قیمت گذاری و سفارش ترجمه

این مرکز هر متن را بر اساس موضوع مقاله به مترجم متخصص خودش میسپارد برای مثال متون برق به کارشناس رشته برق سپرده می شود که آشنایی کامل با اصطلاحات این رشته را داشته باشد ، در ضمن ما هر متن را کاملا مفهوم و سلیس به شما ارائه خواهیم داد بدین معنی که تمامی پروژه های انجام شده بصورت ترجمه تخصصی میباشد

ترجمه تخصصی

ترجمه تخصصی

با توجه به تعداد بالای مترجمین سایت translate68 برای ترجمه متن ، مقاله شما با ارزیابی اولیه به متخصص آن حوزه ارجاع داده می شود تا نتیجه ترجمه مقاله شما یک ترجمه تخصصی قوی و بدون اشکال باشد. بطور مثال اگر متن شما مربوط به رشته مهندسی برق می باشد مقاله شما برای ترجمه تخصصی متن به یک شخص تحصیل کرده در آن حوزه داده می شود.

ترجمه مقاله

ترجمه مقاله

شرکت پارس 68 تخصص خاصی در ترجمه مقاله و متون تخصصی دارد. این شرکت با بهره گیری از بهترین مترجمین مقالات شما را سلیس و روان ترجمه میکند.این مساله را در نظر داشته باشید که مقالات خود را به هر شرکت نامعتبری نسپارید.حتما تحقیق کرده و سپس اقدام به ثبت سفارش ترجمه متن خود کنیدشرکت پارس 68 برای پولی که شما بابت ترجمه مقاله پرداخت کرده اید ارزش قائل میباشد و کیفیت را در سرلوحه کار خود قرار داده استدانشجویان به دلیل تحقیقات زیادی که در زمینه رشته خود انجام میدهند نیاز زیادی به ترجمه انگلیسی به فارسی مقالات تخصصی و ترجمه کتاب های مربوط را دارند. ما ترجمه مقاله ها را برای دانشجویان عزیز راحت کردیم تا با هزینه ای بسیار کم ترجمه مقاله خود را انجام داده و باعث سرافرازی کشور عزیزمان شوند.

ترجمه مقاله

ترجمه متن

امروزه با گسترش رشته های تخصصی و بوجود آمدن علوم جدید در زمینه های مهندسی ، پزشکی ، فنی ، هنر ، علوم سیاسی ، سبک زندگی و …… تقاضاها بیشمار متفاوتی برای ترجمه متن بوجود آمده که قطعا با در اختیار داشتن چند مترجم نمی توان پاسخ مناسبی به این تقاضا های گوناگون ارایه کرد.بنابر این برای حفظ کیفیت ترجمه متن ها نیاز بود تا به یک گروه بزرگ از مترجمین خبره ، کوشا و متخصص دست یابیم. نیاز به یک گروه بزرگ برای ترجمه متن ها باعث گردید دست به ایده های نو و خلاقانه بزنیم . مجموعه این ایده ها سایت ترجمه ای می باشد که در حال حاضر آن را مشاهده می کنید. این سایت ترجمه با کوتاه کردن مسیر میان کارفرمایان و مجریان توانسته ضمن بالا بردن کیفیت ترجمه متن ها هزینه ها را نیز بسیار کاهش دهد. این کاهش هزینه ها خود باعث اقبال بیشتر دانشجویان و صرفه جویی در زمان محققین گشته که تنها از این بابت تلاش هایمان را موفق و موثر در پیشرفت کشور می دانیم.

ترجمه مقاله

ترجمه کتاب

سایت ترجمه پارس 68 این امکان را برای شما فراهم آورده تا شما عزیزان بتوانید کتاب های خود را بصورت کلی یا بصورت یک بخش برای ترجمه تخصصی به ما بسپارید. برای سفارش ترجمه کتاب می توانید کتاب را برای ما ارسال کنید یا بصورت حضوری به دست ما برسانید. در ترجمه کتاب زمان فاکتور با اهمیتی است که حتما بعد از بررسی میزان محتوی و پارامتر های ترجمه کتاب مدت زمان انجام آن به اطلاع شما خواهد رسید. هزینه های ترجمه کتاب نیز مانند هزینه های ترجمه متن می باشد و با یکسان سازی حدود صفحات هزینه آن نیز به شما اعلام خواهد شد.البته ترجمه کتاب های فنی و ادبی کاملا با یکدیگر متفاوت است . از این رو اگر در کتاب از آرایه های ادبی استفاده شده باشد ترجمه آن زمان و دقت بیشتری طلب می کند از این رو هزینه ترجمه کتاب های ادبی متفاوت از دیگر موارد است.

رسانه هایی که پارس68 را معرفی کرده اند

خبرگذاری ها و سایت های زیادی به معرفی و تمجید از خدمات شرکت پارس 68 پرداخته اند که برخی از آنها را بیان کردیم

نکات کاربردی در word

نکات کاربردی در برنامه word

با روی کار امدن نرم افزاری به نام word شیوه نوشتن از حالت سنتی خارج شد و بیشتر به صورت کامپیوتری درامد.این نرم افزار یکی از مجموعه نرم افزارهای ساخته شده توسط شرکت مایکروسافت بوده و دارای قابلیت های متنوعی است که لذت نوشتن را بیشتر کرده. در این مقاله مهمترین نکات کاربردی در برنامه word بیان میشود.کار با این نرم افزار اسان است و با دانستن ترفندهای ان سرعت در نوشتن بیشتر و رضایت بخش تر میشود.

ادامه مطلب

آرایه های ادبی در زبان انگلیسی

آرایه های ادبی در زبان انگلیسی

آرایه‌های ادبی یا صنایع ادبی در ادبیات بکار بردن فنونی است که رعایت آنها بر جلوه‌ها و جنبه‌های زیبایی و هنری سخن می‌افزاید. صنایع ادبی دو دسته تناسب‌هایی آوایی و معنایی است.

در انگلیسی یک آرایه ادبی Figures of Speech نوعی صنعت ادبی است که در آن از کلمات یا عبارات برای زیباتر کردنمتن های ادبی و همچنین دادن معنایی به جز معنای اولیه کلمه استفاده میشود. اگر چه می توان گفت که شاید صدها آرایه های ادبی زبان انگلیسی وجود دارد اما مطمئنا دانستن آرایه های ادبی زبان انگلیسی درک بهتری از ادبیات انگلیسی به شما میدهد.

 

Simile، (تشبیه) :

همسان انگاری یا مقایسه مستقیم و آشكار دو چیز را Simile می نامیم. در این آرایه ی ادبی، معمولا بطور مستقیم از ادات تشبیه like, as,… استفاده می شود:

She is like a beautiful rose

او مانند گلی زیبا است.

That eagle flies straight as an arrow
آن عقاب چون تیری مستقیم پرواز می کند.

Shall I compare thee to a summer’s day
Though art more lovely and more temporate
اجازه می دهی تو را به یک روز تابستانی تشبیه کنم؟
گرچه تو دوست داشتنی تر و معتدل تری!

Forlorn! The very world is like a bell
To toll me back from thee to my sole self

تنها و بیکس! دنیا چون ناقوس کلیسا است که زنگ می زند
و مرا از پیش تو نزد خویشم می خواند

Metaphor، (استعاره)‌:

همسان انگاری یا مقایسه غیر مستقیم دو چیز، بدون استفاده از as, like, resembles, seems …

مثال:

World of music

تشبیه موسیقی به جهان، بدون استفاده از ادات تشبیه.

Life is a beach

تشبیه زندگی به ساحل، بدون استفاده از ادات تشبیه.

No man is an island

در این مثال، بدون استفاده از ادات تشبیه، انسان با جزیره مقایسه شده است.
نكته: نمونه یك را در نظر بگیرید. در این مثال، موسیقی، موضوع تشبیه است. جهان، استعاره است، و بالاخره “پهناوری” و “گستردگی”، وجه شباهت آن دو است. بنابراین:

Topic: music Image: world Point of similarity: immensity

اکنون topic، image، و point of similarity را در دو مثال دیگر بیابید.

Personification، انسان انگاری: نوعی استعاره است كه در آن یا:
* به یك شیء، حیوان، یا اندیشه، ویژگیهای انسانی داده می شود؛ یا
* به جسمی بی جان، ویژگیهای جاندار داده می شود.

مثال:

The sun smiles in the heavens
خورشید در آسمان ها لبخند می زند.

Thunder grumbled in the dark of the night
رعد در سیاهی شب غرّید.

The motor howled in agony when he turned the key
وقتی استارت می زد، موتور از درد زوزه می کشید!

How soon hath time, the subtle thief of youth

Stolen on his wing my three and twentieth year
زمان، این سارق زیرک جوانی، چه زود در پرواز خود، 23 سالگی ام را ربود!

 

Apostrophe، خطاب :

مخاطب قرار دادنِ شیء بی جان و جاندار غایب.
خطاب از نظر معنایی به انسان انگاری نزدیک است.
برای نمونه در “ای ابرها ! ببارید…”، شیء بی جان مخاطب است.
یا در:

تو کجایی تا شوم من چاکرت؟ چارقت دوزم کنم شانه سرت
خداوند، از نظر آن شبان در شعر مولوی، غایب است.
رودیارد کیپلینگ در Recessional می نویسد:
Judge of nations, spare us yet, lest we forget, lest we forget!
ای داور همه جهانیان! اکنون ما را ببخش، مبادا فراموش کنیم، مبادا فراموش کنیم!

Synecdoche، بخش گویی:

اگر برای بیان یک چیز به بخشی از آن اشاره کنیم و منظورمان کل آن چیز باشد، از آرایه ی بخش گویی استفاده کرده ایم . برای نمونه وقتی كه می گوییم “پدر، نان بیارِ خانه است”، منظورمان از نان، روزی است و نان، در واقع بخشی از آن به حساب می آید. یا وقتی می گوییم كه “هزاران دیده، نگرانِ اوست”، منظورمان هزاران انسان است و چِشم كه بخشی از یك انسان است را برای اشاره به انسان بكار برده ایم.

Metonymy، دگرنامی:

اگر بجای نام بردن مستقیم از یک «موجود»، از چیزی که یادآور آن باشد نام برید، از آرایه ی دگرنامی استفاده کرده اید. مثلا وقتی كه می گویید “مذاكراتِ تهران و مسكو” و منظورتان مذاكره افراد یا مقام هایی از تهران و مسكو است.
مثال دیگر: وقتی می گویید كه فلانی «كرسی» خوبی را به دست آورده است، منظورتان مقامِ خوبی است و چون مدیریت با صندلی ارتباطی نزدیك دارد، اینگونه از دگرنامی استفاده كرده اید. مثل :

He was an avid reader of Hafez.
او از خوانندگان علاقمند حافظ است.

The hostess kept a good table
خانم میزبان، غذای مفصلی آماده کرده بود.

در نمونه نخست، منظور از خواننده حافظ، خواننده شعرهای اوست و در نمونه دوم، منظور از میزِ خوب، غذای خوب است.

Oxymoron، تضاد، پادآمیزه:

عبارتی مركب از دو واژه كه از نظر معنایی با یكدیگر همخوانی ندارند را تضاد می نامیم. مثل:

fair storm
loving hate
dear wounds
freezing fire
“feather of lead, bright smoke, cold fire, sick health
” (Romeo and Juliet, Shakespeare)

Paradox، متناقض نما، پارادُكس:

عبارتی است كه در ظاهر نادرست و دارای تضاد به نظر می رسد اما با نگاهی عمیق تر، به درستی آن پی

می بریم:

mobilization for peace

بسیج برای صلح

a well-known secret agent

مامور مخفی مشهور

living death

زندگی مرگبار (یا زندگی مرده)

a wise fool
دیوانه ی عاقل

eloquent silence
سکوتِ گویا

Stone walls do not a prison make, Nor iron bars a cage
دیوارهای سنگی، زندان نمی سازند؛ میله های آهنی قفس نمی سازند.

Hyperbole یا Overstatement، اغراق:

یكی از آرایه های ادبی كه در آن، شاعر برای اثرگذاری بیشتر بر روی خواننده از مبالغه استفاده می كند. چامه سرا هرگز از خواننده خود انتظار ندارد كه مبالغه او را باور كند؛ بلكه هدف او پرتاثیرتر كردن كلام خویش است.
در گفتگوی روزانه، وقتی كسی به شما می گوید كه “از گرسنگی، مُردَم”، هرگز منظوری جز
بیانِ شدّت گرسنگی خویش ندارد. شاید هیچ شاعری به اندازه فردوسی از “اغراق” استفاده نكرده باشد:

زبس گیر و دار و زبس موج خون توگویی شفق زاسمان شد نگون
شود کوه آهن چو دریای آب اگر بشنود نام افراسیاب

 

Understatement، كم انگاری، فرونگری:

اگر مبالغه، در جهت كم انگاری یا در اصطلاح دست كم گرفتنِ كسی یا چیزی باشد، آنرا فرونگری یا كم انگاری

می نامیم.
همه ما –ایرانیان- دستِ كم یك بار این جمله را از زبان كسی شنیده ایم :
“هنوز خیلی بچه هستی كه این را بفهمی!”
یا دستِ كم یك بار این جمله را سرِ سفره و خطاب به مادر خود گفته ایم:
“این كه یك لقمه بیشتر نیست!” یا ‌ “كاچی به از هیچی!!”

 

Irony، طنز:

Irony را در فارسی و متاسفانه در معتبرترین فرهنگهای انگلیسی-فارسی، “طعنه” و “گُواژه” ترجمه كرده اند كه به هیچ روی درست نیست؛ بلكه طعنه بخشی از آیرونی است. این واژه در زبانِ انگلیسی یكی از آرایه های ادبی است كه زمینه ای شوخ انگیز و گاهی كنایه آمیز دارد. سه گونه مهمِ طنز در شعر عبارتند از:

1) Verbal Irony، طنزِ لفظی : در این شیوه، معنی مورد نظر، دقیقاً برعكس سخنِ گفته شده است. یعنی شاعر یا گوینده سخن، عمداً چیزی را بر عكس می گوید. مثلا وقتی كه آموزگار، دانش آموزِ تنبل را “انیشتن” خطاب كند یا وقتی كه شما به كسی كه دیر سَرِ قرار آمده، بگویید: “چه زود آمدی!”

2) Irony of situation، طنزِ موقعیت: این طنز، زمانی رخ می دهد كه اتفاقی بر خلافِ انتظارِ خواننده یا بیننده افتاده باشد. مثلا اگر مردی با همسر دومش در شب اول ماه عسل به تاتر رفته و بطور اتفاقی صندلیشان كنار صندلی همسر اولش بیافتد… !! یا مثلاً وقتی كه در داستانِ “هدیه ی مگی” اثرِ
( O. Henry داستان سرای آمریكایی)، شوهرِ تهیدستِ جوانی، گرانبهاترین دارایی خود را كه یك ساعتِ طلا بود، گرو می گذارد تا برای همسرش شانه ای بعنوان هدیه كریسمس بخرد و همسرش نیز گرانبهاترین دارایی اش را كه موهای بلندِ قهوه ایش بود، می فروشد تا یك بندِ ساعت برای شوهرش بخرد، ما با یك طنزِ موقعیت روبرو

می شویم. یا وقتی كه “شاهْ مایدِس” به بزرگترین آرزوی خود می رسد و دست به هر چیز كه می زند، طلا

می شود و تازه می فهمد كه دیگر حتی نمی تواند غذا بخورد چون غذایش هم طلا می شود، طنزی دیگر از این نوع، رخ داده است. نیز، وقتی كه آن ملوان درحالیكه دُور تا دورش را آب فرا گرفته، حتی قطره ای آب هم برای نوشیدن ندارد، ما با طنزِ موقعیت روبرو هستیم.

3) Dramatic Irony، طنزِ نمایشی : در این گونه از طنز، اختلاف میان آنچه که مخاطب می داند و آنچه شخصیت داستانی یا شعری می گوید یا انجام می دهد، موجب ایجاد Irony می شود. ممکن است “گفته شخصیت داستان”، به خودی خود، منطقی باشد اما آفریننده اثر، این گفته را، به عمد، در جایی بکار می برد که نادرست است. طنز نمایشی، معمولا، اثر خنده آور کمتری نسبت به طنزهای لفظی و موقعیتی دارد.

Rhetorical Question، پرسش بدیهی: سوالی است که نه برای دریافت پاسخ، بلکه برای تاکید بر امری بدیهی پرسیده می شود.
مثال در ادبیات عامیانه:
جیک جیک مستونت بود، یاد زمستونت نبود؟
مثال در ادبیات کلاسیک:
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند، آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند؟

Rhyme، قافیه.
ترتیب قافیه گذاری در شعر انگلیسی بستگی به قالب شعری دارد. برای مثال، مراجعه کنید به قالب شعری سونات. ترجمه اشعار موزون انگلیسی به فارسی به طور موزون و دارای قافیه بسیار دشوار است. یکی از مثالهای خوب ترجمه استادانه اشعار انگلیسی به فارسی ترجمه حکایات کانتربری اثر جفری چاسر بوده که علیرضا مهدی پور ترجمه حرفه ای آن را انجام داده است.

Alliteration، تجانس آوایی.
یعنی تکرار یک حرف بی صدا (بی واکه) در چند واژه از یک مصراع. مانند:
In a somer seson whan soft was the sonne (The prologue, Geoffrey Chaucer)i

Assonance، همگونی واکه ای.
یعنی تکرار یک حرف صدادار (واکه) در چند واژه از یک مصراع. مانند:
Thou still unravish’d bride of quietness

ترجمه پذیری آرایه های ادبی
ترجمه متون ادبی، هنری یا برای مثال متون طنز به دو دسته «فرم-مدار» و «معنامدار» تقسیم بندی می شوند؛ ویژگی های لفظی متون طنز «فرم-مدار»، از قبیل جناس، ایهام، واج آرایی، و … به ندرت ترجمه پذیرند؛ ترجمه آرایه های ادبی باید توسط مترجمین حرفه ای انجام شوند تا بار معنایی آرایه ادبی از انگلیسی به فارسی به طور صحیح انجام شود.
ترجمه آرایه های ادبی از یک زبان به زبان دیگر کاری بس چالش انگیز است که بیشترین دشواری ها و پیچیدگی ها را به خود اختصاص می دهد.