post

اخلاق حرفه ای ترجمه بطور سنتی بعنوان یک روش غیر مترقی تعریف شده است که در آن مترجم معنای متن منبع را تحریف می کند.

این اخلاق حتی از نظر کاربران نیز بسیار ظریف است؛ به این معنا که موارد بسیاری وجود دارد که در آنها صریحآ از مترجم خواسته میشود معنای متن منبع را به روشهای خاص همچون تنظیم متن برای برنامه تلویزیونی، کتاب کودک و یا تبلیغات “تحریف کند”.

از دیدگاه داخلی مترجم، اخلاق ترجمه بیشتر پیچیده است؛ برای مثال اگر از مترجم خواسته شود تا یک متن توهین آمیز را ترجمه کند، چه تصمیمی باید بگیرد؟

یا به عبارت دیگر، مترجم بین دو اخلاق متفاوت حرفه ای (وفاداری به متن و مشتری) و شخصی (اعتقادات اخلاقی و شخصی) چگونه باید رفتار کند؟

یک مترجم فمنیستی یک متن جنسی گرایانه آشکارا[نوعی آموزش جنسی در کره جنوبی] را چگونه باید ترجمه کند؟

یا یک مترجم لیبرال چگونه باید یک متن نئو نازیسم [نئو نازیسم شامل جنبشهای مبارز، اجتماعی یا سیاسی پس از جنگ جهانی دوم است که به دنبال احیاء و اجرای ایدئولوژی نازیسم هستند.] را ترجمه کند؟
یک مترجم محیط زیست چگونه میتواند یک متن تبلیغاتی را برای یک شرکت شیمیایی غیر مرتبط با محیط زیست ترجمه کند؟

تا زمانی که تفکر ترجمه تحت تأثیر دیدگاه خارجی (غیر مترجم) قرار داشته باشد، این موارد غیر قابل بحث هستند؛ در واقع، سؤالاتی همچون موارد بالا قابل مطرح شدن نیستند. مترجم نمی تواند دیدگاه شخصی اش را در متن ترجمه شده دخالت دهد.

بیشتر بخوانید : تبدیل شدن به یک مترجم حرفه‌ ای

 با این حال، این نوع سؤالات را باید از دیدگاه داخلی مطرح کرد. مترجمان همانند دیگر انسانها دارای عقاید، نگرش و احساسات هستند و برخی از آنها به منظور سرکوب عقاید خودشان، متنهای ناهنجار را بصورت هفتگی، ماهانه یا حتی سالانه ترجمه می کنند اما نمی توانند برای همیشه به سرکوب کردن این احساسات منفی ادامه دهند.

از طرفی، مترجمان همچون متخصصان می خواهند به آنچه که انجام میدهند افتخار کنند؛ اگر نتوانند بین اخلاق شخصی و حرفه ای شان تعادل برقرار کنند یا به یک غرور غیرمنطقی برسند، در نهایت مجبور می شوند درمورد شرایط کاری شان تصمیمات دراماتیک بگیرند. بنابراین، آنها بطور فزاینده ای شروع به کشف راههای جدید می کنند تا اخلاق انسانی شان را با عقاید کاری شان وفق دهند.

به عنوان مثال، سوزان لوتبینیر هاروود مترجم فمینیستی از استان کنِک کانادا[The Québécoise feminist translator Susanne Lotbinière-Harwood] می گوید: ” اگرچه بسیار تحت فشار است اما هرگز آثار مردانه را ترجمه نمی کند”. در ترجمه هایش بسیار تلاش می کند تا یک “زبان زنانه محور” را در فرهنگ مقصد ایجاد کند.

علاوه بر این، سوزن جیل لوین در کتابش بنام “خرابکارانه”[The Subversive Scribe Suzanne Jill Levine] غالبآ از نویسندگان مرد امریکای لاتین دارای گرایشات جنسی آشکار با هدف براندازی تفکر سکسیسم آنها صحبت می کند. این تعریف گستردۀ “داخلی” از اخلاق مترجم بسیار بحث انگیز است. برای بسیاری از مترجمان، انجام دادن کاری که ممکن است به منافع آنها آسیب برساند غیر قابل تصور است.

برخی از آنها تصمیمات اخلاقی مبتنی بر تعهدات شخصی یا ساختارهای اعتقادی کاملآ بی قدرت جلوه داده می شوند اما برخی دیگر از “اخلاق نورنبرگ[آیین نامه نورنبرگ یک آئین نامه اخلاقی است که حاصل کار دادگاههای نورنبرگ است و اصول اولیۀ اخلاقی را در امور پزشکی در آلمان نازی و جنایات پزشکان مشخص می کند.]” تبعیت می کنند.

در آخر، این سؤال مطرح میشود که مترجم تا چه اندازه می تواند بین اخلاق شخصی و اخلاق حرفه ای خود سازش برقرار کند؟

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *