رویکردهای جامعه شناسانه به کنترل سازمانی سعی میکند تا رفتارهای سازمانی را بوسیله ی تایید گروه های متمایل مرکزی تعیین و توصیف کند(MILLERETAL.1982:237) . پرو اظهار داشته است که جامعه شناسان یک فرضیه ی کاملا ناپخته و کمینه(حداقلی) رادرباره ی روانشناسی افراد و عکس العمل های مردم بوجود آورده اند, زیرا آن یک هدف برای هماهنگی تخصصی جهت مطالعه ی ترتیبهای طراحی شده ی عکس العمل ها بین گروه ها و یا ساختارهای اجتماعی می باشد(PERROW-1970:22) .از چشم انداز جامعه شناسانه, کنترل سازمانی بوسیله ی نقش ها, سیاست ها و سلسله مراتب اجراشده است(FRAMHOLTZ ET AL 1985) . در ادامه ی این قسمت, تئوری های جامعه شناسانه ی مختلفی از کنترل سازمانی, تحلیل خواهد شد.

1-2-2-2: در فرضیه ی “جامعه یک شالوده, حیات واقعی و یک شخصیت بدنی جهتدار برای تولید یک حالت کاری منظم و سفارش شده را دارد” به نگرش کارکردگرا , اصول اولیه آموزش داده شده است.(MORGAN-1980-608).

بر اساس گفته های هازارد (1955) مثبت گرایی جامعه شناسی کامتی به همراه بنیاد نگرش کارکردگرا, به رسمیت شناخته شده است.

کارکردگرایی برای مطالعه ی علم جامعه شناسی به کار گرفته شده است, و اولین تلاش برای تولید کارکردگرایی در علوم اجتماعی به کارشناسانی از جمله برانسیلو مالینووسکی و ردکلیف براون, مربوط است.

مالینووسکی اشاره می کند که جوامع باید با رعایت روابط بین بخش های اصلی و محیطی, بررسی شده باشند(MALINOWSKI 1944) .

دیدگاه ردکلیف براون درباره ی مفهوم تابع اینگونه است: مفهوم یک ساختار شامل مجموعه ای از روابط بین هویت های واحد است, دوام ساختاری بوسیله ی مراحل زندگی ساختگی در فعالیت های واحدهای سازنده , اشاره شده است(RADCLIFF BROWN 1952-180) .

آغاز با کار تاکلوت پارسونز, نگرش تئوری سیستم های عمومی که برای تحلیل جهان اجتماعی ایجاد شده است.اصل آن از فرضیه های پارتو در سیستم اجتماعی(1951) , پارسونز یک مدل برای دستیابی به یک موازنه ی اجتماعی ارائه کرده است, به نام مدل AGIL . این عبارت مخفف این کلمات است:انطباق, دستیابی به هدف, پیوستگی اجزا و رکود.

انطباق به روابط بین سیستم و محیط بستگی دارد.دستیابی به هدف, اهداف اصلی سیستم و منابع مورد نیاز برای رسیدن به هدف را تعیین میکند.پیوستگی اجزا, کنترل و هماهنگی بین بخش ها را مجاب می کند و رکود , انگیزه را برای بخش ها آماده می کند.در درخواست تئوری اجتماعی او به سازمانها, پاسونز روی مشکلات شناسایی هدف تمرکز کرده است.در حقیقت او سازمانها را به این صورت تعریف می کند: برتری گرایش به دستیابی هدف های خاص, به عنوان تعریف کاراکترهای یک سازمان استفاده شده است که آن را  از انواع دیگر سیستم های اجتماعی متمایز میکند(PARSONS 1956-64)  .

پارسونز از هردو چشم انداز داخلی و خارجی به سازمان نگاه کرده است.از چشم انداز خارجی, او تلاش کرده است تا سازمانها را بر اساس مشکلات ساختاری اصلی شان, دسته بندی کند.سازمان های اقتصادی بیشتر درباره ی مکلات تطبیقی, نگرانی دارن.سازمانهای سیاسی روی مشکلات دستیابی به هدف تمرکز می کنند.سازمانهای جمعی, به مشکلات کنترلی مربوط هستند.سازمان های دارای الگو سعی میکنند تامشکلات محرک ها را حل کنند.در سطح سیستم, بر اساس پایگاه پارسونز, کنترل سازمانی بر اساس تمرکز سازمانی , تصادفی است.

از دیدگاه داخلی, او 3 سطح سازمانی اصلی را تشخیص داده است:

سطح تخصصی,  سطح مدیریتی و سطح سازمانی (14) . سطح تخصصی درگیر فعالیت هایی است که باید در دستور برای رسیدن به هدف های سازمانی, اجرا شده باشد.سطح مدیریتی, نگران مدیریت سازمان است.در نهایت, سطح سازمانی اطمینان دارد که اهداف سازمانی با اهداف اجتماعی مطابقت دارد(HASSARD 1995)  .استدلال پارسونز در کنترل ساختار داخلی, بصورت 3 سطح تحلیلی, از هم جدا شده است.در سطح تخصصی, کنترل سازمانی درگیر این دو مورد است: اطمینان از یک ترجمه ی موثر از اهداف سازمانی در عملکردهای روزانه و کنترل وسعت چیزی که عملکرد های از پیش تنظیم شده, حمل می  کنند.در سطح مدیریتی, کنترل سازمانی بوسیله ی بدست آوری منابع ضروری برای سطح تخصصی و رضایت مشتریان, مطمئن شده است.کنترل سازمانی در سطح رسمی, مربوط به شناسایی یکنواخت بین اهداف سازمانی و اجتماعی است.

در یک حالت کارکردگرای مشابه, فیلیپ سلزنیک(1948) سازمان ها را بر اساس چشم انداز های متفاوت تحلیل کرد.به عنوان مثال, یک ساختار اقتصادی و یک ساختار اجتماعی منطبق.

تشکیل دهنده ی چشم انداز به کنترل سازمان بر اساس قوانین بهینه سازی , نگاه می کند.اخیرا, بیشتر نگران متناسب بودن مشخصه های محیطی وسازمانی هستند.مکانیز های سازمانی, از قبیل نمایندگی, و از طریق آن, تخصص, تمایل دارند تا کنترل را بر اساس چشم انداز دوم فراهم نمایند.در واقع سلزنیک, نمایندگی را به عنوان یک راه موثر برای انجام کنترل های سازمانی مطرح کرد.از اینرو:

نمایندگی یک عمل سازمانی بسیار کهن است , یک پیش بینی مشارکتی که که پیچیدگی های مداوم از مکانیزهای رسمی هماهنگی و کنترل را درخواست میکند(SELZINK 1948-25) .

او همچنین اشاره کرد که این مکانیزهای کنترل ممکن است به سمت خروجی های غیرعادی هدایت کنند.از آنجاییکه افراد تمایل دارند تا به اهداف وابسته به ساختارهای تخصصی شان دست پیدا کنند(HASSARD 1995)  .

2-2-2-2: نگرش تئوری سیستم های عمومی(GST)

اساس نگرش کارکردگرا, نگرش تئوری سیستم های عمومی , سازمان ها را به عنوان سیستم بخش های وابسته به هم, مطالعه می کند.هر کدام از اینها علاوه بر دسترسی به اهداف سیستمی , اختصاصی شده اند( VON BERTALANFFY 1950 -1968) .

آغاز کار نوبرت وینر(1948) که ساختارهای سایبری سیستم ها را توصیف می کند و قوانین کلی و قواعدی که آنها را به کار انداخته است را نیز توصیف می کند, GST درخواست کرده است تا سازمان ها تحلیل شوند و عیب هایشان مشخص شود(BEER 1979) .

بر اساس یک نگرش سیستمی در برابر آنالیزهای سازمانی, از اینرو آنها محیط را به عنوان متغیر بنیادی در تحلیل های سازمانی, فرض کردند.التون مایو تاثیرات هاوس هورن را روی رضایت کارگران, بر اساس نتایج آزمایشات مشکلات انسانی یک تمدن صنعتی توصیف کرد, آزمایشاتی که در شرکت الکتریک وسترن در محل کارش اتفاق افتاد(1993) . مطالعات هاوس هورن, مفهوم کنترل سازمانی در برابر معضلات محیطی مشمول را توصیف کرد.بنابراین کنترل سازمانی مربوط به تنظیمات یک موازنه ی سازمانی , دارای انحراف است.انحراف های موازنه بوسیله ی اختلالات محیطی, تاثیر پذیرفته اند, اختلالاتی شامل معضلات محیطی در آنالیزها.هاوس هورن نگرش احتمال در برابر آنالیزهای سازمانی و کنترل را پیش بینی کرد.

پاورقی ها
11سلسه مراتب نیازها, MASLOW(1970) را مشاهده کنید.
12پیکان(تیر), مثالی از یک مبادله بین یک فیزیکدان و بیمارش رانمایش می دهد.جایی که مسئولیت پذیری شخصی یا وفاداری یا صداقت در ارزیابی خوبی قیمت میادلات نشان داده می شود.(پیکان 1964: 405)
13پیکان استدلال می کند که بیشینه باید به بعضی محدودیت ها نیز توجه داشته باشد, به عنوان مثال: درخواست برای کالا و تهیه کردن ورودی برای تولید این کالا.حالت مطلوب بر اساس روش لاگرنج برای بیشینه ی ملزم توصیف شده است و قیمتها بوسیله ی تکثیرکننده های لاگرنج ارائه شده است.
14نوع شناسی های ایجاد شده بوسیله ی پارسونز در تقابل مطلق با نگرش سلسله مراتب در مقابل ساختارهای سازمانی هستند.(WEBER 1968)

در حقیقت, پارسونز استدلال کرد که ساختار هرمی یک نگرش ساختاری بسیار ساده برای اتخاذ است.(HASSSARD 1995)

No votes yet.
Please wait...

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *