اقتصاد سیاسی -چرا انجام کار که باعث تولید کالا شده نفی شده است؟

اقتصاد سیاسی

اقتصاد سیاسی در واقع آنالیز شده , اگر چه به طور ناقص , ارزش و بزرگی آن , اینکه چه چیزی در زیر این قالب ها نهفته است را کشف کرده است.اما هرگز یک بار سوال نشده است که چرا کار توسط ارزش محصولاتش و زمان کار توسط بزرگی ارزش ( بها ) نشان داده می شوند.

سرمایه

” سرمایه ” , مطالعه خود نفی انجام کار می باشد.از کالا , مارکس به سمت بها , پول , سرمایه , سود , اجاره , بهره – قالب های مات تری از عدم انجام کار و قالب های پیچیده تری از کاهش قدرت حرکت می کند.

انجام دادن ( فعالیت انسان ) بیشتر و بیشتر از دیده پنهان می شود.اشیاها حکومت می کنند.در این جهان , جایی که اشیاها حکومت می کنند , جایی که منطق خلاقیت انسان از دید پنهان می شود , در این ” دنیای محسور , منحرف و در هم بر هم “, صحبت از ” قوانین توسعه سرمایه داری ” امکان پذیر خواهد بود.این بر اساس نقد جنون می باشد که نقد و بررسی شاخه عقلانیت و قوانین آنالیز اقتصاد دانان سیاسی از جهان منطقی و منحرف را امکان پذیر می سازد.هسته تمام اینها , جدایی انجام شده از انجام دادن است.این در کالا ذاتی می باشد و قالب کامل گسترش یافته آن را در سرمایه داری دریافت می کند , تخصیص انجام شده توسط کارفرمایان کارهای انجام شده قبلی ( و در نتیجه از طریق انجام دادن ) و تجمع انجام شده روی انجام شده , انباشت سرمایه: تجمع! تجمع ! این موسی و انبیاست ! انباشت به سادگی روند حریص و بی امان از جداسازی انجام شده از انجام دادن , تبدیل کردن انجام شده علیه کارفرمایان برای کنترل کردن فعالیت های فعلی برای جلوگیری از انباشت بیشتر می باشد.

این روند رویه بازسازی شکل خاصی به انجام دادن ( مانند کار منتزع , کار منتزع از هر گونه محتوا خاص , تولید ارزش و تولید ارزش اضافه ) و انجام یافته ( مانند ارزش , کالا , پول , سرمایه ) می دهد: که تمام جنبه های گسیختگی مکرر از جریان اجتماعی انجام دادن ( فعالیت ) می باشد.مارکس در حال حاضر به این فرایند از گسیختگی نه به عنوان بیگانگی , اما به عنوان (( بت وارگی )) اشاره دارد.در بحث خود از بت وارگی در پایان فصل 1 از جلد اول ” سرمایه ” ,  او توضیح می دهد که برای ……یافتن یک قیاس , ما باید متوسل به نواحی گسترش نیافته جهان مذهب بشویم.در آن جهان محصولات مغز انسان به عنوان چیزهای مستقل که به جهان بخشیده شده اند ظاهر می شوند و به رابطه با یکدیگر و نیز همراه نژاد بشر وارد می شوند.

کالا

کالا ” یک شی بسیار عجیب می باشد که , در موضوعات متا فیزیکی و متعارف کلامی بسیار وجود دارد . مارکس می گوید ” ویژگی عرفانی کالاها ” از بهای استفاده آنها نمی اید بلکه از شکل کالایی خودشان ناشی می شود , این از این واقعیت سرچشمه می گیرد که محصول کار ( نتیجه کار ) , فرم کالا را فرض می کند :

برابری تمام انواع کار انسان به صورت عینی توسط محصولات آنها که ارزش برابر دارند , نشان داده شده است , تعیین هزینه های نیروی کار در مدت زمان آن مخارج , شکل مقدار بها محصول را می گیرد , و در نهایت روابط متقابل تولید کنندگان که در آن ویژگی اجتماعی کار خودش را تاکید می کند و شکل رابطه اجتماعی بین محصولات را می گیرد.کالا در نتیجه یک شی مرموز می باشد , چون در آن ویژگی اجتماعی کار افراد به آنها به عنوان شخصیت عینی که بر روی محصول آن کار مهر شده , ظاهر می شود , چون رابطه به مجموع کلی کار شخصی آنها به عنوان رابطه اجتماعی که بین آنها وجود ندارد بلکه بین محصولات آنها است , به انها نشان داده شده است.

مارکس

همانطور که مارکس در درک خود بیگانگی مانند محصول کار خود بیگانه نگاه می کند و تاکید می کند که ویژگی عجیب غریب کالاها منشا خود را در ویژگی عجیب غریب کاری که آنها را تولید می کند , دارند .تولید کالا به صورت غیر مستقیم کار اجتماعی می باشد: اگرچه محصولات برای کاربرد اجتماعی تولید شده اند, شکل تولید اختصاصی می باشد:

از آنجایی که تولید کننده ها به برخورد های اجتماعی با یکدیگر وارد نمی شوند , تا زمانی که آنها محصولات خود را مبادله کنند , ویژگی اجتماعی خاص هر کار تولید کننده , خود را جز در فعالیت مبادلات نشان نمی دهد.در بیان دیگر , کار شخصی خود را به عنوان بخشی از کار اجتماعی ( جامعه ) ثابت می کند , تنها با استفاده از روابط , فعالیت مبادلات به صورت مستقیم بین محصولات و بصورت غیر مستقیم از طریق آنها بین تولید کنندگان , ایجاد شده است.در نتیجه روابط , کار یک فرد را با آن , که از طریق روابط مستقیم بین افراد در کار , بلکه به عنوان آنچه که واقعا هستند.رابطه جسمی بین افراد و روابط اجتماعی بین اشیا , ارتباط می دهد.

اقتصاد سیاسی

لطفا رای دهید
[Total: 0 Average: 0]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *