post
ادبیات ناتورالیسمReviewed by باران on Jul 17Rating: 5.0

ادبیات ناتورالیسم

ادبیات ناتورالیسم (طبیعت گرایی) جنبش ادبی است که در سالهای 1880 تا 1930 در تاثیر از نظریات چارلز داروین درباره نظریه تکامل (فرگشت) به وجود آمد.

ادبیات ناتورالیسم از میان رئالیسم شکل گرفت با این فرق که معمولا در ادبیات رئالیسم یا واقع گرایی از نوشتن برای اظهار واقعیات زندگی همان طور که هستند استفاده می شود ولی ادبیات ناتورالیسم می گوید عواملی چون ژنتیک، وراثت، اثرات محیطی و بسیاری عوامل دیگر در چگونگی شکل گرفتن شخصیت یک نفر دخالت داشته و تعیین کننده سرنوشت هستند.

ادبیات ناتورالیسم

ادبیات ناتورالیسم

تقدیرگرایی یا به عبارت دیگر جبرگرایی واژه کلیدی مکتب ناتورالیسم است. جبرگرایی درونمایه ای فلسفی داشته به این معنی که برای هر اتفاق ( مثل رفتار انسانی) زمینه ای وجود دارد که سبب می شود هیچ اتفاقی جز آنچه که روی داده رخ ندهد. اصولا جبرگرایی را مخالف با اراده آزاد استفاده می کنند. در ادبیات کلاسیک فارسی می توان به حکیم عمر خیام اشاره کرد:

بر لوح نشان بودنی ها بوده است
پیوسته قلم ز نیک و بد فرسوده است
در روز ازل هر آن چه بایست بداد
غم خوردن و کوشیدن ما بیهوده است

به عبارت دیگر آشکارترین تضاد ناتورالیسم با رئالیسم ملموس تر از مفهوم جبرگرایی است یعنی نویسندگان ادبیات ناتورالیسم سعی می کنند بر پایه زمینه سرنوشت باوری مخاطب خود را به جهتی سوق دهند که بپذیرد سرنوشت شخصیت داستان از قبل مشخص شده و او هیچ کاری نمی تواند برای تغییر دادن آن انجام دهد؛ بر خلاف پیروان مکتب رئالیسم که معمولا در پایان داستان های خود قهرمان داستان به نگرشی جدید در ادامه زندگی خود دست می یابد و با خواست خود دنیای اطراف خود را عوض می کند.

 

ناتورالیست ها روی جنبه های تاریک زندگی تاکید دارند، سوژه هایی مثل مرگ، تهیدستی، نژادپرستی ، بیماری و بسیاری موارد منفی دیگر از مضامین پایه این مکتب هستند که سبب شده نویسندگان ناتورالیست توجه خاصی به سیاه نمایی و بدبختی و اندوه بشری داشته باشند. از برجسته ترین نویسندگان ادبیات ناتورالیست می توان از امیل زولای فرانسوی ، تامس هاردی، جک لندن و گی دو موپاسان نام برد. امیل زولا به عنوان پدر ادبیات ناتورالیسم یاد می شود مجموعه کتاب‌های بیست جلدی روگن ماکار را از خود به یادگار گذاشته است. این مجموعه کتاب به شرح ماجراها و سرگذشت اجتماعی خانواده ای می پردازد که در دوران امپراطوری دوم فرانسه زندگی می کردند.

 

امیل زولا در این مجموعه و داستانهای دیگرش به وضعیت نابسامان زندگی کارگران و تسلط سرمایه و بازی بورس در سیستم سرمایه داری پرداخته است. ترجمه متن آثار امیل زولا در ایران برای اولین بار توسط محمود پورشالچی به فارسی انجام شد.

 

رمان انسان وحشی بعدها با عنوان های دیگری مثل انسان وحشی و دیو درون به فارسی ترجمه شد. یکی از مشهورترین آثار زولا رمان ژرمینال است که ترجمه تخصصی آن بارها توسط مترجمان مختلفی انجام شده و به چاپ رسیده است.از معروف ترین ترجمه های فارسی آن می توان به ترجمه سروش حبیبی اشاره کرد.
تامس هاردی رمان نویس و شاعر ناتورالیست انگلیسی در ابتدا معمار بود ولی بعدها در پنجاه سالگی به نوشتن و سرودن شعر روی آورد. آثار هاردی معمولا در طبقه بندی ادبیات ناتورالیسم قرار می گیرند ولی در چندین شعر از او رگه هایی از عصر روشنگری و رمانتیسیسم نیز دیده می شود. او رمان ها و اشعار زیادی نوشت و اشعارش بیشتر از داستانهایش مورد تحسین و توجه مخاطبین ادبی قرار گرفت و تاثیر زیادی بر شعر مدرن انگلیسی گذاشت. از هاردی به عنوان یکی از شاعران و نویسندگان بلند آوازه قرن بیستم یاد می شود.

 

مشهورترین آثار او «تس» و «دور از اجتماع خشمگین» هستند که بر اساس هر دوی آنها فیلم ساخته شده است. خصوصیت اصلی آثار هاردی توصیفات شاعرانه و جبرگرایانه است و قهرمانان داستانهای او به مبارزه با احساسات تند و شرایط پیرامون خود

می پردازند. در ایران ترجمه متن آثار هاردی توسط مترجم های زیادی انجام شده که از میان آنها می توان به ابراهیم یونسی مترجم انگلیسی اشاره کرد.
از دیگر نویسندگان ادبیات ناتورالیسم می توان از جک لندن نام برد که در ایران او را با رمانهای سپید دندان و آوای وحش می شناسند. جک لندن نخستین نویسنده آمریکایی بود که از طریق نوشتن به ثروت زیادی رسید. او به تصویر صحنه هایی پرداخته که با چشم خود مشاهده کرده و شخصیتهای داستانهایش اغلب کسانی هستند که با او معاشرت داشته اند.

داستانهای او به شدت تحت تاثیر افکار چارلز داروین، هربرت اسپنسر و فردریش نیچه بوده اند. این آثار گاهی به شدت درونمایه ناتورالیستی داشته و نتیجه آنالیز دقیق اجتماعی می باشند. در ایران آثار زیادی از جک لندن به فارسی ترجمه شده اند. ترجمه متن بسیاری از داستان های او توسط مهدی غبرایی مترجم انگلیسی انجام شده  و ترجمه تخصصی او بسیار تاثیرگذار است.

ادبیات ناتورالیسم

گی دو موپاسان در کنار استاندال، انوره دوبالزاک، امیل زولا و گوستاو فلوبر از برجسته ترین داستان نویسان قرن نوزده فرانسه محسوب می شود. در طول زندگی کوتاهش بیشتر از 300 داستان کوتاه، رمان و سفرنامه نوشت ولی در حقیقت نقطه اوج زندگی ادبی او داستان های کوتاه اوست که بسیاری از آنها نقطه اوج ادبیات داستانی جهان محسوب می شوند.

او نخستین اشعار عاشقانه خود را تحت تاثیر ویکتور هوگو سرود.

بعدها با گوستاو فلوبر آشنا شد و همراه آنها به بررسی آثار بالزاک روی آورد و سپس به صورت حرفه ای به نوشتن روی آورد. ترجمه متن آثار موپاسان در ایران توسط مترجم های زیادی انجام شده که از میان آنها می توان به زنده یاد محمد قاضی اشاره کرد. شاخص ترین نویسنده ادبیات ناتورالیستی در ایران صادق چوبک است. از دیگر نویسندگان ایرانی ادبیات ناتورالیسم می توان به برخی کارهای صادق هدایت و محمود دولت آبادی اشاره کرد.

ادبیات ناتورالیسم به دور از هرگونه احساس، مهربانی و رویا پردازی بر اساس حقیقت جهان، اصول و قوانین علمی پایه ریزی شده است. ناتورالیسم یا طبیعت گرایی بر این باور است که خلاقیت هنری از اشیاء، پدیده های تصادفی و مستقل تقلید می کند.

 

ناتورالیسم به لحاظ فلسفی به قدرت کامل و بی چون و چرای طبیعت و نظم بی همتای آن نسبت داده می شود و ادبیات ناتورالیسم به معنی تقلید بسیار دقیق از طبیعت است. بعضی از نویسندگان ناتورالیستی معتقدند ادبیات و هنر باید ارزش علمی داشته باشد. بر طبق نظر امیل زولا همان طور که زیست شناس به بررسی تجربی موجود زنده می پردازد نویسنده نیز باید از یک زیست شناس تقلید کرده و روش تجربی را دنبال کند. ویژگیهای سبک ناتورالیسم عبارتند از :
• شخص و جامعه هیچ امتیاز بیرونی نداشته و اصل تنازع بقاء در همه رویدادها به چشم می خورد یعنی اگر موجودی کار بد یا خوبی انجام دهد این نتیجه اراده او نیست بلکه جبر و قوانین طبیعت اورا به این عمل وا داشته است.

• در ادبیات ناتورالیسم بیش از اندازه به جزییات پرداخته می شود و گاهی ریزبینی و ذکر عوامل و حوادث بسیار جزئی ملال آور است. ذکر جزییاتی مثل کوچک ترین حرکات قهرمان داستان تا پیش پا افتاده ترین حرکتی که در زندگی او اتفاق می افتد.

• در ادبیات ناتورالیسم مکالمه های طولانی و بیهوده بسیار است.
• ناتورالیسم همگام با رئالیسم است. پایه گذار ادبیات ناتورالیسم فرانسه امیل زولا است. او سعی داشته به هنر و ادبیات وجهه علمی بدهد. به اعتقاد او نویسنده نباید خیال پردازی کرده و واقع بین باشد. به همان صورت که یک شیمی دان یا فیزیک دان به آزمایش می پردازد نویسنده نیز باید درباره ویژگیها و عادتهای اشخاص و اجتماعات بشری به همین شیوه تحقیق کند.
ناتورالیسم به جبر علمی اعتقاد دارد و می گوید حوادثی در دنیا رخ می دهد که بر پایه قوانین علمی صورت گرفته است.

ناتورالیسم در سالهای 1890-1880

در اواخر امپراطوری ناپلئون سوم در فرانسه، پس از اکتشافات جدید علمی و رونق صنعت و کشاورزی و مطابقت علمی آنها بنیان گذار مکتب ناتورالیسم امیل زولا در دنباله عقاید داروین و کلود برنارد بیان داشت:

« ما باید روی صفات و ذات آدم ها کار کنیم، باید عشق ها و هوس ها و تهورات و عادت ها و رفتارهای افراد جامعه را نشان بدهیم، همانند یک جراح که عملی روی بدن انسان انجام می‌دهد، ما هم باید روی وضع نهادی و روحی و اخلاقی و رفتار موروثی افراد کار کنیم و مکتب ناتورالیسم بر آن شد تا علوم طبیعی را همانند رئالیست ها با حس واقع بینی و تجربه و تماشا، آن طور که مشاهده می‌شوند وارد عرصه ادبیات کند تا بین جسم و روح هماهنگی ایجاد شده و با هوای تازه ، آئینی تازه، سبکی تازه در ادبیات ایجاد کنند.

یک نویسنده هرچند دارای نبوغ هنری باشد، باز هم کارگر ساده ای بیش نیست که باید سنگ خود را به دوش بکشد و به اندازه نیرو و توانی که دارد اثر هنری خود را خلق کند چون آفرینش هنری در اشخاص مختلف دارای وجه اشتراک است. »
به این ترتیب هر رویدادی که از مرز طبیعی و عادی خود خارج می شد مورد انتقاد شدید ناتورالیست ها قرار می گرفت و به همین منظور جامعه خرده بورژوازی را نقد می کرد؛ بی عدالتی ها در آثار آنها برجسته می شد چون ناتورالیستها بر این باور بودند که زبان نوشتاری باید در آنها طبیعی بوده به همین دلیل از زبان عامیانه و محاوره ای در نوشته های خود استفاده می کردند.

در این زمینه نیچه می گوید: یکی از کشفیات مهم قرن نوزدهم دین است، در نهاد انسان یک سیستم عصبی وجود دارد، وجدان و احساس آدم ها بازپرس آنهاست. ناتورالیست ها بر این باور بودند که زبان نیز باید طبیعی و به شکل محاوره ای باشد و باید با دقت به بررسی احوال روحی افراد قاتل، فاحشه، دیوانه و معتاد پرداخت.

 

در اواخر قرن نوزدهم اغلب دانشمندان و نویسندگان به این باور دست یافتند که تمام علوم طبیعی دنیا کشف شده و دیگر موضوع علمی کشف نشده ای در طبیعت باقی نمانده است به همین دلیل ناتورالیستها صاحب اعتبار شدند. با پایان اقتدار ناتورالیسم اعلام شد که کشفیات جدیدی درباره وراثت ژنتیک و انسان شناسی صورت گرفته و رمان تجربی امیل زولا فاقد اعتبار است. به این ترتیب مکتب ناتورالیسم با تمام شتابزدگی اش بیشتر از ده سال دوام نیاورد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *