post

ژانر ادبیات کودکان

فصل تابستان نزدیک است و در گرماگرم تابستان، اوقات فراغت کودکان و نوجوانان بیشتر شده و والدین در پی راه حل هایی برای سرگرم کردن فرزندان خود و استفاده مفید از اوقات فراغت آن ها هستند. از دیر باز، مطالعه کتاب های منحصر به کودک ونوجوان، راهکاری برای استفاده مفید و مثمر ثمر از اوقات فراغت بوده است .

چه در متون فارسی و چه در متون انگلیسی، ادبیات کودکان و نوجوان عبارت است از مجموعه ای از نوشته ها و سروده های ادبی که مخصوص کودکان و نوجوانان نوشته شده اند. این گونه ادبیات، شامل بخشی از فرهنگ شفاهی عام، مثل انواع لالایی ها، مَتَل ها، قصه ها و روایت های کوتاه شده و همین طور داستان ها، نمایشنامه ها،اشعار و یا نوشته هایی در زمینه های دینی و دانش اجتماعی، علوم و کاربردهای آن ها و هنر و سرگرمی را نیز در برگرفته است.

ادبیات کودکان و نوجوانان می بایست به گونه ای نوشته شوند که با زبان و بیان و توانایی درک و زبان نوشتاری کودک و نوجوان همخوانی داشته باشد و تخیل و تجربه های کودکان  و نوجوانان را تقویت کند.

ادبیات کودک و نوجوان می بایست به رشد و اعتلای فکری وشخصیتی مخاطب کمک شایان توجهی نموده و والدین بتوانند تغییرات شخصیتی فرزند خود را قبل و بعد از مطالعه کتاب، مقایسه نمایند.

تصویر سازی در کتاب های کودک ونوجوان نقش بسزایی دارد. شاید برای یک کودک، نمایش یک تصویر به مراتب تاثیری معادل هزار کلمه نوشتاری داشته باشد و پیام را واضح تر منتقل نماید.

فارغ از زبان کتابی که برای کودک و نوجوان نوشته می شود( چه فارسی و چه انگلیسی)، نویسنده می بایست تلاش کند تا کودک را به گونه ای تربیت نماید که محیط پیرامون خود را بهتر بشناسد و به محیط، عشق بورزد.

نویسنده وظیفه دارد که خویشتن کودک را به وی بشناساند و در تلاش باشد تا اصول احترام به اصالت انسانی و اعتلای مدام ر ادر جای جای ذهن و روح کودک تقویت نماید.

در عین حال، نمی بایست از نقش سرگرم کردن و لذت بخش بودن مطالعه برای کودک چشم پوشی نمود و باید این کتاب ، به گونه ای نگاشته شود که کودک یا نوجوان به مطالعه علاقمند شده و به آن عادت کند.

کتاب هایی که به زبان غیر فارسی نوشته شده اند، وظایف فوق را به سمت مترجمین سوق می دهند. مترجمین می بایست در ساخت جو مناسب در کتاب، تلاش کنند و با در نظر گرفتن روحیات و نگرش های حساس وظریف کودکان و نوجوانان ایران زمین، و در چارچوب فرهنگ جامع ایرانی، مقصود و منظور نویسنده انگلیسی زبان را به فارسی ترجمه نموده و در روح و فکر کودک یا نوجوان تزریق نمایند.

مترجمینی که در زمینه ترجمه ادبیات ژانر کودک و نوجوان مشغول به کار هستند می بایست با فولکلور یا فرهنگ عامه زبان مبدا و مقصد ؛ آشنایی کامل داشته باشند. صاحب نظران بر این باور هستند که فولکلور یا فرهنگ عامه، سرآغاز پیدایش همه هنرها بوده و ادبیات و به خصوص ادبیات کودک و نوجوان نیز از این قاعده مستثنی نیست. لالایی ها، افسانه های روایی، داستان های حماسی و عاشقانه و اسطوره ای، که زاییده تخیل وتفکر مردم هستند، پایه و اساس ادبیات کودکان و نوجوانان می باشند. بنابراین مترجمی که اقدام به ترجمه ژانر ادبیات کودکان و نوجوانان می کند، می بایست از تمامی فرهنگ عامه زبان مبدا اطلاع داشته باشد و به گونه ای فرهنگ زبان مبدا را با فرهنگ فارسی و ایرانی، همسان سازی نماید تا کودک یا نوجوان چندان تحت تاثیر فرهنگ غرب قرار نگیرد.

به طور کلی ادبیات کودک و نوجوان، به معنای نوشته هایی است که حس و حال کودکانه در آن حاکم باشد و به زبان و نثر کودکانه و در سطح سواد و درک وفهم کودکان نوشته شود. معمولا ادبیات کودکان، با تصویر سازی همراه است و به عنوان یک ژانر ادبی کاملا مستقل تقریبا از نیمه دوم سده هجدهم میلادی، در جهان معرفی گردید.

در زمان قدیم، ایرانیان به امر پرورش و تعلیم و تربیت کودک، نگاه ویژه ای داشتند و آن را یکی از وظایف مهم و تاثیرگذار والدین می دانستند. در ادبیات ایران، کمتر نوشته ادبی را می توانیم بیابیم که به ضرورت پرورش و تعلیم و تربیت کودک اشاره نشده باشد. ولی نقطه ضعفی که از نقظه نظر روانشناسی و آموزشی در این آموزه ها دیده می شود این است که بیشتر از آن که به زمان حال کودک توجه نمایند به آینده کودک می نگرند و تمایل دارند که کودکان با دید وسیعی به آینده، حال خود را فراموش کنند و به گونه ای کودکی نکنند.

در ادبیات کشورهای دیگر نیز به همین صورت است. در کتاب های با نثر قدیمی تر ، بیشتر به آینده  کودکان توجه می شود. بنابراین مترجم می بایست دیدگاه روانشناسی خود را نیز تقویت کند و با مطالعه هرچه بیشتر و موثر تر کتاب های روانشناسی کودک، مبانی حداقلی این علم را بیاموزد و در قالب ترجمه کتاب ها و داستان های انگلیسی، به کودک، کودکی کردن را بیاموزد.

نکته مهم دیگر، توجه به مفاهیم و هنجارهای اجتماعی و ارج نهادن به این اصول و ارزش ها است.

به عنوان مثال، در بسیاری از رمان ها و داستان های کودکان در زمان گذشته، نقش نامادری بسیار نقش خاکستری و حتی سیاه رنگی بود. همه ما  در دوران کودکی کتاب های سیندرلا، سفید برفی  و ملکه بدجنس، و یا داستان های نوشته برادران گریم را خوانده ایم. در تمامی این داستان ها و حتی افسانه ها، نقش نامادری، نقش زنی بدجنس و بد طینت بود که تمامی هم و غم خود را آزار فرزندان شوهرش قرار می داد و جالب تر این که بیشتر ، دختران مورد هجمه این داستان ها قرار می گرفتند. حال اگر کودکی بنا به تقدیر یا مصلحت ، مادر خود را از دست می داد و مجبور به زندگی با نامادری می شد و از قضا این داستان ها را نیز خوانده بود، هر آن و هر لحظه در لوح و ضمیر ناخودآگاهش این بود که مورد آزار و اذیت نامادری اش قرار بگیرد.

مترجم وظیفه دارد با در نظر گرفتن روح لطیف کودک، به او بیاموزد که انسان ها فارغ از نقشی که دارند، می بایست انسانیت را در صدر زندگی خود قرار دهند و از ارزش ها تبعیت نمایند

اشتراک گذاری
{نخونی سخت پشیمون میشی}  نقدی بر آثار جورج ولز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.