ترجمه و ادبیات تطبیقی؛ سنجش ادبیات فرهنگهای مختلفReviewed by باران on Oct 21Rating: 4.5ادبیات تطبیقیادبیات تطبیقی

ترجمه و ادبیات تطبیقی؛ سنجش ادبیات فرهنگهای مختلف

ترجمه و ادبیات تطبیقی مبحث بسیار مهمی در ادبیات و خصوصا ادبیات ترجمه است. ادبیات تطبیقی یا ادبیات  سنجشی شاخه ای از گرایش نقد ادبی است که از روابط ادبی ملت های مختلف و زبان های گوناگون و تعامل بین ادبیات فرهنگ ها و ملت ها با یکدیگر سخن می گوید؛


در اصطلاح بخش مهمی از ادبیات است که به آنالیز و پژوهش ارتباط ها و شباهت های بین ادبیات، زبان ها و فرهنگ های گوناگون می پردازد.

در حالت کلی انواع تاثیرات زبانی و بخش های مهم در ادبیات فارسی به دو بخش تقسیم می شود: تاثیرگذاری ادبیات ایران بر فرهنگ های دیگر و تاثیر ادبیات ملت ها بر ادبیات فارسی. در زمینه ترجمه و ادبیات تطبیقی می توان تاثیر فردوسی بر متیو آرنولد شاعر و منتقد انگلیسی دوره ویکتوریا و تاثیر حافظ بر گوته شاعر آلمانی نام برد. ادبیات تطبیقی، از شاخه‌هایی است که با رونق گرفتن نقد ادبی در قرن نوزدهم در فرانسه شکل گرفت. هرچند شیوهٔ نوین پژوهش تطبیـقی ادبیات در سده‌های گذشته پدید آمده است. اطلاعات دقیقی وجود ندارد که اولین بار چه کسی از عبارت ادبیات تطبیقی استفاده کرده است ولی گفته می شود که فرانسوا ویلمن در زمینه پژوهش ادبی پیشگام بوده است.

ادبیات تطبیقی

ادبیات همگانی

ادبیات تطبیقی یا Comparative literature كه گاهی به آن «ادبیات همگانی» نیز گفته می شود، دانشی است اساساً فرانسوی و به زبان ساده عبارت است از: «مطالعه و بررسی مقایسه ای آثاری كه برخاسته از زمینه های فرهنگی گوناگونند.»
ادبیات تطبیقی چشم اندازی است از بررسی و تحقیق درباره هر چیزی كه بتوان گفت ادبیات است و كشف ارتباط آن با دیگر عناصر تشكیل دهنده یك فرهنگ. ملت ها از ادبیات یكدیگر الهاممی گیرند. ادبیات روز به روز در حال جهانی تر و همه گیر شدن است. ادبیات شرق و ادبیات غرب مدام در حال تاثیر بر یکدیگرند و ترجمه و ادبیات ترجمه در این زمینه بسیار موثر است. وجود مترجمان حرفه ای و آشنا به ادبیات ملت های مختلف کمک زیادی به ترجمه و ادبیات تطبیقی کرده است. برخی از اندیشمندان معتقدند باید در زمینه های تاریخی ادبیات تطبیقی مثلا در جنگ های صلیبی جستجو کرد. 9 دوره جنگ های صلیبی که در حدود دویست سال طول کشیده بدون شک تاثیر زیادی در پیوند ادبیات غرب و شرق داشته است.
مبحث «مهاجرت» هم خود باعث تعامل بین فرهنگها و پیدایی ادبیاتی جدید می شود. و همچنین نیاز ادیبان به یكدیگر و ادبیات غیر از خود؛ به جهانی شدن و وسعت ادبیات كمك می كند.

شاید اگر راه و روش تحقیق در دو رشته نقد ادبی و تاریخ ادبیات متحول نمی شد، «ادبیات تطبیقی» مطرح نمی شد. از ابتدای قرن نوزدهم این علم بسیار هدف بحث و مطالعه قرار گرفت و اندك اندك تکامل یافت و در اوایل قرن بیستم، با گشایش رسمی دروس این رشته جدید و با ارائه رساله های ارزشمند، هویتی مستقل یافت. به نظر می رسد اولین بار عبارت «ادبیات تطبیقی» در سال 1816 به كار رفت ولی نفس موضوع این علم، قطعاً قدیمی تر است. همانطور که بالاتر گفتیم بر اساس برخی اطلاعات اولین بار «فرانسوا ویلمن» بود كه این عبارت را به هنگام تدریس ادبیات بیگانه در سال 1828 در دانشگاه سوربن به كار برد و مورخان تاریخ این رشته، آن را مبنای كار قرار دادند. آمار دقیقی در این زمینه وجود ندارد.

در اواخر قرن نوزدهم بود كه چندین اثر تطبیقی مهم ارائه شد و این آثار نیز، پژوهش های دیگری را تا اواسط قرن بیستم سبب شد. فرانسه به عنوان پیش گام این علم محسوب شده و نخستین كنگره آن را در سال 1878 به مدیریت ویکتور هوگو نویسنده فرانسوی در پاریس و كنگره بعدی را در سال 1900 در همین شهر برگزار كرد. نخستین كتاب شناسی ادبیات تطبیقی هم به همت «لویی پل بتز» در 1897 تهیه و به وسیله بالدنسپرژه در فرانسه منتشر شد. در حال حاضر ادبیات تطبیقی با تاریخی حدوداً 200 ساله در كنار نقد ادبی و تاریخ ادبیات در دانشگاه های دنیا تدریس می شود و به ابزاری برای شناخت ادبیات ملت های مختلف تبدیل شده است.

ترجمه پژوهی یکی از مباحث جدید در ادبیات تطبیقی

در ترجمه و ادبیات تطبیقی ترجمه پژوهی یکی از مباحث جدید در ادبیات تطبیقی است که توسط ادیبانی چون سوزان بسنت انگلیسی نظریه پرداز ترجمه و ادبیات و پیتر نیومارک از بنیانگزاران مطالعات ترجمه در زبان انگلیسی مطرح و ارائه گردید. محقق تطبیقی در این حوزه به تحلیل و تطبیق متن مبدأ (متن اصلی) با متن مقصد (متن دوم) پرداخته؛ محورهایی از قبیل زمینه های فکری، اجتماعی، فلسفی، تاریخی ظهور ترجمه، نشانه های شخص مترجم در متن ترجمه شده، نقش واسطه گری ترجمه در ادبیات زبان مقصد و میزان تأثیر آن را توضیح می دهد.

در این تحقیق سعی می شود ضمن ارائه چارچوبی درست و مدون از نحوه ارتباط ترجمه با ادبیات تطبیقی به تحلیل اثر ترجمه شده بنداری اصفهانی (مورخ قرن هفتم و مترجم شاهنامه فردوسی به عربی) از شاهنامه فردوسی بپردازد و محورهای مزبور را مورد کنکاش و وارسی دقیق قراردهد. شایان گفتن است که ترجمه بنداری اصفهانی مطابق با تاثیرات فرهنگی، زبانی، دینی، فکری خاصی بوجود آمد و شخص مترجم خواسته یا ناخواسته در ترجمه ورود کرده و شخصیت او در آن بازتاب مقبولی یافته است از این رو صرف شخصیت فردوسی در ترجمه پدیدار نیست. همچنین این ترجمه توانسته است زمینه بروز آثاری متأثر از خود- هرچند کم چه به صورت الهام، چه تقلید و چه در حوزه پژوهش ایجاد کند. بنابراین پژوهش حاضر با روشی توصیفی- تحلیلی به این محورها بپردازد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *