم را در 984/1576، اهل سنت، یا اهل سنت اولیه، که می توانستند نتایج سیاسی را تحت تاثیر قرار دهند، تقویت می کند.

گزارش Jalal-I Munajjim، پرسش ها و سوالات شیعه/سنی دوران صفوی را یادآوری می کند که در بسیاری از منابع نشان داده شده اند، و مواردی را به عملکرد تبریان در طول دوره مقام شاه طهماسبی می افزاید.

این سه گزارش با همدیگر، جزئیات بیشتری را در مورد عمل تبریان در انتهای قرن دهم/شانزدهم  را ارائه داده اند.

منابع برای سالهای دوران شاه طهماسب، بطور گسترده وجود ندارد، و بیشتر دیدگاهها را در مورد عملکرد تبریان ارائه داده اند.

در اینجا، یک شکاف بین درک ما در مورد اینکه چگونه تبریان به عنوان یک واحد تبلیغاتی قابل تشخیص در تاریخ صفوی، سازمان یافته اند، باقی مانده است.

اما ما به منابع دهه اول سلطنت شاه طهماسب، توسط زمانی که تبریان بطور قوی در دربار و زندگی عمومی، شکل گرفتند، اعتماد داریم.

مکاتبات شاه طهماسب با سلیمان

بعلاوه در گزارش اولیه، به مکاتبات شاه طهماسب با سلیمان، اشاره شده است که تعدادی از منابع دیگر نیز آن را ذکر کرده اند. برای مثال، قادی احمد، نوشته است که صفوف نظامی در 1529/936 قرار داشته اند. که آن صفوف شامل نوازندگان عمومی (naggara khanba) و 400 “تبری وارسته” به سرپرستی Kabaki سبزواری بوده است. در آن موقع، تبریان به عنوان مداحان بوده اند. که این امکان پذیر است که سبزواری، به عنوان یک افسر، مسئول صفوف و حرکت دسته جمعی تبریان بوده است.

همچنین تبریان، قزلباش ها را در هرات، در طول این دوره، به عنوان عملکردی از پروتوکل نظامی، می دیدند. در 946-7/1539، venetian membre، تقریبا یکسال را در میان قزلباش ها و دیگر اعضای بالارتبه در دربار اجتماعی گذرانده است و مشاهده کرد که تبریان در عملکردهای مختلف در خارج از تبریز، فعالیت داشته اند.

او اینطور نوشت که شاه طهماسب هنگامی که 26 ساله شد،هر زمانی که او در مجامع عمومی ظاهر می شد، توسط عالی مقامان قزلباش بالارتبه، qurchis، و تبریان احاطه می شد.

تبریان، هنگامی که شاه، وارد جایی می شد یا خارج می شد، یا در هر مسیری حرکت می کرد، از شاه با صدای کوس و طبل پیشی می گرفتند (جلوتر راه می رفتند)، “Umar, Uthman wa Abar Baker sad bazar lanat bar” ( صدهزار اعنت بر عمر، عثمان و ابوبکر). قابل توجه است که هر قزلباش ، یک تبری برای خود داشت که از آنها چیشی می گرفت و گریه کنان بر عثمان لعنت می فرستاد.

بر طبق مولف ibya al-muluk ، مالیک شاه حسین سیستانی، این عمل،  اجباری بوده است. او نوشته است زمانی که محمود خان، فرماندار سیستان، به هند رفته بود، جمعیت سنی محلی آنجا، عمل تبری ها را گناه و جرم می دانستند و تبری هایی که از محمودخان پیشی می گرفتند با قانون زمان شاه طهماسب، روبرو بودند.

محمود خان

محمودخان به اجبار تبری ها را از جلوی مسیر خودش، به عقب می زد، و کار خودش را تکرار می کرد.

تشریفات مشابه تبری ها، هر زمانی که شاه از قسمت های دیگر کشور می رسید، انجام می شد، و در مکان های عمومی شهر، تبری ها می توانستند در قسمت هایی از شهر برای تمام افرادی که آنجا بودند، تشریفات و مراسمات خود را بگیرند و آوازهای لعنت بر عثمان را می خواندند.

در مشاهدات اخیر در این گروه، Membre گفته است که او شاهد بود که یک تبری، یک تاجر عثمانی را با ریشهایش چنگ زد و درحالیکه به عثمان لعنت می فرستاد، آن تاجر را می کشید. او آن را خیلی سخت می کشید طوری که ترک ها “صدها بار بر او لعنت فرستادند”.

بنابراین Membre نتیجه گرفت “که عثمانی ها با Sophians ها در تبریز همانند گربه ها و سگ ها زندگی می کنند”. همانطور که لعنت های تشریفات مذهبی گسترده تر می شدند، تبلیغات ضد عثمانی صفوی ها، در گزارش های Membre، برجسته تر می شدند، اگرچه بنظر می رسد که علی (حضرت علی) رغم خصومت های سیاسی، روابط تجاری مداومی میان عثمانی ها و صفوی ها در تبریز وجود داشته است.

برای اطمینان، شاه طهماسب، به تولید جدال های ضد عثمانی در مکاتبات دیپلماتیک خود ادامه می داد.

در نامه اش به شاه سلطان سلیمان بطور اولیه به این موضوع اشاره کرده است که در 940/1553-4 نوشته شده است، قبل از عهدنامه صلح آماسیا در 963/155 امضا شده است، شاه طهماسب به عثمانی ها هشدار داد که او ناآرامی های فرقه ای را در میان آنها تحریک خواهد کرد: ” شاهد باشید که از الان به بعد، ما تاثیر خودمان را بر تبریان می گذاریم، کسی که جنگنده علی با دست خالی است (ala l-itlaq)، ما بی سرو صدا و در سکوت، و با صدای بلند در بخش ها و بازارهای قلمرو آذربایجان، خراسان و عراق، بر او لعنت می فرستیم، بطوریکه ارمنستانی ها (مسیحی ها) و یهودی ها نامتان را می نویسند (منظور این است که نامشان در تاریخ آورده شود)، و دشمنان (عثمانی ها) در کف پای حیوانات هستند”.

بطور جالبی، بنظر می رسد که تبری ها، فعالیت هایشان را بطور غیر مسلح انجام می دادند؛ بدون شمشیر، خنجر و نیزه ها. آنها گاهی اوقات با قزلباش ها یا qurchis های مسلح بجای اینکه تنها فعالیت کنند، همراه می شدند.

عمل لعنت فرستادن در مساجد و دیگر مکان های عمومی، ظاهرا بطور گسترده در سراسر استان ها به گفته ی 940/1533-34 اجرا می شده است.

تبری ها در آن زمان کاملا به درون دادگاه های مذهبی وارد شده بودند، که تقریبا وابسته به طبقات ممتاز حاکمیت بودند، و به عنوان ناظران اجتماعی خدمت می کردند. اگرچه آنها در زمانی، بی وجدان و فتنه گر بودند،اما اکنون آنها توسط خدمت کردنشان به دادگاه، مورد تکریم قرار گرفته اند.

توجه شاه طهماسب به آنها، نشان دهنده ی تمایل به شناخت اهمیت عوامل مذهبی محبوب جامعه، بصورت اهمیت دادن به توزیع تبلیغات شیعیان در سراسر قلمرو است.

با توجه اینکه نگرش به تصوف یا عرفان در طول این دوره، تغییر کرده بود، اما توسط دیدگاههای محافظه کارانه تحت تاثیر قرار گرفته بود، هر دو گروه ضد افراطی ها (ghulat) و ضد صوفیان در مفهوم وسیعی، تمایل شاه طهماسب را به شناخت اعضای گروههای مذهبی محبوب و مشهور  نشان می دهند که این درک را می رساند که عمل صوفی ها به صورت همکاری را رد نمی کرد.

فعالیت تبری ها در قزوین

گزارش شریفی از فعالیت های تبری ها در قزوین، منبعی است که توصیف این گروه را در دادگاه و در خیابان ها، به مشخص و خلاصه نشان می دهد. شریفی وارد دادگاه صفوی ها در شیراز در 976/1579 شد، که وارد شدنش به دادگاه، بیشتر به علت تاثیر پدر او بود، پون پدرش به عنوان وزیر شاه طهماسب خدمت می کرد.

او در سیاست های صفوی در یک مسیر فعالیت می کرد یا در مسیر دیگری از زمانی که شاه اسماعیل 2  (در منبع 1577/985) برکنار شد، در مسیر دیگری فعالیت می کرد. Munshi ذکر کرده که اگر چه شریفی، اهل سنت بود (سنی بود)، اما او یک مفسر خوب بود و واعظ محبوبی برای کسانی بود جمع می شدند.

شریفی در جای خود حفظ شد که این امر به علت تاثیر یکی از محققان شیعه قدرتمند بود که با او در رابطه دوستی بود، او به راحتی یک رابطه دوستی را نمی توانست داشته باشد، او به عنوان qadi al-qudat تحت نظر شاه طهماسب منصوب شده بود، اما مدرکی در این مورد در منابع فارسی وجود ندارد.

گزارشات

گزارشات او، رابطه ی تیره ی او با شاه طهماسب را نشان می دهند، که این موضوع توسط Munshi تایید شده است. در زمان شاه اسماعیل 2، او به عنوان مقام صدر، منصوب شد، که بالاترین موقعیت حقوقی در دولت صفوی بود.

برطبق گفته های شریفی، لعنت فرستادن، در تمام مکان های عمومی قزوین، شامل مساجد، مجلس های شاه، خیابان ها و بازارهای شهر، از برخوانده می شد.

تبریان، حفاظت می شدند و توسط شاه حمایت می شدند، بعلاوه به عنوان جارچی های عمومی، خدمت می کردند، آنها ناظر و جاسوس بودند و اثرات کافی برای ترساندن مردم شهر داشتند.

فعالیت های آنها

فعالیت های آنها شامل اخاذی، رشوه خواری، و اذیت کردن، بحدی بود که اهل سنت (سنی ها) در میان مردم عادی، اغلب مجبور به پرداخت هزینه های حفاظتی در برابر شیعه هایی که شیعه بودن را تایید می کردند، می شدند.

لعنت فرستادن اصحاب، شکل های مختلفی بخود گرفته بود، اعم از فی البداهه گفتن تا قرائت هایی با آداب و رسوم بسیار. یک مناسبت برای دشنام و لعنت فرستادن مذهبی، جایگزینی شیعه در نماز جمعه و جلسات جماعتی قبل از نماز جمعه در مساجد سنی بود که توسط یک واعظ شیعه که ده اصحابی را که پیامبر قول بهشت به آنها داده بود را مورد بدگویی و بدنامی قرار می داد برگزار میشد، “asbara al-mubasbsbara bl-janna” (به استثنای علی)؛ همسران پیامبر “عایشه و حفصا” ؛ و چهار امام شیعه، ملک، ابوحنیفه، al-shafi، ابن حنبل بودند.

این خطبه نماز، توسط تبری ها جایگزین شد.

بعلاوه لیستی از اسامی در مساجد خوانده می شد، که شاه طهماسب خودش،  آن لیست را ایجاد می کرد که در آن، عمل لعنت فرستادن توسط مناجات 99 نفر که بطور شخصی انتخاب شده بودند، با هارون آل رشید شروع می شد و با عبدال رحمان جامی پایان می یابد.

پاسخ برقرار مردم bisb bad u kam mabad (ممکن است بیشتر باشد نه کمتر)، با مناجات پایان می یابید و خود مراسم زمانی که شاه طهماسب دهان تبری ها را با نقره پر می کرد، نتیجه گیری می شد. بعلاوه تبری های محبوب، به نسل قهرمانان سنی، حمله می کردند، که این به عنوان یک روش برای این بود که بطور عمومی دشمنان رژیم را محکوم می کردند، که این کار شامل شریفی هم میشد. که در طول سلطنت شاه اسماعیل دوم، (1576-1577)، تبریان، در پایان حمایت سلطنتی را از دست دادند.

شاه اسماعیل 2

شاه اسماعیل 2، در طول دوره سلطنت کوتاه خودش، و همکاری اش با شریفی، کسی که او را به مقام صدر منصوب کرده بود، سیاست ها و اعمال پدر او و پدربزرگ او را معکوس کرد، از سنی ها استقبال کرد. او با قدرت یک ویکتور به دادگاه برای کشمکش در مورد جانشینی، پس از گذراندن تقریبا 20 سال که تحت بازداشت خانگی به دستور شاه طهماسب بود، آمد.

تاجگذاری

بلافاصله پس از تاجگذاری خود، او خود و اعمال واقعی خودش را پاکسازی کرد و دشمنان را درک کرد. که این کار، شامل نه تا از شاهزادگان بود که آنها را قتل عام کرد و از این طریق عملا ارثی صفوی را نابود کرد، و سیستم بازداشت وارثین صفوی، که دمین یا عرصه انحصاری فرماندارهای استانی قزلباش بودند را گسترش داد.

در همان زمان، او وارونگی سیاست ها را مانند منع کردن لعنت های مراسمات مذهبی، از بین بردن تبریان، سانسور کردن محققان شیعه در دادگاه را دنبال کرد؛ برنامه ریزی برای ضرب سکه های جدید که اشاره به ” علی و دوازده امام در آنها حذف شود، انجام شد؛ و پرداخت جوایزی در حدود 200 تومان به هر کسی که بتواند ثابت کند که او هرگز به سه خلیفه اول لعنت نفرستاده است یا به همسران پیامبر مخصوصا عایشه”.

هر دو Munshi  و شریفی، شریفی را به عنوان یک آمار یا تحریک کننده ای برای منع کردن لعنت فرستادن، می شناختند، و می گفتند که او شریفی به شاه، در مورد اینکه تبریان، خطبه ی او را مختل می کنند، شکایت می کرده است.

برطبق این گزارش

بر طبق این گزارش، هنگامی که  یک تبری در خطبه بعدی شریفی حضور داشت، آیه ای را در مورد لعنت بر دشمنان علی خواند، شریفی به شاه اسماعیل گفت که آن تبری به شاه، اشاره می کرده است.

شاه اسماعیل در واژگونی رابطه تبری ها / qurcbi ، یک گروه از qurcbi ها را برای ضرب و شتم کردن تبری ها فرستاد. خوانساری که موضوع سید حسین آل کراکی را بازگو می کرد، گفت که  نوه مشهور علی آل کراکی و مجتهدی با آن سن در آن زمان، فرمان تحریم شاه اسماعیل را در برابر لعنت فرستادن، نپذیرفت.

اصفهانی اضافه کرد که ممنوعیت، توسط فرستادن قاتلی (jalawaza) به دستور شاه به خانه سید حسین برای گفتن یا خواندن نامه ای در مورد ممنوعیت تبریان برای سواری کردن، انجام شد. سید حسین این را نپذیرفت و گفت ” اگر تو دستور به مرگ من بدهی، مردم در مورد تو می گرویند که یزید دوم دستور به قت حسین دوم داده است”.

لطفا رای دهید
[Total: 0 Average: 0]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *